24

افزایش توانایی ذهنی در کودکان ۵ تا ۷ ساله

|
0 دیدگاه
1-212

توانایی ذهنی در کودکان فرآیندی پیوسته و گام به گام است. با طی نشدن مراحل رشد مناسب در دوره‌های قبلی، کودکان نمی‌توانند یکباره از لحاظ هوشی توانمند شوند.

توانایی ذهنی در کودکان ۵ تا ۷ ساله

دلایل متفاوتی برای عملکرد پایین و کندی ذهن در کودکان وجود دارد و همه به معنی پایین بودن هوشبهر آنها نیست. کودکانی که اختلال در شنوایی یا بینایی دارند، به احتمال زیاد سطح آموزشی پایینی از خود نشان می‌دهند. برای این دسته از کودکان ابتدا باید ارزیابی‌های جسمی انجام شود و بر اساس آن در جهت رفع مشکل کودک اقدام شود.

کودکانی که عملکرد و هوش بالایی دارند، در روابط با همسالان فعال و از نظر عاطفی پایدار هستند. برای این کودکان باید وظایفی را در نظر بگیرید تا مسؤولیت بپذیرند و در انجام فعالیت‌ها مشارکت کنند.

روانشناسان و پژوهشگران در زمینه توانایی ذهنی بر نقش مهم بازی در زندگی کودکانی که وارد محیط آموزشی می‌شوند، تأکید می‌کنند. پژوهش‌های انجام شده نیز به اهمیت بالای فرصت‌های بازی اشاره دارد. بازی کودکان را به سطوح بالاتر تفکر، حل مسأله و عملکرد بهتر تحصیلی می‌رساند.

توانایی کودکان خردسال در بازی، موقعیت آنان را قابل پیش‌بینی می‌کند. با نگاهی دقیق به چگونگی بازی می‌توان دریافت در انجام فعالیت‌های خواندن و نوشتن نیز به شیوه‌های عالی‌تر بازی نیاز است. بررسی‌های دیگر نشان داده‌اند که پرورش خلاقیت و تقویت هوش کودک در فرصت‌های بازی امکان‌پذیر است.

وقتی کودکان بازی می‌کنند، فرصت می‌یابند قدرت خلاقیت خویش را تقویت کنند. خلاقیت شامل تفکر انعطاف‌پذیر و ابتکاری است. افراد خلاق قادر هستند نظریات بدیع و تداعی‌های جالبی را در هنگام مواجه شدن با مسائل جدید به وجود آورند. فرآیندهای تفکر آنان به جای آنکه بر یک پاسخ قراردادی متمرکز شود، به خارج از این محدوده گسترش می‌یابد.

طبق نظریه‌های هوش، خلاقیت یکی از انواع متمایز هوش است که باید در سال‌های نخستین مدرسه و بعد از آن پرورش یابد. در مطالعه‌ای که محیط‌های آموزشی رسمی و غیررسمی را بررسی کردند، متوجه شدند محیط های آموزشی غیررسمی شاهد بیشترین رشد خلاقیت بودند.

پژوهشگران شوخ‌طبعی را به عنوان زیرمجموعه‌ای از مقوله بزرگ‌تر بازی به شمار می‌آورند. شوخ‌طبعی نوعی بازی فکری به شمار می‌رود. سه مرحله اول شوخی قبل از سال‌های نخستین مدرسه آغاز می‌شود. در مرحله اول، کودکان در حال بازی یک شیء را جانشین شیء دیگر می‌کنند و به یک دسته شرایط که در جهت خلاف واقعیت پدید می‌آیند،می‌خندند.

مرحله دوم از شوخی نام‌گذاری ناهمخوان اشیاء و وقایع است و هنگامی که کودکان مهارت‌های زبانی جدید را پیدا می‌کنند، با نامیدن دهان به جای چشم یا اتومبیل به جای هواپیما می‌خندند. بیشتر شوخی کودکان دو و سه ساله شامل ترکیبی از مراحل اول و دوم است. حتی در سال‌های نخست مدرسه شوخی در مراحل اول و دوم همچنان برای کودکان لذت‌بخش است.

مرحله سوم از شوخی بر اساس ناهمخوانی مفاهیم استوار است مثلاً یک سگ را به جای گاو تصور کنند یا آن را گاو بنامند. تغییر مناظر و صداهای آشنا از جمله کلمات هم‌قافیه و بی‌معنا در این مرحله منبع شوخی به شمار می‌آید. در واقع بخش عمده شوخی بر عدم رعایت مفاهیم ظاهری اشیاء استوار است.

نتایج تحقیقات باکتولد در مورد چگونگی تقویت هوش و خلاقیت کودکان خردسال بر خودمختاری تأکید کرد. خودمختاری چنان بخش مهمی از پروزش رفتار خلاق را تشکیل می‌دهد که در مورد محدود ساختن آزادی باید با احتیاط عمل کرد. ایجاد محدودیت باید بر حسب ضرورت مطلق اعمال شود. یافتن استقلال در قضاوت باید زود آغاز شود.

والدین باید الگویی برای تصمیم‌گیری و تفکر مستقل باشند. درباره بعضی تصمیم‌هایی که در نظر دارید و وجوه مختلف آن را بررسی می‌کنید، صحبت کنید. بحث‌هایی را درباره تصمیم‌هایی که شخصیت‌های فیلم‌ها و داستان‌ها و دیگر اشخاص در زندگی واقعی می‌گیرند، مطرح سازید و کودکان را به اندیشیدن درباره سایر شیوه‌هایی که می‌شد تصمیم‌گیری شود و تأثیراتی که ممکن بود حاصل شود، تشویق کنید.

کودکی که از طریق جستجوی آزاد و کوشش‌های خود به خودی به دانش خاصی دست می‌یابد می‌تواند آن را حفظ کند.

نگرش‌های بزرگسالان در تقویت یا منع خلاقیت اهمیت دارد. والدین غالباً به کودکانی که مؤدب هستند، پاداش می‌دهند و کودکانی را که خلاق هستند و خارج از حد خویش سخن می‌گویند، تنبیه می‌کنند. به رغم شواهد پژوهشی، والدین و سایرین برای بازی ارزش چندانی قائل نیستند. اگر کودکان در مدرسه در حال بازی مشاهده شوند،

والدین غالباً سؤالاتی را مطرح می‌کنند که حاکی از عدم موافقت آنان با صرف اوقات کودکان در کارهایی است که جدی به نظر نمی‌رسند. معلمان نیز ملاحظه دیگران کردن را مطلوب‌ترین هدف رفتاری برای کودکان توصیف می‌کنند و توجه کمی به برخی خصوصیات کودکان خلاق دارند؛ کودکانی که با اصطلاحاتی نظیر پرحرفی و دارای روحیه مخالف توسط معلمان توصیف می‌شوند.

ثبت نام کودکان در چهار سالگی در برنامه‌های آموزشی غیررسمی تأثیر مثبتی بر روی رشد توانایی ذهنی در کودکان تا نوجوانی می‌گذارد.

تمریناتی مانند تشخیص شباهت‌ها و تفاوت‌ها، تشخیص شکل و سایه اشیاء، تشخیص شکل در زمینه، ارتباط منطقی و موضوعی، درک فضایی و تکرار منطقی، درک تقارن و ساختارهای هندسی، تجسم فضایی و جستجوی فعال، تشخیص و تخمین اندازه و شکل همه از یادگیری‌‌هایی هستند

که کودکان در سنین قبل از آموزش رسمی در مدرسه می‌توانند بیاموزند. درک و آموزش مواردی از این قبیل به رشد توانایی ذهنی در کودکان کمک شایانی می‌کند.

0 پسندیده شده
معصومه حیدری
از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره آبی مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.