20

همدلی در مسیر هوش هیجانی کودک

|
0 دیدگاه
020628

ایجاد همدلی اساس ساختار هوش هیجانی را تشکیل می‌دهد.

همدلی و هوش هیجانی

همدل بودن کودک بدین معنا است که قادر باشد درست همان چیزی را تجربه کند که دیگران حس می‌کنند. کودکان فاقد مهارت‌های شناختی پیچیده هستند تا مسأله مذکور را تشخیص دهند. فهمیدن آنچه در قلب و مغز فرد دیگر می‌گذرد تا سن شش و هفت سالگی به طور کامل چندان مقدور نیست. توانایی ذاتی کودکان برای همدلی نیاز به تشویق فعالانه والدین دارد تا این همدلی پرورش یابد.

هدف از همدلی درک دنیای شخص مقابل است که از آن شخص حمایت صورت گیرد، از سوءتفاهم‌ها اجتناب شود و اشخاص تشویق شوند تا در مورد نیازهای خود صحبت کنند. کودکان باید یاد بگیرند که چگونه به دیگران همدلی نشان دهند و چرا این فعالیت‌ها در زندگی آتی کودکان مؤثر است.

کودکانی که هیچ همدلی ندارند، ممکن است دست به رفتارهای پرخطری در نوجوانی و جوانی بزنند. نکته دیگر این امر است که نداشتن مهارت همدلی سبب می‌شود کودکان چه در دوره کودکی و چه در دوره نوجوانی و جوانی نتوانند روابط عمیقی با دیگران شکل دهند و همین امر سبب می‌شود در مواقع نیاز از حمایت اجتماعی و حمایت گروه دوستان بی‌بهره باشند. این امر نیز در به خطر افتادن سلامت آنها می‌تواند دخیل باشد.

مراحل رشد همدلی در کودکان

به طور کلی همدلی نیز چون سایر توانایی‌ها و مهارت‌ها دارای مراحلی است و همراه با رشد توانمندی‌های کودک این توانایی نیز ارتقا می‌یابد. در مرحله ابتدایی که «همدلی کلی» نامیده می‌شود، کودک هنوز قادر به این جریان نیست که بین خود و دنیای اطراف تفاوت قائل شود.

در این مرحله، کودک با صدای گریه کودک دیگر گریه می‌کند و با صدای خنده او می‌خندد اما باید توجه داشت که این گریه و خنده موقتی است و چندان دوام ندارد حتی اگر صدای کودک دیگر قطع نشود. در مرحله بعد که تقریباً از یک سالگی به بعد آغاز می‌شود، توانمندی شناختی کودک تا حدودی رشد یافته است.

در این مرحله که «همدلی خودمحور» نام دارد، کودک درمی‌یابد که ناراحتی دیگران ناراحتی او نیست و تنها زمانی که ناراحتی آنها شدید باشد و احتمال به خطر افتادن امنیت وجود داشته باشد، کودک واکنش نشان می‌دهد. در واقع در این سن همدلی چندانی وجود ندارد و کودک بیشتر در پی رفع نیازها و کسب امنیت است.

در سنین پیش‌دبستانی «همدلی عاطفی» شکل می‌گیرد. در این مرحله کودک از لحاظ شناختی و هیجانی رشد بیشتری داشته و قادر است درک کند که ممکن است دیگران احساسات مختلفی داشته باشند. کودک در این سن می‌تواند با دیگران و احساس آنها همراه شود حتی اگر احساس آنها را نداشته باشد.

در مرحله بعد که تفکر شناختی و انتزاعی در کودکان بیشتر می‌شود و آنها می‌توانند درک کنند که افراد ممکن است نسبت به یک جریان دیدگاه مختلفی داشته باشند، در این مرحله که تقریباً در ۶ تا ۷ سالکی به بعد رخ می‌دهد، کودکان «همدلی شناختی» را از خود نشان می‌دهند. در واقع در این مرحله کودک می‌تواند اهمیت موضوعات را از دیدگاه افراد ببینند و با رفتارهایی درک خود را از احساس دیگران نشان دهد.

در مرحله آخر که بعد از ۱۲ سالگی است، علاوه بر کامل شدن رشد ذهنی و انتزاعی، رشد اخلاقی نیز پیشرفت‌هایی داشته است و کودک قادر به «همدلی انتزاعی» است؛ یعنی قادرس است با افرادی که آنها را نمی‌بیند نیز همدلی کند.

نکاتی برای والدین

والدین می‌توانند از کودک درخواست کنند که در برابر آینه قرار گیرد و تلاش کند خود را شبیه فردی کند که احساس غمگینی، شادی و عصبانیت دارد. این فعالیت در بالا بردن آگاهی هیجانی کودکان بسیار مؤثر است.

والدین می‌توانند از کودک خود بخواهند یک جمله را ـ به عنوان مثال من امروز به مدرسه نمی‌روم ـ با حالات چهره‌ای مختلف بیان کند و در مورد تفاوت‌های آن با والدین صحبت کند، با آنکه پیام و جمله یکی بوده است.

والدین می‌توانند از کودک بخواهند یک احساس مثلاً نگرانی یا تعجب را بدون آنکه از کلام استفاده کند، نشان دهد.

والدین باید این امر را با کودک خود مطرح کنند که افراد می‌توانند احساسات مختلفی داشته باشند.

والدین باید از فرزند خود بخواهند در یک مکان عمومی مثلاً در پارک به رفتارهای غیرکلامی افراد توجه کنند و آنها را با والدین در میان بگذارند و برای آنکه کودک این امر را خوب درک کند، می‌توانند چند مثال عملی برای کودک بزنند.

0 پسندیده شده
معصومه حیدری
از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره آبی مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.