47

توانایی حل مسأله در کودکان(۱)

|
0 دیدگاه
02064-14

توانایی حل مسأله از جمله توانایی‌های است که پیوسته با کودک در ارتباط است. این ارتباط تا پایان عمر باقی می‌ماند.

توانایی حل مسأله در کودکان

همچنین توانایی حل مسأله از جمله مؤلفه‌های هوش هیجانی است که نقش بسیار اساسی و مهم در موفقیت فرد ایجاد می‌کند. توانایی حل مسأله به کودک کمک می‌کند از توانایی‌ها و قابلیت‌های خود به بهترین وجه استفاده کند و در ادامه احساس کارآمدی و خودارزشمندی نماید.

توانایی حل مسأله نقش بسیار مهم و اساسی در سلامت روان و عزت نفس کودک ایفا می‌کند. از این رو شناخت ابعاد مختلف این موضوع می‌تواند برای والدین بسیار مؤثر باشد تا این توانایی را در کودک خود ایجاد کنند.بنا به تعریف، وقتی کودکی با موقعیتی روبرو می‌شود

که نمی‌تواند با استفاده از اطلاعات و مهارت‌هایی که در آن لحظه در اختیار دارد به آن موقعیت سریعاً پاسخ درست دهد یا وقتی هدفی دارد و هنوز راه رسیدن به آن را نیافته است، می‌گوییم با یک مسأله یا مشکل روبرو است. مشکلات جزء لاینفک زندگی ما هستند.

تا مدت‌های طولانی این موضوع که مسائل روزمره زندگی می‌توانند اثرات زیان‌بخشی روی سلامت جسمی و روانی کودک داشته باشند، مورد تردید بود اما مطالعات اخیر نشان داده است که این امر حقیقت دارد. در واقع بین تعداد مسائل روزمره‌ای که کودکان تجربه می‌کنند و علائم مشکلات سلامتی و تنش‌های روانشناختی و همچنین فیزیولوژیکی همبستگی وجود دارد.

توانایی حل مسأله شامل شناسایی مشکل و برگزیدن راهی است که ما را به سوی نتیجه مطلوب هدایت می‌کند. در حل مسأله یادگیری‌های تصادفی قبلی کودک، به ویژه قواعد یا اصولی که قبلاً آموخته‌اند، باید به طریقی تازه با هم ترکیب شوند.

به سخن دیگر، توانایی حل مسأله صرفاً دانستن اطلاعات، مفاهیم یا اصول و کنار هم قرار دادن آنها نیست بلکه فرد باید راه‌های تازه ترکیب دانش‌های قبلی به ویژه قواعد یا اصول قبلاً آموخته شده را که به حل مسائل تازه منجر می‌شود، کشف کند.

بنابراین حل یک مسأله به کسب دانش و مهارت تازه منجر می‌شود. حل مسأله نیز همچون بسیاری از فرآیندها دارای قواعد و مراحلی است که در زیر به آنها می‌پردازیم.

اصول و گام‌های توانایی حل مسأله

حل مسأله از شش مرحله تشکیل یافته:

۱. تشخیص مسأله

۲. تعریف، تحلیل و درک ماهیت مسأله

۳. کشف راه‌حل‌های مختلف

۴. ارزشیابی راه‌حل‌ها

۵. عمل کردن بر روی راه‌حل‌های کشف شده (اجرای راه‌حل‌ها)

۶. ارزیابی کل فرآیند حل مسأله

در ادامه، سه مرحله ابتدایی به تفصیل شرح داده می‌شود:

الف. تشخیص مسأله

نخستین گام در حل مسأله، تشخیص و درک مسأله است؛ یعنی کودک متوجه شود که مسأله‌ای وجود دارد. در واقع مرحله مهم حل مسأله تشخیص مسأله یا مشکل است. مسلماً اگر مشکل تشخیص داده نشود، هیچ راه‌حلی پیدا نخواهد شد. متخصصان مطرح می‌کنند کلید شناسایی یا پیدا کردن مسأله، کنجکاوی و نارضایتی است.

بنابراین ابتدا باید وجود مسأله یا مشکل تشخیص داده بشود. یک کودک که از توانایی مناسب حل مسأله برخوردار است، همیشه باید آماده مواجهه با مشکلات باشد و از طریق جمع‌آوری، ترکیب و سازماندهی اطلاعات در دسترس تعریفی دقیق از مسأله ارائه دهد.

یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که در این مرحله باید به آن توجه کرد، مسأله گفتار درونی است. بسیاری از کودکان هنگام روبرو شدن با مشکلات، خود را ملامت و سرزنش می‌کنند. خود را ضعیف و بی‌لیاقت، تنبل و نالایق می‌شمارند. جدای از مسأله، همین باورها و رویکرد‌ها فرد را آشفته و پریشان می‌کند و از توان او در مقابله با مشکل و حل آن می‌کاهد.

در این شرایط باید به کودک کمک کرد تا به این باور دست یابد که مشکل، برای هر کس پیش می‌آید. این جهت‌گیری، کودک را نسبت به مسأله آرام‌تر ساخته و آمادگی ذهنی وی را برای حل مسأله فراهم می‌کند.

ب. تعریف و تحلیل مسأله

پس از تشخیص و شناسایی مسأله، نوبت به تعریف و درک ماهیت و تحلیل آن می‌رسد. تعریف کردن و فهمیدن مسأله مستلزم یافتن اطلاعات مناسب و صرف‌نظر کردن از جزئیات نامربوط است. در این مرحله کودک بایستی در مورد مشکل خود خوب فکر کند و دریابد چه عواملی باعث ایجاد مشکل شده است،

چرا این مشکل وجود دارد؟ و چرا فکر می‌کنیم که این یک مسأله است، از چه وقت شروع شده، دلیل آن چه بوده و…؟ بالاخره مشکل را به نحو درست معرفی کند و به صورت دقیق آن را مشخص کند. اگر مشکل پیچیده و مبهم باشد،‌ نمی‌توان راه‌حل‌های مؤثری برای آن پیدا کرد.

در واقع کودک بعد از اینکه تشخیص داد که مشکلی وجود دارد، وارد مرحله تحلیل می‌شود. کودک باید مشکلاتی را که اولویت دارند، تعیین کند.‌ بعضی از مشکلات به راه‌حل فوری نیاز دارند و بعضی دیگر می‌توانند به تأخیر بیفتند. در این مرحله کودک باید لیستی از کلیه راه حل‌های ممکن را ارائه دهد.

این در فرآیند حل مسأله یک گام ضروری است. به عنوان مثال والدین باید در اینجا به کودک خود بگویند «راه‌هایی که می‌توانی دوستان بیشتری پیدا کنی، چیست؟ همه آنها را بگو.»

ج. کشف راه حل‌های مختلف

هنگامی که کودک با مسأله‌ای روبرو می‌شود، ممکن است راه‌حل آماده‌ای از قبل برای آن یاد گرفته باشد که در آن صورت بلافاصله آن را به کار می‌بندد و مسأله راه‌حل می‌کند. بنابراین هنگامی که مسأله یا مشکل دقیقاً مشخص و معلوم شد، تا آنجا که ممکن است باید راه‌حل‌های متعدد و زیادتری برای مشکل ارائه داده شود.

بدون شناسایی راه‌حل‌ها و ابعاد آن، ابزار حل مسأله تشخیص داده نمی‌شود. اگر کودک در برخورد با یک موقعیت نتواند این ابزار (راه‌حل‌ها مختلف) را برای حل یک مشکل آماده کند، شانس کمی برای رسیدن به نتایج مطلوب دارد. کودک همیشه قبل از انتخاب بهترین راه‌حل باید به گستره‌ای از راه‌حل‌ها تمرکز کند.

به علاوه این راه‌حل‌های مختلف، استراتژی دیگری وجود دارد و آن خلاقیت است. خلاقیت یک عنصر اساسی برای تولید راه‌حل‌ها و دیدگاه‌ها است. کودکان باید به جای استفاده محدود از بعضی راه حل‌ها یک لیست کامل از کلیه استراتژی‌های ممکن ارائه دهند و این بستگی به خلاقیت آنان دارد.

افرادی که بیشتر به تمرین خلاقیت می‌پردازند، انعطاف‌پذیر و دارای تفکر مستقل هستند و بنابراین می‌توانند برای حل یک مسأله راه‌حل‌های جدید و رویکردهای نوآورانه از خود نشان دهند. اگر لیست کاملی از راه‌حل‌ها موجود باشد، به میزان زیادی از اتلاف وقت و انرژی کودک جلوگیری خواهد شد.

به عنوان مثال والدین در این زمان می‌توانند لیست راه حل‌هایی که موجود است را با کودک بررسی کنند و به او بگویند خب دیگر چه راه حلی برای این موضوع به نظرت می‌رسد و او را تشویق نمایند تا راه حل‌های دیگری علاوه بر راه حل‌های موجود ارائه دهد.

0 پسندیده شده
معصومه حیدری
از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره آبی مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.