50

پرورش هیجان در کودکان چهار تا هفت سال

|
0 دیدگاه
0400701

همراه با رشد کودکان، توانایی‌ها و مهارت‌های آنها و نیز ظرفیت‌های شناختی و هیجانی‌شان افزایش می‌یابد و همچنین پرورش هیجان در کودکان تکمیل می شود.

پرورش هیجان در کودکان چهار تا هفت سال

در این سنین کودکان با رشد زبان و گفتار، توانایی ارتباطی بیشتری به دست می‌آورند. سنین ۴ تا هفت سالگی به علت شکل‌گیری روابط اجتماعی زیاد و ارتباط کودک با همسالان نقش بسیار مهمی در پرورش هیجان کودکان دارد. در چهار سالگی، کودکان معمولاً از خانه بیرون می‌آیند،

دوستان جدیدی پیدا می‌کنند و روابط جدید را با دیگران شکل می‌دهند، اوقات خود را در محیط‌های مختلف می‌گذرانند و چیزهای جدید و هیجان‌انگیز بسیاری یاد می‌گیرند.در کنار این تجارب، کودکان با مشکلات جدید نیز روبرومی‌شوند. کودک می‌داند که با دوستان خود چگونه کنار بیاید اما آنها هنوز بعضی اوقات ممکن است همدیگر را عصبانی کنند و احساسات همدیگر را جریحه‌دار ‌سازند.

کودک برای غلبه بر این موانع و چالش‌ها باید از توانایی تنظیم و کنترل هیجانات برخوردار باشد. دستیابی به این توانایی یکی از تکالیف رشدی عمده کودکان در اوایل کودکی است؛ یعنی کودک در این مرحله باید یاد بگیرد که از رفتار نامناسب خودداری کند، تمرکز خود را حفظ کند و همه قوای خود را جهت دستیابی به یک هدف بیرونی سازماندهی کند.

تنظیم درست و مناسب هیجانات نقش بسیار مهمی در موفقیت آتی کودک دارد. افراد بدون داشتن تنظیم هیجان در زندگی شغلی و شخصی به مشکلات فراوانی دچار می‌شوند و این امر سلامت جسمی و روانی آنها را تهدید می‌کند.کودکان در روابط خود با همسالانشان، بهتر از هر جای دیگری، می‌توانند مهارت‌های تنظیم هیجان را کسب کنند.

در اینجا است که کودکان یاد می‌گیرند چگونه ارتباط برقرا کنند، چگونه به رد و بدل کردن اطلاعات بپردازند و وقتی طرف مقابل پیام‌هایشان را نمی‌فهمد، آنها واضح‌تر بیان کنند. در همین روابط است که یاد می‌گیرند هنگام صحبت و بازی کردن، نوبت را رعایت کنند و با دیگران همکاری و مشارکت داشته باشند.

همچنین، می‌آموزند چگونه در فعالیت‌ها و بازی‌های خود با دیگران زمینه‌های مشترک پیدا کنند و در صورت بروز اختلاف، آن را حل کنند. این را نیز یاد می‌گیرند که احساسات، آرزوها و تمایلات دیگران را درک کنند.چون دوستی، زمینه مناسبی را برای رشد و تحول عاطفی بچه‌های خردسال فراهم می‌آورد،

به والدین توصیه می‌شود که سعی کنند شرایط ارتباط فرزند خود را با همسالان فراهم کنند. والدین باید از این موضوع آگاه باشند که کودکانشان در این سن به همبازی‌های خود وابسته می‌شوند و پدر مادر بایستی این روابط را جدی بگیرند و به آن احترام گذارند.

در این سن بهتر است که کودکان دو به دو بازی کنند. زیرا برای بچه‌های چهار تا هفت ساله تنظیم ارتباط با بیش از یک نفر در آن واحد، دشوار است.

برای والدین ممکن است پذیرش این مسأله دشوار باشد، به‌ویژه وقتی می‌بینند دو بچه که با هم بازی می‌کنند بچه سومی را که قصد دارد با آنها بازی کند، به بازی راه نمی‌دهند. رفتار بچه‌ها از روی بدجنسی صورت نمی‌گیرد بلکه آنها فقط دلشان نمی‌خواهد که بازی دونفره‌شان به هم بخورد.

چون این بچه‌ها قادر نیستند به هیچ طریقی منظور خود را به بچه سوم بفهمانند، در نتیجه معمولاً روش خشونت‌آمیزی را در پیش می‌گیرند و مثلاً می‌گویند: «پیش ما نیا، تو دیگه دوست ما نیستی!» بعضی از کودکان حتی ممکن است همین رفتار را با والدین خود نیز انجام دهند.

به عنوان مثال ممکن است بگویند:«پیش من نیا بابا! من دیگه دوستت ندارم. فقط مامان را دوست دارم!» منظور واقعی کودک این است که در آن لحظه فقط می‌تواند با مادرش ارتباط برقرار کند. در این صورت، پدر نباید گفته فرزندش را باور کند. در واقع، کودکان در این سنین کاملاً دمدمی‌مزاج هستند.

نباید تعجب کرد اگر دو بچه، کودک سوم را از خود برانند و لحظاتی بعد تغییر عقیده بدهند و برای بازی یا فعالیتی دیگر، او را نیز به جمع خود راه دهند.توصیه می‌شود در این جریان والدین به فرزندان خود توصیه و راهنمایی‌هایی ارائه دهند تا کودک در پذیرش دیگران بهتر عمل کند و با دیگران مهربان‌تر باشد.

والدین می‌توانند کلمات ساده‌ای را به فرزند خود بیاموزند تا به کمک آنها کودک بتواند موقعیت را برای بچه سوم توضیح دهد. برای مثال، کودک می‌تواند بگوید: «من الآن فقط می‌خواهم با یوسف بازی کنم اما بعداً با تو هم بازی می‌کنم.»

اگر فرزند شما همان بچه سوم است که از بازی طرد شده، باید اول احساساتش را بپذیرید و درک کنید، به‌ویژه اگر دچار احساس ناراحتی یا خشم شده است. سپس به او کمک کنید که مشکل را به طریقی حل کند. مثلاً او می‌تواند با بچه دیگری بازی کند، یا به تنهایی به فعالیتی که دوست دارد مشغول شود.

 نکاتی برای والدین جهت پرورش هیجان در کودکان

والدین باید به کودک کمک کنند تا کلماتی را برای برچسب زدن به هیجاناتی که تجربه می‌کند، پیدا کند. مثلاً: «آیا می‌توانی نام این احساس را بگویی؟»

والدین باید به کودک خود کمک کنند در مورد آنچه درک کرده، صحبت کند و آن را آزمایش کند.

والدین بایستی از کلمه «احساس» یا «حس» خیلی استفاده کنند. به عنوان مثال والدین می‌توانند به فرزند خود بگویند به نظرم تو الآن احساس خشم یا غمگینی می‌کنی.

والدین باید به اینکه ماهیت انسان مثبت است و کودکان خوب هستند، باور داشته باشند.

0 پسندیده شده
معصومه حیدری
از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره آبی مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.