55

روان شناسی و بیماری لاعلاجِ سرطان

|
0 دیدگاه
3

تومور (غده) بدخیم كه از تقسیم غیرعادی و كنترل نشده سلولهایی بوجود می آید كه بافت اطراف سلولها را تسخیر و خراب می كنند.

دو نوع تومور وجود دارد: تومورهایی كه خوش خیم هستند و در تمام بدن پخش نمی شوند و تومورهای بدخیم كه از خود جابجاشدگی و تغییر وضع نشان می دهند (جریانی كه طی آن سلولها از تومور خارج می شوند و بجای دیگر حركت می كنند).سه نوع سلول سرطانی وجود دارد: كارسینومس (كه شامل ۹۰ درصد از تمام سلولهای سرطانی می شود و در بافتهای سلولها بنا نهاده می شود. ساركومس  كه در بافتهای پیوندی بوجود می آید و لیكومیاس كه در خون ساخته می شود.

شیوع سرطان

در سال ۱۹۹۰ گزارش شد كه ۶ میلیون مورد جدید سرطان در جهان وجود دارد و اینكه یک دهم از كل مرگ و میرها در دنیا ناشی از سرطان است .  در انگلستان، سرطان ها همراه با بیماری عروق كرونر قلبی مهمترین عامل مرگ و میرها هستند. این دو بیماری مزمن علت نیمی از تمام مرگ و میرها محسوب می شوند. براساس این اطلاعات، بنظر می رسد كه در مرگ ناشی از سرطان تفاوتهای وسیعی وجود داشته باشد: زنان بیشتر دچار سرطان سینه می شوند (۲۰% میزان مرگ و میر) در حالی كه مردان بیشتر در برابر سرطان ریه (شش) آسیب پذیر هستند (۳۶% میزان مرگ و میر). در شرایطی كه بنظر می رسد كل مرگ و میرهای ناشی از سرطان افزایش نمی یابد، موارد سرطان ریه در زنان (نسبت به مردان) به علت كاهش مصرف سیگار در میان مردان در سال اخیر بطور پیوسته ای افزایش یافته است.

نقش روانشناسی در سرطان

اگرچه اثر تسكینی (به عنوان آرامش موقتی نه بعنوان یك علاج واقعی) روانشناسی در سرطان برای اولین بار توسط گالِن در ۲۰۰-۳۰۰ سال بعد از میلاد مطرح شد، اما این رابطه اخیراً به طور نظامدار مورد مطالعه قرار گرفته است.

بنظر می رسد كه ۸۵ درصد تمام سرطان ها بطور بالقوه قابل پیشگیری هستند و نظام و برنامه ها و تدابیر روانشناختی سهم مهمی در تمام مراحل بیماری دارند. البته روانشناسی می تواند در سبك نمودن و تخفیف گسترش بیماری سرطان در همان ابتدا كمك كند و مؤثر واقع شود. سلولهای سرطانی در بیشتر افراد وجود دارند، اگرچه هر فردی به بیماری سرطان مبتلا نمی شود.

این مطلب بیانگر آن است كه در آسیب پذیری نسبت به ابتلا به سرطان تفاوتهای فردی وجود دارد. شیوه یا سبك زندگی و سایر عوامل ممكن است آتش بروز سرطان را شعله ور كنند. برای مثال شواهد موجود رابطه محكم بین سیگار كشیدن و سرطان ریه را نشان می دهند. با این حال هر شخصی كه سیگاركش قهار است به سرطان ریه مبتلا نمی شود. رابطه ای كه در اینجا ظهور می كند یك رابطه احتمالی است تا اینكه یك رابطه ساده علت و معلولی باشد.

علاوه بر آنچه كه در بالا گفته شد، تمام افرادی كه مبتلا به سرطان هستند، پیشرفت بیماریی را كه منجر به مرگ می شود، بطور یكسان نشان نمی دهند. مطابق با این بحث درباره HIV و AIDS ممكن است روانشناسی نقش مهمی در محدود كردن گسترش و سرایت سرطان داشته باشد. همین طور، تمام مبتلایان به سرطان به علت سرطان نمی میرند. روانشناسی حتی ممكن است در طولانی كردن عمر بعد از ابتلای به سرطان نیز مؤثر باشد. این عوامل در مُدلی كه توسط اُگدن (۱۹۹۶)طراحی گشته، خلاصه شده است كه نقش بالقوه روانشناسی در سرطان را نشان می دهد.

شروع و پیشرفت سرطان

رفتار انسان ممكن است در شروع و پیشرفت سرطان اثر بگذارد.  استرس یا فشار روانی نیز ممكن است در شروع و پیشرفت سرطان نقش بازی كند. گرچه این امر تنها در آزمایشات مربوط به حیوانات (كه از موشهای مستعد سرطان استفاده شده بود) ثابت شده است.

پژوهشهای مربوط به رویدادهای فشارزای زندگی انسانها، تنها اطلاعاتی را درباره همبستگی داده ها آشكار ساخته است. هرچند الگوهای معتبر و قابل قبولی در بین اعضای خانواده هایی كه عضوی مبتلا به سرطان داشتند و رویدادهای فشارآور زندگی نظیر طلاق، تغییر محل زندگی (خانه) و آشفتگی در سلامت خود را تجربه كرده بودند، وجود داشت .

عوامل دیگر روانشناختی كه می توانند در بروز سرطان سهیم باشند، عبارتند از سطح كنترل بر عوامل استرس زا، شیوه های كنار آمدن با استرس، استرس خفیف مزمن (نه افسردگی بالینی) شخصیت نوع C با نیمرخ سخت رویی خفیف.

پاسخهای روانشناختی به سرطان

پاسخهای هیجانی نسبت به سرطان شامل افسردگی شدید، غم و اندوه، فقدان كنترل، تغییر شخصیت، عصبانیت و اضطراب است و این موارد می تواند در ۲۰ درصد از بیماران سرطانی دیده شود. جالب است ذكر شود كه حداقل در سرطان سینه (كه قابل جراحی است) بنظر می رسد كه وضعیت هیجانی فرد مبتلا، با نوع عملی كه روی او انجام می شود، رابطه ای ندارد.

عوامل آشكاری كه پیش بینی كننده پاسخهای هیجانی سرطان هستند عبارتند از: سابقه روانپزشكی قبلی، فقدان حمایت اجتماعی، سن و فقدان رابطه صمیمی با دیگران. در سرطان های پیشرفته، سلامت روانی بیمار با سلامت فیزیكی او بسیار مرتبط است .

علاوه بر پاسخ های هیجانی نسبت به سرطان، پاسخ های شناختی نشانگر این نكته است كه داشتن روحیه جنگجویی، با اضطراب و افسردگی رابطه منفی دارد (یعنی یك روحیه قوی جنگجویی، اضطراب و افسردگی را دور می كند). علت وقوع این امر شناخته نشده است .

راهبردهای روانشناختی برای كنار آمدن با مشكلات

برعكس مطالبی كه در بالا درباره روحیه جنگجویی گفته شد، اعتقاد به اینكه بیماری كشنده است (سرطان من حتمی و چاره ناپذیر است)، بی پناهی و درماندگی (من نمی توانم كاری برای بیماری سرطان خود انجام دهم) و اشتغال ذهنی مضطربانه (مانند تفكر بیش از حد یا اشتغال ذهنی درباره سرطان) همه مربوط به خلق و خوی ضعیف و پایین هستند.

روبرو شدن با علائم سرطان

روانشناسی در تسكین و تخفیف نشانه های سرطان و بالا بردن كیفیت زندگی نیز سهیم بوده است. مبتلایان به سرطان ممكن است نشانه های مختلفی از جمله درد بسیار آزاردهنده (كه دو سوم مبتلایان را تحت تأثیر قرار می دهد)، مشكلات تنفسی، استفراغ، بی خوابی، از دست دادن كنترل بر روده و مثانه، از دست دادن اشتها و سردرگمی روانی را تجربه كنند.

مداخلات درمانی روانی اجتماعی كه ذیلاً آورده می شود برای كاهش برخی از علائم و نشانه ها مورد استفاده قرار گرفته اند:

* كنترل درد (مانند استفاده از پسخوراند زیستی و هیپنوتیزم)

* مداخلات مبتنی بر حمایت اجتماعی (مانند حمایت اجتماعی كه به كنترل و فعالیت های معنی دار تأكید می كنند)

* درمان حالت تهوع و استفراغ (مانند استفاده از آرمیدگی (آرام بخشی) و تصویرسازی هدایت شده.

* مشاوره درباره تصویر بدنی (بنا كردن و توسعه موضوعات مربوط به كیفیت زندگی و مشاوره مبتنی بر سوگ و اندوه هنگام از دست دادن قسمت های مختلف بدن).

* راهبردهای سازگاری شناختی (استفاده از راهبردهای روانشناختی بمنظور ارتقای ارزش شخصی).

* درمان كلی نگر استفاده از برنامه های آرمیدگی (آرامبخشی)، تصویرسازی ذهنی و حركات ورزشی در درمان سرطان كه بر كار كردن روی كلیت فرد (نه فقط آن قسمت از بدن كه مبتلا به بیماری است)تأكید دارد.

0 پسندیده شده
زهرا افرادی
از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره آبی مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.