32

علايم و نشانه‌های ضربه مغزی

|
0 دیدگاه
1

علايم و نشانه‌هاي ضربه مغزي اختصاصي نيستند؛ با اين حال بايد ارتباط زماني مشخصي بين مکانيسمي مناسب براي ايجاد آسيب و علايم حاصل از آن وجود داشته باشد.

ابزارهاي ارزيابي مختلفي براي کمک به تشخيص وجود دارند که از آن جمله مي‌توان به فهرست سياهه علايم، آزمون‌هاي عصبي ـ روانشناختي، آزمون‌هاي ثبات وضعيتي و ابزارهاي ارزيابي خارج از زمين بازي اشاره کرد.

اساس درمان ابتدايي مبتني بر استراحت فيزيکي و شناختي است. هيچ درمان اختصاصي براي ضربه مغزي وجود ندارد؛ بنابراين، تکيه بر درمان علامتي و بازگشت به فعاليت ورزشي است.

از آنجا که ميزان بهبود ضربه مغزي متغير است، نظام‌هاي طبقه‌بندي سخت‌گيرانه عمدتاً کنار گذاشته شده‌اند تا امکان استفاده از رويکردهاي متناسب با شرايط هر بيمار فراهم آيد. زماني که تمام حوزه‌هاي باليني گرفتار در يک بيمار بهبود پيدا مي‌کنند، مي‌توان يک دستورالعمل بازگشت تدريجي به فعاليت ورزشي را اجرا کرد.

ممکن است دوران نقاهت در کودکان، نوجوانان و بيماراني که سابقه قبلي از ضربه مغزي دارند، قدري طولاني‌تر باشد. تحقيقات محدودي در مورد درمان ضربه مغزي در کودکان و نوجوانان انجام شده اما با توجه به نگراني‌هايي که در مورد عواقب بالقوه آسيب به مغز در حال رشد در اين گروه سني وجود دارد، به نظر مي‌رسد به کارگيري رويکردي محتاطانه‌تر براي درمان ضربه مغزي در اين گروه از بيماران مناسب‌تر باشد.
ضربه مغزي عبارت است از بروز اختلال در کارکرد مغز در اثر وارد شدن نيرويي مستقيم يا غيرمستقيم به سر. اصطلاحاتي نظير ضربه مغزي و آسيب تروماتيک خفيف مغزي اغلب به جاي يکديگر به کار مي‌روند.

ضربه مغزي آسيب شايعي است که به عنوان يک نگراني عمده در حيطه مراقبت سلامت در ايالات متحده جلوه مي‌کند.

طبق گزارش‌هاي حاصل از بخش‌هاي اورژانس، سالانه بيش از يک ميليون ويزيت به خاطر آسيب تروماتيک مغز انجام مي‌شود که اکثر آنها از نوع ضربه مغزي هستند. با اين همه، احتمالاً آمار مذکور کمتر از ميزان واقعي است چرا که بسياري از افراد به دنبال آسيب سر به پزشک مراجعه نمي‌کنند. بروز ساليانه ضربات مغزي مرتبط با ورزش در حدود ۸/۳-۶/۱ ميليون مورد است.

خطراتي که در اثر بازگشت زودتر از موقع به فعاليت ورزشي، فرد را تهديد مي‌کنند و نيز شواهد نوظهوري که از عواقب بلندمدت ضربات مغزي خبر مي‌دهند، نهادهاي قانونگذاري ايالتي و ملي را بر آن داشته است تا مقرراتي براي فعاليت ورزشي ورزشکاران جوان وضع کنند.

اين مقررات به اجراي راهکارهايي جديد، گسترش آزمون‌هاي عصبي ـ روانشناختي و تغييراتي در قواعد حاکم بر حوادث ورزشي ختم شده است. در نتيجه اين موارد، درمان ضربه مغزي به صورت قابل توجهي تغيير يافته است.
تشخيص ضربه مغزي مي‌تواند دشوار باشد و اين مساله با توجه به فقدان تعريفي همگاني براي ضربه مغزي دشوارتر شده است. از اين گذشته، هيچ سنجه عيني مستقيمي براي تشخيص يا بررسي ميزان بهبودي وجود ندارد، هيچ درماني که اثربخشي اثبات‌شده‌اي داشته باشد در دست نيست و داده‌هاي آينده‌نگر تجربي محدودي هم براي هدايت تصميمات مربوط به بازگشت به فعاليت ورزشي وجود دارد.

لذا ناگزير از آنيم که قضاوت باليني را با راهکارهاي صاحبنظران و ابزارهاي ارزيابي موجود بياميزيم تا بتوانيم تشخيص درست را مطرح و روند بهبود بيمار را پيش‌بيني کنيم.

تابلوي باليني

ضربه مغزي نوعي آسيب کارکردي (و نه ساختاري) مغز است که مي‌تواند حيطه‌هاي سوماتيک (جسماني)، شناختي و عاطفي کارکرد مغز را متاثر سازد.

بروز نابساماني در خواب فرد نيز شايع است. اگر هر کدام از اين حيطه‌ها دچار اختلال کارکرد شوند، بايد به فکر ضربه مغزي بود؛ با اين حال، وضعيت‌هاي ديگري همچون گرمازدگي، ميگرن فعاليتي و اختلالات خواب نيز مي‌توانند علايم مشابهي درست کنند. براي رسيدن به تشخيص ضربه مغزي، بايد ارتباط زماني مشخصي بين يک مکانيسم مناسب براي ايجاد آسيب و شروع يا تشديد علايم پيدا کرد.

سردرد شايع‌ترين علامت ضربه مغزي است. ساير علايم شايع عبارتند از

احساس گيجي، اختلالات تعادل و عدم آگاهي به زمان و مکان. از دست رفتن هوشياري که زماني به عنوان شاه‌علامت ضربه مغزي قلمداد مي‌شد، در کمتر از ۱۰ بيماران روي مي‌دهد.

طبقه‌بندي

هيچ اجماعي در مورد طبقه‌بندي ضربه مغزي وجود ندارد. اگرچه مقياس‌هاي متعددي براي تعيين شدت ضربه مغزي وجود دارد، هيچ کدام از آنها از نظر علمي روا شده نيستند. نظام‌هاي طبقه‌بندي قبلي (مانند نظام کانتو توسط آکادمي نورولوژي آمريکا) بر روي از دست رفتن هوشياري و فراموشي تکيه داشتند؛ اما تحقيقات نشان داده که اين نشانگرها نمي‌توانند شدت ضربه مغزي يا ميزان بهبود آن را به دقت تعيين کنند.

نشست بين‌المللي درباره ضربات مغزي در ورزش پيشنهاد کرده است که طبقه‌بندي بر مبناي تظاهرات ساده و نه پيچيده باشد؛ اما اين روش نيز به صورت گذشته‌نگر مورد استفاده قرار گرفته است و بنابراين راهنماي قابل قبولي براي هدايت درمان نيست.
يک نظام طبقه‌بندي ايده‌آل، نظامي است که شدت آسيب را در زمان وقوع آن مشخص کند، اطلاعاتي در مورد پيش‌آگهي بيماري به دست دهد و در هدايت تصميمات مربوط به بازگشت به فعاليت ورزشي کمک‌کننده باشد. از آنجا که چنين نظامي عملاً وجود ندارد، توصيه مي‌شود از رويکردي که متناسب با شرايط منحصر بفرد هر بيمار باشد و علايم را تا زمان بهبود پايش کند، استفاده کنيم و به دنبال آن، يک راهبرد بازگشت تدريجي به فعاليت ورزشي را بکار بنديم.

پاتوفيزيولوژي

سابق بر اين، اکثر موارد ضربات مغزي گزارش شده در اثر سقوط از ارتفاع يا تصادف با وسايل نقليه موتوري بودند. مطالعات جديد بر روي جمعيت‌هاي جوان‌تر نشان داده که اکثر موارد ضربات مغزي در جريان حوادث ورزشي ايجاد مي‌شوند به طوري که بيشترين خطر بروز آن در طول مسابقات ورزشي است.

اگرچه داده قطعي وجود ندارد که نشان دهد خطر بروز ضربه مغزي در زنان بيشتر است يا در مردان، مکانيسم‌هاي متفاوتي براي وارد شدن آسيب در زن و مرد پيشنهاد شده است. به نظر مي‌رسد مردان بيشتر در معرض ضربات مغزي ناشي از برخورد تن به تن بازيکنان هستند در حالي که ضربات مغزي در زنان بيشتر در اثر برخورد با سطوح ورزشي يا تجهيزات اتفاق مي‌افتد.
ضربه مغزي در اثر وارد شدن نيروهاي چرخشي يا زاويه‌دار به مغز ايجاد مي‌شود و لزوماً نبايد ضربه مستقيمي به سر وارد گردد. نيروهاي برشي باعث تخريب غشاهاي عصبي مي‌شوند و متعاقباً ريزش پتاسيم به فضاي خارج‌سلولي اتفاق مي‌افتد.

در نتيجه سطح کلسيم و اسيدهاي آمينه تحريک‌کننده بالا مي‌رود و به دنبال آن، ريزش بيشتر پتاسيم روي مي‌دهد که خود منجر به مهار فعاليت نورون مي‌شود. وقتي پمپ‌هاي سديم ـ پتاسيم دوباره توازن خود را به دست مي‌آورند، نياز به انرژي بالا مي‌رود در حالي که هنوز جريان خون مغز به طور متناقضي پايين است. اختلالات ايجاد شده در تنظيمات سيستم عصبي خودکار مي‌تواند تا چند هفته پايدار بماند و مغز ممکن است در معرض آسيب‌هاي بيشتري قرار گيرد.

سير طبيعي

علايم ضربه مغزي به طور معمول بلافاصله پس از آسيب ظاهر مي‌شود اما ممکن است تا چند ساعت به تاخير بيفتد. علايم ضربه مغزي معمولاً کمتر از ۷۲ ساعت طول مي‌کشد و اکثر موارد ضربه مغزي طي ۱۰-۷ روز به طور خود به خودي بهبود مي‌يابند. در کودکان، نوجوانان و کساني سابقه‌اي از ضربه مغزي قبلي داشته‌اند، ممکن است دوره بهبود قدري طولاني‌تر باشد.
از گذشته براي پايش روند بهبود، ارزيابي علايم را مورد استفاده قرار مي‌دادند؛ با اين حال، نقش اختلال کارکرد شناختي توجه خاصي را به خود معطوف ساخته است. احتمالاً کارکرد شناختي مستقل از ساير علايم بهبود مي‌يابد هرچند اين مساله در مقالات به طور قاطع ذکر نشده است. اين موضوع نگراني‌هايي در مورد خطر آسيب‌هاي بيشتر حتي پس از بهبود علايم ايجاد مي‌کند.
عوامل پيش‌بيني‌ کنندة بهبود به خوبي تعريف نشده‌اند. نشانگرهاي سنتي (يعني از دست رفتن هوشياري، فراموشي، حرکات تشنجي) از داده‌هاي مربوط به آسيب‌هاي شديدتر مغز به دست آمده‌اند.

مطالعات نشان داده‌اند که از دست رفتن کوتاه سطح هوشياري با طولاني‌شدن دوره بهبود همراهي ندارد و نيز بروز حرکات تشنجي بلافاصله بعد از وقوع آسيب، پديده‌اي خوش‌خيم است. اهميت فراموشي کمتر مشخص شده است. يافته‌هاي اخير حکايت از آن دارند که سردرد طولاني (بيش از ۶۰ ساعت)، خستگي، بي‌حالي، گيجي و سردرگم بودن بيمار يا وجود بيش از ۳ علامت در بدو ظهور ضربه مغزي ممکن است با طولاني شدن دوران نقاهت همراه باشند.

ابزارهاي ارزيابي

اکثر موارد ضربه مغزي تغييرات نامحسوسي ايجاد مي‌کنند؛ در نتيجه، ارزيابي بيمار مي‌تواند چالش‌ برانگيز باشد. چندين ابزار ارزيابي براي کمک به تشخيص و درمان ضربه مغزي وجود دارد . اگرچه هيچ کدام از اين ابزارها به طور اختصاصي اثربخش نيستند، ترکيب آنها موجب افزايش حساسيت و ويژگي‌شان مي‌شود. بيشترين فايده ابزارهاي ارزيابي زماني است که اندازه‌گيري پايه‌اي براي مقايسه در دست باشند.

فهرست سياهه علايم

اکثر راهکارها عمدتاً فهرست‌هاي سياهه‌اي را که به بيماران امکان مي‌دهند علايم ناشي از ضربه مغزي را اظهار و ثبت نمايند، توصيه مي‌کنند؛ با اين حال، علايم ممکن است تاخيري باشند، توسط بيمار گزارش نشوند، يا از قبل هم در بيمار وجود داشته باشند. اکثر فهرست‌ها از طريق تجارب باليني تهيه شده‌اند و مشابهت‌هاي قابل توجهي بين آنها وجود دارد اما در مجموع هيچ کدام نسبت به بقيه برتري ندارد.

آزمون عصبي ـ روانشناختي

آزمون‌هاي عصبي ـ روانشناختي براي تشخيص نقايص شناختي جزيي طراحي شده‌اند. آزمون‌هاي کتبي کاربر هستند و به ممتحنين کارآزموده نياز دارند در حالي که آزمون‌هاي مبتني بر رايانه امکان اجراي سريع براي چندين بيمار را به صورت همزمان فراهم مي‌کنند.

هيچ اجماعي در مورد اين که بهترين آزمون کدام است، وجود ندارد. يک فرابررسي به اين نتيجه رسيد که ۱۴روز بعد از وقوع آسيب، حساسيت آزمون‌هاي کتبي، آزمون‌هاي مبتني بر رايانه و ابزار استاندارد شدة ارزيابي ضربه مغزي (SAC ) که يک ابزار ارزيابي خارج از زمين بازي است با يکديگر تفاوت معني‌داري ندارد.

اغلب آزمون عصبي ـ روانشناختي به عنوان اساس ارزيابي ضربه مغزي در نظر گرفته مي‌شود؛ با اين همه، شواهدي وجود ندارد که نشان دهد تاثيري بر پيامد بيماري مي‌گذارد. همچنين اتفاق نظر در مورد درجه بهبود لازم براي بازگشت بي‌خطر فرد ضربه مغزي‌شده به بازي‌هاي ورزشي وجود ندارد.

آزمون ثبات وضعيت بدن

ضربه مغزي منجر به اختلال تعادل مي‌شود که معمولاً ۵-۳ روز طول مي‌کشد. آزمون ثبات وضعيت بدن يک جزء اساسي در ارزيابي بيمار به شمار مي‌رود؛ اما شواهد کافي در مورد فايده آن در دست نيست. براي اجراي برخي از آزمون‌هاي حفظ تعادل به ابزارهاي پيچيده نياز است؛ اما نظام نمره‌دهي خطاي تعادل تنها با کمک يک تشک اسفنجي و در خارج از زمين بازي در جريان رخدادهاي ورزشي قابل اجراست.

ارزيابي اوليه

در مورد آسيب‌هاي آشکار سر و گردن، ارزيابي در محل حادثه شروع مي‌شود و تمرکز آن بر ارزيابي فقرات گردني است. در افراد غيرهوشيار بايد آسيب فقرات گردني را مفروض دانست تا خلاف آن ثابت شود. جدول ۴ تعدادي از يافته‌هاي معاينه عصبي را فهرست کرده است که وجودشان به معني آسيب تروماتيک شديدتر مغز و ضرورت بررسي بيشتر در بيمارستان است.

ارزيابي در خارج از زمين بازي

ارزيابي بيشتر را مي‌توان در خارج از زمين بازي و يا در سالن تمرين ورزشکاران انجام داد. در ضربه مغزي، يافته‌هاي معاينه عصبي به جز وضعيت هوشياري فرد و برخي نقايص در حفظ تعادل، طبيعي هستند؛

اما تغييرات جزيي ناشي از ضربه مغزي از طريق پرسيدن سوالات استاندارد براي تعيين ميزان آگاهي فرد به زمان و مکان و يا از طريق آزمون‌هاي سنتي سنجش تعادل قابل تشخيص نيستند. ارزيابي بيمار دچار ضربه مغزي احتمالي بايد مشتمل بر معاينه فيزيکي و نيز استفاده از ابزارهاي موجود براي بررسي ضربه مغزي باشد.

ضروري است که بيمار طي چند ساعت از نظر بدتر شدن علايم تحت نظر باشد. تا زماني که ارزيابي‌هاي انجام شده اطمينان کافي به دست دهند که فرد دچار ضربه مغزي نشده است، نبايد اجازه داد که ورزشکار آسيب‌ديده به زمين بازي برگردد.

ارزيابي در بيمارستان و تصويربرداري

روند ارزيابي در بيمارستان مشابه همان چيزي است که در خارج از زمين بازي انجام مي‌گردد اما شرح‌حال گيري و معاينه عصبي با جزييات بيشتري انجام مي‌شود.

بزرگترين چالش آن است که مشخص کنيم کدام بيمار به تصويربرداري‌هاي پيشرفته نياز دارد. اغلب، روش‌هاي تصويربرداري بيش از حد ضرورت مورد استفاده قرار مي‌گيرند و اتفاقاً کمک چنداني هم به روند درماني ضربه مغزي نمي‌کنند به جز اين که وجود آسيب‌هاي تروماتيک جدي‌تر مغز، شکستگي جمجمه و آسيب‌هاي فقرات گردني را رد مي‌نمايند.

اگر مشخص شود که تصويربرداري ضروري است   CT اسکن مغز اولين روش تصويربرداري که بايد انتخاب شود زيرا هم در دسترس است و هم حساسيت خوبي براي تشخيص خونريزي داخل جمجمه دارد. MRI نيز در شرايط اورژانس قابل قبول است اما بيشتر براي ارزيابي نقايص عصبي طول‌کشيده مفيد است. راديوگرافي ساده سر نقشي در ارزيابي ضربه مغزي احتمالي ندارد. روش‌هاي تصويربرداري جديدتر (مانند MRI کارکردي) نيز تحت بررسي هستند؛ اما شواهد محدودي در دست است، به راحتي در دسترس نيستند و کاربرد باليني هيچ کدام از آنها به طور کامل اثبات نشده است.
اگر بيمار دچار آسيب جدي فقرات گردني يا داخل‌جمجمه‌اي نباشد، مراقبت در منزل و تحت‌نظر گيري مي‌تواند کافي باشد به شرطي که فرد مراقبت‌‌کنندة مسووليت‌پذيري وجود داشته و امکانات کافي براي مراجعه سريع به پزشک (در صورت نياز) در دسترس باشد؛ بايد دستورات هشدار کتبي به بيمار و فرد مراقبت‌کننده از وي داده شود تا بدانند چه زماني به پزشک مراجعه کنند.

پيگيري الزامي است چرا که تصميم براي بازگشت به فعاليت ورزشي را نمي‌توان به سرعت اتخاذ کرد. بيدار کردن دوره‌اي بيمار در طول زمان خواب مورد اختلاف نظر است؛ هرچند با اين کار مي‌توان پيشرفت افت علايم عصبي را تشخيص داد، محروميت از خواب خود مي‌تواند باعث تشديد علايم ضربه مغزي شود.

درمان

اجزاي اساسي درمان عبارتند از استراحت کردن و سپس به کار بستن يک راهبرد بازگشت تدريجي به فعاليت ورزشي.

در مورد اکثر بيماران مي‌توان تنها از ابزار SCAT2 براي پايش ميزان بهبودي و راهنماي تصميم بازگشت به فعاليت ورزشي استفاده کرد.
استراحت کامل شناختي و فيزيکي اساس درمان اوليه به شمار مي‌رود زيرا فعاليت مي‌تواند باعث تشديد علايم ضربه مغزي و تاخير در بهبود آن گردد.

پس از بهبود علايم، با انجام آزمون‌هاي وضعيتي و شناختي (در قالب ابزار SCAT2) مي‌توان بهبود کامل بيمار را تاييد نمود. بعد از اين مرحله مي‌توان يک دستورالعمل بازگشت تدريجي به فعاليت ورزشي را به کار بست. تا زماني که ضربه مغزي به طور کامل بهبود نيافته و مصرف داروهايي که ممکن است علايم ضربه مغزي را از نظر دور دارد، به پايان نرسيده است نبايد به ورزشکار اجازه داده که فعاليت ورزشي را از سر بگيرد.

در افرادي که در معرض طولاني شدن دوران بهبود هستند، مي‌توان انجام آزمون‌هاي دقيق عصبي ـ روانشناختي و نيز ارجاع بيمار به يک متخصص مراقبت سلامت داراي تجربه در زمينه درمان ضربه مغزي را در نظر داشت. ارزيابي مجدد به فاصله چند ماه پس از بهبود بيمار، اقدام بخردانه است که مي‌تواند به غربالگري علايم افسردگي کمک کند.
شواهد مربوط به درمان‌هاي دارويي محدود هستند. درمان متمرکز بر کنترل علايم است و مشابه همان داروهايي است که در بيماران بدون ضربه مغزي به کار مي‌رود. بايد از مصرف داروهايي که مي‌توانند بدتر شدن علايم را از نظر دور بدارند يا پايش تغييرات وضعيت هوشياري مختل سازند، اجتناب نمود. در مصرف داروهايي که مي‌توانند خونريزي بالقوه داخل‌جمجمه‌اي را بدتر کنند (مثل داروهاي ضد التهاب غيراستروييدي) نيز بايد احتياط کرد.

ملاحظات خاص

بازگشت به بازي در همان روز

ورزشکاران نبايد در همان روزي که دچار ضربه مغزي شده‌اند به بازي برگردند و اکثر سازمان‌هاي ورزشي و نيز قوانين ايالتي با چنين کاري مخالفت مي‌کنند. با اين حال، داده‌هاي محدودي وجود دارد که برخي را بر آن داشته تا استثنائاتي را براي ورزشکاران حرفه‌اي قائل شوند البته به شرطي که منابع کافي در خارج از زمين بازي براي ارزيابي وضعيت ورزشکار وجود داشته باشد و بهبود کامل نيز در وي به اثبات رسيده باشد. اين استثنائات مشمول حال ورزشکاران کم‌سن و سال نمي‌شود.

کودکان و نوجوانان

ادارة ضربه مغزي در يک مغز در حال رشد، چالش منحصر بفردي است و رويکرد به آن بايد با رويکرد درماني به ضربه مغزي بزرگسالان متفاوت باشد. بيشتر تحقيقات درباره درمان ضربه مغزي در افرادي صورت گرفته است که دبيرستاني و يا مسن‌تر هستند. اطلاعات کمي در مورد ضربه مغزي در کودکان در اختيار داريم؛ بنابراين درمان محافظه‌کارانه (يعني صبر کردن براي يک دوره بي‌علامت طولاني‌تر قبل از بازگشت به فعاليت ورزشي) رويکرد مناسبي است.

ضربات مغزي متعدد

مطالعات همه‌گير شناختي حکايت از آن دارند که در اثر ضربات مغزي متعدد، در دراز مدت نقايص شناختي حادث مي‌شود؛ با اين حال، تحقيقات پزشکي در اين خصوص با يکديگر در تناقض هستند. کساني که سابقه قبلي ضربات مغزي دارند، در معرض خطر افزايش‌يافتة تکرار آسيب‌ مغزي هستند و دوره بهبودشان نيز طولاني‌تر مي‌شود. هيچ راهکاري در مورد محروم نمودن يا بازنشسته کردن ورزشکاران وجود ندارد؛ اما شايد عاقلانه باشد ورزشکاراني را که مرتباً با فواصل کمتر دچار ضربه مغزي مي‌شوند و يا رفته رفته در اثر ضربات کم‌شدت‌تري آسيب مي‌بينند، از ادامه ورزش محروم نماييم.

سندرم ضربه دوم

زماني که يک ورزشکار قبل از بهبود کامل ضربه مغزي، فعاليت ورزشي خود را از سر مي‌گيرد ممکن است سندرم ضربه دوم روي دهد. در واقع پس از وقوع ضربه مغزي، مغز در مواجهه با فشار خون‌هاي خيلي بالا يا خيلي پايين مستعد آسيب‌پذيري خواهد بود.

به دنبال يک ضربه دوم به سر يا تنه ورزشکار، رها شدن ناگهاني کاته‌کولامين‌ها مي‌تواند به احتقان عروقي، ادم مغزي، افزايش فشار داخل جمجمه‌اي و در نهايت اغما و مرگ منجر شود. موارد انگشت‌شماري از اين سندرم به ثبت رسيده اما تمام موارد در افراد زير ۲۰ سال بوده است. هرچند وجود چنين سندرم از اصل مورد اختلاف نظر است، همگان بر سر اين موضوع اتفاق نظر دارند که هيچ ورزشکاري نبايد در شرايطي که هنوز پس از ضربه مغزي علامت‌دار هست، فعاليت ورزشي خود را از سر بگيرد.

پيشگيري، آموزش و مقررات

هيچ شواهدي در دست نيست که نشان دهد استفاده از پوشش‌هاي ورزشي محافظتي مي‌تواند جلوي ضربات مغزي را بگيرد. در حقيقت، کلاه ايمني و محافظ دهان مي‌توانند باعث کاهش خطر شکستگي‌هاي جمجمه و دندان شوند اما هيچ کدام در کاهش ميزان بروز ضربه مغزي موثر نبوده‌اند. تغيير در قواعد ورزشي با هدف حذف رفتارهاري خطرناک در ورزش ممکن است اثر محافظتي بيشتري داشته باشد.
آموزش دادن مي‌تواند سبب کاهش خشونت در ورزش گردد و امکان تشخيص زودهنگام علايم ضربه مغزي را فراهم آورد تا از آسيب بيشتر جلوگيري به عمل آيد. مراکز کنترل و پيشگيري از بيماري‌هاي ايالات متحده (CDC) کمپين «بيدار باش» را براي ارتقاي آموزش درباره ضربه مغزي راه‌اندازي کرده‌اند.
در سال ۲۰۰۹ ايالت واشنگتون قانون زاخاري ليستد را که آموزش درباره ضربه مغزي را براي مربيان ورزشي، ورزشکاران و والدين آنها اجباري مي‌کند، به تصويب رساند. اين قانون همچنين دوري از فعاليت ورزشي را براي تمام ورزشکاران مشکوک به ضربه مغزي اجباري نموده و بازگشت به ورزش را تنها منوط به ارايه گواهي از يک متخصص مراقبت سلامت داراي گواهينامه در اين زمينه کرده است. از آن زمان، ساير ايالت‌ها نيز مقررات مشابهي را به اجرا گذاشته‌اند.

0 پسندیده شده
زهرا افرادی
از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره آبی مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.