200

برخورد مناسب با احساس تعلق فرزندان

|
0 دیدگاه

کودکان به شدت به دنبال تعلق داشتن هستند. اگر همه چیز خوب پیش برود و کودک دلگرمی اش را حفظ کند مشکلات ناچیزی خواهد داشت.

برخورد مناسب با احساس تعلق فرزندان

او کاری را انجام می دهد که موقعیت تقاضا می کند و از طریق مفید بودن و مشارکت، احساس تعلق می کند، اما اگر دلسرد شده باشد، احساس تعلق او محدود می شود. علاقه او  از مشارکت در گروه به تلاش نا امیدانه برای نشان دادن خود از طریق دیگران تغییر می کند.

همه توجه او به سمت این هدف تغییر جهت می دهد؛ او باید هر طور  شده جایگاهی پیدا کند خواه از طریق رفتار خوشایند یا مخرب.

چهار هدف شناخته شده وجود دارد که چنین کودکی ممکن است دنبال کند. اگر می خواهیم کودک را به طرف نگرش سازنده و مشارکت اجتماعی مجدد هدایت کنیم، لازم است این اهداف اشتباه را بشناسیم. میل به توجه بیش از حد، اولین هدف اشتباهی است که کودک دلسرد به عنوان وسیله ای برای احساس تعلق از آن استفاده می کند.

کودک که تحت تاثیر این فرض غلط است که وقتی مرکز توجه باشد مهم است، مهارت فوق العاده ای در مکانیسم های جلب توجه به دست می آورد. او همه راه های مشغول کردن دیگران به خود را پیدا می کند. او ممکن است جذاب و بذله گو باشد یا دوست داشتنی و کمرو بشود، اما هرچه او دوست داشتنی تر بشود، هدفش جلب توجه است نه مشارکت.

مشارکت به معنای همکاری با توجه به نیاز  موقعیت  است. کودک دلگرم که دارای اعتماد به نفس است، می فهمد که مادرش علاوه بر بازی کردن با او باید کارهای دیگری هم انجام دهد. اما گاهی کودک این گونه فکر نمی کند. او تصور می کند اگر مادرش به چیزی غیر او مشغول باشد،

او را فراموش کرده است. کودک معتقد است فقط موقعی جایگاه دارد که جلب توجه کند.

اگر  جذاب بودن کودک توجه دیگران را  جلب نکند، او به شیوه های مخرب رو می آورد. ممکن است گریه زاری کند، اذیت کند، تنبلی کند، بامداد شمعی روی دیوار نقاشی کند، شیرش را روی زمین بریزد با هر یک از هزاران شیوه دیگر توجه را به کار گیرد. حداقل وقتی والدین به سمت او از جا می پرند مطمئن می شود

که آنها می دانند او نیز آنجاست! چنین کودکی خود پنداره ای غلط دارد. هرگاه ما در مقابل درخواست بیش از حد او تسلیم شویم، خودپنداره نادرست او را تقویت می کنیم و این باور را شدت می بخشیم که روش اشتباه او در دستیابی به احساس تعلقی که در پی آن است موثر است.

کودکان به طور طبیعی به توجه ما نیاز دارند. آنها به کمک، اموزش، همدردی و محبت ما نیاز دارند. اما اگر  با مشاهده خودمان متوجه  شویم ما صرفا توسط تلاش های کودک برای دستیابی به توجه مستمر و بیش از  حد وادار به انجام کاری می شویم، آنگاه می توانیم مطمئن شویم که این همان  چیزی است که کودک از ما می خواهد و این روش غلط او در یافتن  جایگاه است.

در نگاه اول، ممکن است تشخیص میان توجه مناسب و توجه نامناسب، مشکل به نظر برسد. رمز اینکار  درتوانایی تشخیص شرایط موقعیت قرار دارد. لازمه مشارکت و همکاری آن است که هر فرد در خانواده موقعیت محور باشد نه شخص محور. پدر یا مادرمی تواند در ذهن خود عقب بایستد و رفتارکودک را زیر نظر بگیرد.

اگر اقدام و پاسخ کودک با شرایط مکانی و زمانی همخوانی ندارد کودک به احتمال زیاد درحال مطالبه توجه بیش از حد است. اکثر اوقات می توانیم با مشاهده واکنش خودمان نیت ناخودآگاه کودک را تشخیص دهیم. چون تعامل میان دو نفر در سطح ناهشیار اتفاق می افتد.

ما صرفا به طور طبیعی به نیت کودک پاسخ می دهیم. اگر ما از این تعامل آگاه شویم و در تفسیر آن مهارت پیدا کنیم می توانیم آن را به سطح هوشیار بیاوریم و در نتیجه ابزاری برای هدایت مجدد کودک یا ارائه راهنمایی به او  خواهیم داشت.

نکات کلیدی و کاربردی در رابطه با احساس تعلق فرزندان

زمانی که کودکمان به صورت مستمر می خواهد جلب توجه کند یا اینکه در زمانی که ما مشغول کاری هستیم به سراغ ما می آید و با شیوه های گوناگون اصرار دارد به او توجه کنیم شیوه برخورد ما به عنوان والدین بسیار مهم است. کودک نباید این حس را داشته باشد که او بی ارزش است و توجهی از سوی والدین به او نمی شود،

در عین حال بایستی به مرور به این درک برسد که ممکن است دیگران نیز مسئولیت ها و دلمشغولی هایی داشته باشند.

ما بایستی به کودک توضیح دهیم که گاهی ممکن است دیگرا کاری داشته باشند و کودک بایستی صبر کند. این صبر کردن نشانه بی توجهی یا بی ارزشی آنها نیست. کودکان باید به مرور زمان متوجه شوند که والدین نیز مسئولیت های مختلفی برعهده دارند.

0 پسندیده شده
معصومه حیدری
از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره آبی مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.