31

خلاقیت و حل مسئله کودکان در بازی

|
0 دیدگاه
100021

خلاقیت مفهوم ساده‌ای نیست. یک مشخصه شخصیتی است؛ یعنی روشی است برای برخورد با خود و جهان که معمولاً انعطاف‌پذیر و خود به‌خودی و با کنجکاوی و سماجت همراه است.

خلاقیت و حل مسئله کودکان در بازی

به نظر می‌رسد بین حل مسأله واگرا و ویژگی اسباب بازی‌های کودکان ارتباطی وجود دارد. نتایج پپلر و رس را در نظر بگیرید. آنها برای ۶۴ کودک پیش‌دبستانی موقعیتی را فراهم کردند که مکرراً با اسباب بازی‌های همگرا بازی کنند، مثل پازل‌هایی که فقط یک جواب صحیح دارد یا تکه‌های لگو که به شکل‌های مختلفی در کنار هم قرار می‌گیرند.

بعداً از آنها خواسته شد مسائل مختلفی را حل کنند تا میزان مهارت حل مسأله را در آنها اندازه بگیرند. کودکانی که با اسباب بازی‌های واگرا بازی کرده بودند، در حل مسائل انعطاف‌پذیرتر بودند. مثلاً آنها سریع‌تر از گروه دیگر راه‌های بی‌تأثیر را رها کرده و به دنبال راه حلی جدید می‌گشتند.

محققان دریافتند کودکانی که با پازل‌های دارای یک جواب درست بازی کرده بودند، احتمالاً آموخته‌اند که هر مسأله‌ای یک جواب دارد و برای پیدا کردن آن یک جواب مصرانه جستجو می‌کردند. در حالی که بازی با اسباب بازی‌هایی که به شکل‌های مختلف در کنار هم قرار می‌گیرند، به کودکان آموخته بود که برای هر مسأله‌ای راه حل‌های متعدد وجود دارد و این امکان وجود دارد که از تصور خلاق بدون محدودیت می‌شود استفاده کرد.

وقتی از خلاقیت صحبت می‌کنیم، منظورمان چیست؟ چطور خلاقیت و حل مسئله کودکان در بازی نشان داده می شود؟

آیا همه بازی‌ها خلاق هستند؟ آیا برخی از بازی‌ها از بقیه بیشتر خلاقیت را پرورش می‌دهند؟ اگر کودکی در بازی خلاقی شرکت کند، آیا این خلاقیت را در زندگی واقعی هم به خوبی نشان خواهد داد؟

 کودکانی که به عنوان خیلی خلاق شناخته می‌شوند، سماجت، سطح انرژی بالا، اعتماد به نفس، استقلال در قضاوت، انعطاف‌پذیری، پذیرای تجربیات جدید بودن، بردباری و حس شوخ‌طبعی از خود نشان می‌دهند. به علاوه، آنها نسبت به احساساتشان آگاه و پذیرا هستند و درباره جهان کنجکاوند. (بارون و هرینگتون، ۱۹۸۱؛ جانوس و رابینسون، ۱۹۸۵)

خلاقیت معمولاً فرآیندی فکری، راهی برای فکر کردن و رویکردی برای حل مسأله است. اگرچه روانشناسان همواره برای اینکه مشخص کنند چه ویژگی‌های فکری‌ای برای خلاقیت لازم است، با مشکل روبرو بوده‌اند. با این وجود، بیشتر آنها موافقند که این مهارت‌ها وضعیت نامتعارفی را در ذهن ایجاد می‌کند تا با تفکرات هشیارانه آرام،

ذهن اصول شناختی خاصی برای خود را به دست آورد و با استفاده از مقایسه‌ها و تشبیهات تصاویر دیدنی زیبا بسازد و سؤال‌هایی مبتکرانه بپرسد.یک جنبه از فرآیند خلاقیت که بارها در تحقیقات روی بازی بچه‌های پیش‌دبستانی بررسی شده، توانایی درگیر شدن در چیزی است که ما به آن حل مسأله واگرا و حل مسأله همگرا می‌گوییم که در ادامه با این جنبه‌ها آشنا خواهیم شد.

در طول ۲۰ سال گذشته میزان قابل توجهی از مطالعات بر کودکان پیش‌دبستانی معطوف بوده و بر رابطه بین بازی و حل مسأله تمرکز داشته است. به طور دقیق‌تر، محققان تأثیر وسایل بازی و نقشه ذهنی بازی در ذهن کودک را بر توانایی حل مسائلی که هم یک راه حل نیاز داشته باشد و هم به ترکیب راه حل‌ها نیاز داشته باشد، بررسی کرده‌اند.

عموماً این آزمایش‌ها طوری طراحی شده‌اند که به کودکان اجازه دهند در یک بازی آزاد با وسایلی که بعداً در حل مسائلی با یک راه حل استفاده خواهد شد، شرکت کنند یا رابطه بین وانمود کردن‌ها در بازی‌ها را با توانایی کودکان در روبرو شدن با مشکلات چند راه حلی (نیازمند ترکیب راه حل‌ها) بررسی کند.

حل مسأله همگرا

حل مسأله با یک راه حل نیازمند توانایی درگیر شدن در چیزی است که به عنوان حل مسأله همگرا شناخته می‌شود. (پپلر، ۱۹۷۹؛ رس، ۱۹۸۱) توانایی جمع کردن تکه‌های جدای اطلاعات در کنار هم برای رسیدن به یک راه حل درست. برای مثال، به ماهیت مسائلی که سیلوا به عده‌ای از کودکان پیش‌دبستانی ارائه کرد، دقت کنید. چند کودک روی صندلی‌هایی نشسته‌اند.

از آنها خواسته شده تلاش کنند تا به شیئی که در فاصله‌ای خارج از دسترس آنها قرار گرفته، دست پیدا کنند، بدون اینکه از روی صندلی‌شان بلند شوند. دو تکه چوب برای آنها گذاشته شده بود که طول هر کدام از آنها به اندازه‌ای نبود که به آن شیء برسد مگر آنکه هر دو تکه چوب را محکم در کنار هم نگه می‌داشتند.

فقط در این صورت کودک به آن شیء می‌رسید. سیلوا بچه‌های پیش‌دبستانی را به ۳ گروه تقسیم کرد. به گروه اول اجازه داده شد تا با وسایل حل مسأله قبل از آزمون به صورت آزادانه بازی کنند. گروه دوم به عنوان تماشاگر کسی را می‌دیدند که مسأله را حل می‌کرد، پیش از اینکه از آنها خواسته شود خودشان مسأله را حل کنند و نهایتاً گروه سوم که گروه کنترل ما بود،

نه تجربه‌ای با وسایل بازی داشتند و نه موقعیتی برای مشاهده حل مسأله توسط فردی دیگر. این نتیجه به دست آمد که کودکان گروه اول و دوم که یا با وسایل بازی کرده بودند یا فرد دیگری را در حال حل مسأله دیده بودند، به مراتب بهتر از گروه سوم مسأله را حل کردند.

نکته جالب این بود که گروه اول انگیزه بالا و سماجت بیشتری در حل مسأله داشتند و این موضوع در گروه دوم دیده نشد اگرچه آنها مسأله را فوراً یا به راحتی حل کردند.

حل مسأله واگرا

حل مسأله چند راه‌حلی نیازمند استفاده از حل مسأله واگرا است. توانایی اینکه چیزی را از ابتدا ببینیم  و راه حل‌های مختلف را در نظر بگیریم. مثلاً ممکن است از فردی بخواهیم که تمام شکل‌هایی که می‌شود با تکه کاغذهایی کوچک (با قرار دادن در کنار هم) ساخت را به ما نشان دهد.

حل مسأله واگرا معمولاً به فرآیند یادگیری مرتبط است طوری که این مدل حل مسأله، به تجربه‌های فکری مرسوم در کلاس و انجام امتحان‌هایی که سؤال‌هایش فقط یک پاسخ صحیح دارد، ربط پیدا می‌کند.

0 پسندیده شده
معصومه حیدری
از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره آبی مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.