72

والدین به عنوان مربی هیجان

|
0 دیدگاه
0400711

سبک‌ها و روش‌های متنوعی در برخورد با کودکان وجود دارد. برخی والدین به عنوان مربی هیجان در برخورد با کودکان از روش مستبدانه استفاده می‌کنند.

تفاوت والدین مربی هیجان و آسانگیر

والدینِ مربی هیجان از برخی جهات با والدین آسان‌گیر تفاوت چندانی ندارند. هر دو گروه احساسات فرزندان خود را بدون قید و شرط می‌پذیرند و هیچ کدام از آنها سعی نمی‌کنند احساسات کودکان را انکار کنند یا مورد بی‌توجهی قرار دهند.همچنین، هیچ یک سعی نمی‌کند

فرزندان خود را به علت ابراز احساسات و عواطفشان مورد تحقیر یا استهزا قرار دهد اما تفاوت‌های مهمی نیز میان این دو گروه وجود دارد. والدینِ مربی هیجان، فرزندان خود را در زمینه هیجاناتشان راهنمایی می‌کنند.آنها در عین پذیرش احساسات و عواطف کودکان، حد و مرزهایی را نیز برای رفتار آنها تعیین می‌کنند و به آنها نحوه تنظیم احساسات و یافتن راه‌های مناسبی برای ابراز آنها و حل مشکلات یاد می‌دهند.

والدینِ مربی هیجان، از هیجانات خود و نیز هیجانات عزیزانشان کاملاً آگاهی دارند. به علاوه، آنها می‌دانند که تمامی هیجان‌ها ـ حتی آنهایی که معمولاً منفی تلقی می‌شوند، مثل غم، خشم و ترس ـ می‌توانند در زندگی ما مفید باشند. این والدین حتی به احساس حزن و اندوه نیز دید مثبتی دارند.

والدینِ مربی هیجان، صداقت هیجانی را در فرزندان خود تشویق می‌کنند. تعیین حد و مرز، یکی از ویژگی‌هایی است که معمولاً در والدینِ مربی هیجان به چشم می‌خورد. آنها هر گونه احساس و عاطفه‌ای را از جانب فرزندان خود می‌پذیرند ولی در مورد رفتار بچه‌های خود حد و حدود قائل می‌شوند و نمی‌توانند هر گونه رفتاری را بپذیرند.

بنابراین، اگر بچه‌ها رفتارهایی از خود بروز دهند که برای خودشان، دیگران یا برای روابطی که با دیگران دارند، آسیب‌زا باشد، والدینِ مربی هیجان سریعاً جلوی آنها را می‌گیرند و آنها را به سوی رفتاری شایسته‌تر رهنمون می‌سازند. آنها برای محافظت از فرزندانشان در برابر هیجانات اصول خود را زیر پا نمی‌گذارند

چون می‌دانند که بچه‌ها به چنین تجاربی نیاز دارند تا از این طریق بتوانند نحوه تنظیم احساسات خویش را یاد بگیرند.اگرچه ایستادن و تماشای کودکی که با مشکل مواجه است، برای والدین کار چندان راحتی نیست اما والدین مربی هیجان خود را ملزم نمی‌دانند که همه مشکلات فرزندانشان را برای آنها حل کنند.

چون والدین مربی هیجان به قدرت و نقش هیجانات در زندگی‌شان باور دارند، از نشان دادن احساسات خود به فرزندان خویش واهمه‌ای ندارند. آنها وقتی ناراحت می‌شوند، گریه خود را از فرزندانشان پنهان نمی‌کنند یا وقتی عصبانی می‌شوند،

ضمن ابراز احساس خود، علت آن را نیز به فرزندانشان می‌گویند و بیشتر اوقات، این والدین احساسات خود را درک می‌کنند و به خودشان از این بابت که می‌توانند خشم، اندوه و ترس خود را به شیوه‌ای سازنده بیان کنند، اعتماد دارند. می‌توانند برای فرزندان خود الگو باشند.

در واقع ابراز احساسات از سوی والدین می‌تواند نحوه کنترل احساسات را به بچه‌ها یاد بدهد. برای مثال، کودکی که شاهد بحث داغ میان پدر و مادرش است و بعد می‌بیند که آنها اختلاف خود را به گونه‌ای مسالمت‌آمیز حل و فصل می‌کنند، چیزهای بسیاری را درباره نحوه حل و فصل اختلافات و دوام و پایداری روابط مبتنی بر عشق و محبت یاد می‌گیرد.

به همین منوال، کودکی که والدین خود را عمیقاً غمگین می‌بیند ـ مثلاً به خاطر طلاق یا مرگ پدربزرگ یا مادربزرگ ـ درس‌های مهمی را نیز درباره نحوه مقابله با غم و اندوه و ناامیدی یاد می‌گیرد. این مسأله، به ویژه، زمانی مصداق دارد که والدین کودک حمایتگر و مهربان باشند و یکدیگر را در مواقع غم و ناراحتی یاری دهند.

در این صورت، کودک یاد می‌گیرد که در میان گذاشتن غم و اندوه با دیگران می‌تواند سبب افزایش صمیمیت و نزدیکی در روابط با آنها شود.وقتی که والدین مربی هیجان حرف ناخوشایندی به فرزندان خود می‌زنند یا رفتار نامناسبی با او در پیش می‌گیرند ـ مسأله‌ای که البته در همه خانواده‌ها گاهی پیش می‌آید ـ هیچ ترسی از معذرت‌خواهی ندارند. والدین در مواقعی که تحت فشار روانی قرار دارند،

ممکن است به رفتاری غیرعقلانی بپردازند و حرف‌های ناشایستی به فرزند بزنند یا سرش داد بکشند اما بعد، از این کار خود نادم و پشیمان می‌شوند و به کودک خود می‌گویند که از بابت رفتارشان متأسف‌ هستند و سعی می‌کنند این وضعیت دیگر اتفاق نیفتد. بدین طریق، واقعه پیش آمده به فرصتی برای تحکیم رابطه با کودک بدل می‌شود.

به ویژه، اگر مادر یا پدر سعی کند به کودک بگوید که در آن لحظه چه احساسی داشته است و سعی می‌کند در آینده در چنین موقعیت‌هایی بهتر عمل کند. والدین با این کار خود، شیوه‌های مقابله با احساسات ناخوشایند مثل احساس گناه، پشیمانی و ناراحتی را به کودک نشان می‌دهند.

روش پرورش هیجان اگر با شیوه‌های انضباطی مثبت که در آنها بدرفتاری کودک پیامدهای مشخصی در پی دارد همراه شود، نتیجه خوبی خواهد داشت. در واقع، والدینی که از روش پرورش هیجان استفاده می‌کنند، درمی‌یابند که به موازات جا افتادن این روش در خانواده‌، مشکلات رفتاری کاهش می‌یابد که این مسأله دلایل متعددی دارد.

اولاً، والدین مربی هیجان همیشه زمانی به احساسات کودکان خود واکنش نشان می‌دهند که هنوز شدت نیافته‌ است. به عبارت دیگر، والدین باید پیش از آنکه هیجانات کودک شدت یابد به خواسته‌های او توجه کنند. این کودکان، به مرور زمان می‌فهمند که والدینشان آنها را درک می‌کنند،

با آنها همدلی می‌کنند و به چیزهایی که در زندگی آنها اتفاق می‌افتد، به دقت توجه دارند و آنها مجبور نیستند برای جلب توجه والدینشان قشقرق راه بیندازند.

ثانیاً، اگر کودکان از سنین پایین تحت روش پرورش هیجان قرار گیرند، مهارت‌های خودآرام‌سازی را فرامی‌گیرند و می‌توانند در مواجهه با فشار روانی آرامش خود را حفظ کنند و این مسأله احتمال بدرفتاری آنها را نیز کاهش می‌دهد.

ثالثاً، والدین مربی هیجان، فرزندان خود را به خاطر ابراز هیجاناتشان سرزنش نمی‌کنند و در نتیجه، کمتر با آنها اختلاف پیدا می‌کنند. به عبارت دیگر، بچه‌ها به خاطر گریه ناشی از ناامیدی یا ابراز خشم خود تنبیه نمی‌شوند. البته این والدین حد و مرزی را برای رفتارهای فرزندانشان مشخص می‌کنند و رفتارهای مناسب و نامناسب را به روشنی برای آنها مشخص می‌سازند.

وقتی کودکان از قوانین آگاه باشند و عواقب ناشی از نقض قوانین را نیز درک کنند، احتمال آنکه بدرفتاری نشان دهند، کاهش می‌یابد.این سبک فرزندپروری سبب تقویت رابطه عاطفی میان والدین و فرزندان می‌شود و در نتیجه، آنها بیشتر از خواسته‌های والدینشان پیروی می‌کنند.

این بچه‌ها به والدین خویش به چشم یار و همدم و همراز خود می‌نگرند و دلشان می‌خواهد آنها را از خود راضی نگه دارند و موجب نومیدی آنها نشوند.

0 پسندیده شده
معصومه حیدری
از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره آبی مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.