33

پرورش هوش با ساده‌ترین روش

|
0 دیدگاه
230

هوش کودک ملغمه‌ای است از ژنتیک، سبک زندگی سالم و تجربیات کودک در طول زندگی؛ تجربیاتی که از پیش از تولد برای او مهیا می‌شود و پس از تولد به اوج می‌رسد.

پرورش هوش با ساده‌ترین روش

هر چه تجربیات یک کودک در طول زندگی غنی‌تر باشد، هوش او نیز رشدیافته‌تر است. همه این تجربیات تنها در سایه یک مفهوم اساسی امکان‌پذیر است و آن هم دلبستگی است. نخستین مفهومی که کودک با تکیه بر آن، دنیا را آزادانه جستجو می‌کند.

ژنتیک همراه با تغذیه خوب، محافظت در برابر سموم و بیماری‌ها و نیز زمان مناسب بازی و ورزش، همه با هم هوش کودک را پرورش می‌دهند. اکثر متخصصان رشد کودک بر این باور هستند که فلش‌کارت‌ها، برنامه‌های کامپیوتری و حتی برنامه‌های بی‌بی انیشتین و موتسارت عامل تقویت هوش کودک نیستند.

قبل از تولد تا چهار سالگی مغز نوزاد به طور انفجاری رشد می‌کند. در حقیقت مغز کودک شما تا نود درصد از بزرگسالی‌اش را تا قبل از سن پیش‌دبستانی به دست می‌آورد و آنها را برای یادگیری موضوعات و مهارت‌های مختلف آماده می‌کند.

اما مغز در ۴ سالگی از رشد باز نمی‌ماند. مغز در دوران کودکی و نیز در دوران بزرگسالی سازماندهی می‌شود. متأسفانه عده‌ای از والدین کودکشان را زودتر از موعد، به مدرسه می‌فرستند. به عقیده دکتر تامپسون، روانشناس دانشگاه کالیفرنیا، برخی والدین بر این باور هستند که اگر فرزندشان سوادآموزی را سریع‌تر شروع کند،

پیشرفت خواهد کرد اما بچه‌ها طی رشد طبیعی بهتر یاد می‌گیرند. اول می‌بایست مدارهای سطح پایین مغز به راه بیفتد و بعد مدارهای پیشرفته کار خود را شروع کنند؛ یعنی اگر کودک در سال‌های پیش‌دبستانی مهارت‌های اولیه را به خوبی و با فرصت کافی طی نکند، کسب مهارت‌های پیشرفته برایش دشوارتر خواهد شد.

 جادوی عواطف مثبت و یادگیری و پرورش هوش

کسب مهارت‌های پیشرفته، مستلزم ایجاد ارتباطی عمیق است که معمولاً به وسیله دلبستگی به والدین ایجاد می‌شود. این زمان، دوران حساس رشد عاطفی و اجتماعی کودکتان است. بنابراین دلبستگی کمک به ایجاد هوش در کودکتان می‌کند. هر چه آسایش ذهنی کودک بیشتر باشد،

رشد مغزی کودک هم بیشتر خواهد شد. بنابراین روابط محبت‌آمیز در دوران کودکی بسیار مهم است، به خصوص در دوران نوزادی.از این رو یکی از راه‌های مفید برای دلبستگی و برقراری ارتباط مؤثر و محبت‌آمیز با کودک برقراری رابطه چشمی با او است که می‌بایست از دوران نوزادی ایجاد شود.

یکی دیگر از این راه‌ها ابراز تظاهرات چهره‌ای است؛ مثل جلوه‌های ابراز احساسات در چهره، تن صدا، جلوه‌های بدنی و دیگر نشانه‌های غیرکلامی.ارتباط او با شما کمک می‌کند تا مغز کودکتان رشد کند چون نورون‌ها به وسیله ارتباط اجتماعی و زبان گسترده‌تر شده و رشد می‌یابند.

یادگیری هم اغلب به وسیله روابط درست تحریک و تهییج می‌شود. وقتی کودکان احساس امنیت و بی‌خطری نکنند، توانایی‌شان برای یادگیری تحت تأثیر قرار می‌گیرد.آمیگدال بخشی از مغز است که عواطف را نظم می‌بخشد. وقتی کودک احساس تهدید می‌کند، آمیگدال دستور جنگ و گریز صادر می‌کند. همین دستور باعث می شود که رفتار هیجانی بر منطق و استدلال به وسیله خاموش ماندن فکر توسط بخش‌هایی از مغز مسلط شود.

استرس‌های طولانی‌مدت یا حتی زودگذر می‌تواند منجر به تغییر در بخش‌هایی از مغز کودک شود و پس از آن او به طور مداوم مستعد ابتلا به استرس شده و یادگیری‌اش کاهش می‌یابد اما روابط محبت‌آمیز می‌تواند کودک را در برابر آسیب‌ها محافظت کند.

بدین جهت باید گفت مغز تنها عضو از بدن است که خود را از طریق تجربه نقش و شیار می‌دهد. می‌دانیم که تجارب ساختار مغز را به لحاظ فیزیولوژیک تغییر داده و سازمان‌دهی می‌کنند. والدین به جای اینکه هوش کودک را به عنوان فرآیندی پویا بدانند، مغز را یک رگ یا لوله می‌بینند که با دانش پر می‌شود اما اصلاً این طور نیست؛ به ویژه برای کودکان.

از این رو، بهترین یادگیری به وسیله درگیری فعال ذهن با پدیده‌های محیطی اتفاق می‌افتد. هر چقدر محیط کودک غنی باشد و تحریکات بیرونی زیاد باشند، کودک بهتر و باکیفیت بیشتری مفاهیم را یاد می‌گیرد. مثلاً کودک شمردن را در رابطه با بیل زدن باغچه و کاشت گل یاد می‌گیرد. اندازه‌گیری را در وقت آشپزی می‌آموزد.

طبقه‌بندی را هنگام درست کردن لانه پرنده می آموزد. حتی در خواربارفروشی می‌تواند چیزهایی در رابطه با وزن مواد غذایی و خواندن برچسب‌ها و قیمت‌ها یاد بگیرد؛ تجربه‌ای که حتی هوشمندترین برنامه‌های کامپیوتری هم نمی‌توانند برای او فراهم کنند. لذا فراهم کردن تجارب یادگیری در جهان واقعی برای هوش کودک مناسب است.

به طورکلی دلبستگی، برقراری ارتباط اولیه سالم و محبت‌آمیز و نیز زندگی بدون استرس، همراه با احساس آرامش و امنیت مؤلفه‌هایی هستند که به رشد هوشی و توانایی ذهنی کودکان کمک می‌کنند. هرچه محیط زندگی کودک غنی باشد و او از تجارب بیشتری برخوردار باشد، بهتر خواهد توانست پیرامون خود را کند و کاو کرده و بسیاری از مفاهیم ساده و پیچیده را خود کشف کند.

مغز با قدرت فوق‌العاده خود می‌تواند با تجربه در محیط به شیارهایش اضافه کرده و در کل ارتباط‌های نورونی و بین‌سلولی‌اش هم بیشتر شود. هر چند رشد فوق‌العاده مغز در دوران پیش از دبستان صورت می‌گیرد اما سازماندهی اصلی مغز به کمک تجربیاتی است که او در محیط به دست می‌آورد و این سازماندهی در زندگی فردی و اجتماعی او نقش اصلی‌تری را بازی می‌کند.

0 پسندیده شده
معصومه حیدری
از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره آبی مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.