41

آیا شما والدین هلیکوپتری هستید؟!

|
0 دیدگاه
4000015

واژه ی والدگری هلیکوپتری برای اولین بار در سال ۱۹۶۹ و در کتاب “والدین و نوجوانان” دکتر گینوت استفاده شد. این واژه والدینی را توصیف میکرد که به شدت مراقب نوجوانان و کودکان خود بودند و از آنان حمایت مفرط انجام می دادند.

والدین هلیکوپتری چه کسانی هستند؟

اگر چه این اصطلاح برای اولین بار در مورد والدین نوجوانان استفاده شد، اما می توان از آن حتی در مورد والدین کودکان نوپا نیز بهره برد. این والدین کسانی هستندکه کارهایی را که معمولا به عهده خود کودک است و او می تواند انها را به تنهایی انجام دهد، برای او انجام می دهند (برای مثال زمانی که کودک در یک درس نمره کمی می گیرد،

بدون اینکه خود ابراز کند برای او معلم خصوصی می گیرند، برنامه ورزشی نوجوان را انها تنظیم می کنند و …). کودک در هر سنی باشد، والدین هلیکوپتری می توانند رفتار خود را به انها تحمیل کنند. در دوره ی نوپایی والدین هلیکوپتری دائما مراقب کودک هستند، همواره در حال بازی کردن با او هستند، و هیچ زمانی اختصاصی را برای کودک در نظر نخواهند گرفت.

در دوران دبستان، والدین هلیکوپتری دائما نگران سطح کیفی معلمین و مربیان کودک هستند، دوستان و هم بازی های کودک در مدرسه را انتخاب می کنند، و به طور افراطی کودکان را در انجام تکالیف خانگی شان کمک می کنند.

علت انجام رفتارهای هلیکوپتری در والدین چیست؟

دلایل متفاوتی برای انجام چنین رفتارهایی در والدین ذکر شده است. در ادامه به بعضی از متداول ترین این رفتارها اشاره می شود:

ترس از نتایج وخیم

یک نمره ضعیف، ناتوانی در کار گروهی، یا ناتوانی در انجام یک تکلیف معین، می تواند برای این دسته از والدین به عنوان یک بلای عظیم باشید. بخصوص اگر این والدین احساس کنند که با کمک خود می توانند از بروز چنین نتایجی جلوگیری کنند، تمام تلاش خود را صرف اجتناب از بروز این نتایج خواهند نمود. این ترس میتواند منجر به این باور در والدین شود که با کنترل رفتار و وظایف کودکان می توانند از بروز آسیب و یا شکست در فعالیت های کودک ممانعت بعمل آورند.

احساس اضطراب

نگرانی های کلی مانند مسائل اقتصادی، و اجتماعی می توانند احساسات اضطراب را در والدین افزایش دهند. این اضطراب می تواند والدین را به سمت کنترل مفرط کودکان و نوجوانان سوق دهد. نگرانی و احساس اضطراب می تواند این باور را در والدین ایجاد کند که آنها می توانند با کنترل مفرط، کودک خود را از خطر  آسیب در امان نگاه دارند.

احساس جبران مفرط

والدینی که خود در کودکی احساساتی از قبیل دوست داشتنی نبودن، نادیده گرفته شدن، و یا مسامحه را تجربه کرده اند، ممکن است برای فرار از این احساسات در مقابل کودکان خود رفتارهای جبرانی مفرط را نشان دهند. توجه و نظارت بیش از حد تلاش هایی هستند که احساسات شخصی این دسته از والدین را تخفیف می دهند.

فشار والدین دیگر

مشاهده  رفتارهای بیش کنترلی والدین دیگر می تواند بروز چنین رفتارهایی را در والدین تحریک کند. شاید با مشاهده این دسته از والدین این احساس در ما بوجود آید که ما به اندازه کافی برای کودک خود زمان نمی گذاریم و از روند رشد او غافل مانده ایم! این دسته از احساسات باید به دقت بررسی شوند و صحت آنها مورد ارزیابی قرار گیرد.

عواقب پدر و مادری کردن هلیکوپتری چه خواهد بود؟

اکثر رفتارهای هلیکوپتری این دسته از والدین در ابتدا با نیت خیر اغاز می شوند. رفتار کردن به عنوان یک والد ظرافت های خاص خود را دارد، در عین اینکه باید مراقب کودک بود و از او حمایت کرد، ضرورت دارد که مراقب کنترل و حمایت مفرط و ایزوله کردن کودک باشیم! والدینی که به جای کنترل و حمایت بیش از حد، خود را درگیر فرایند رشد و چالش های کودک می کنند،

می توانند احساسات عشق و پذیرش را در آنها شکوفا کرده و پرورش دهند، حس اعتماد به نفس را در آنها ایجاد کرده و موقعیت هایی را برای هدایت و رشد موثر تر فراهم آورند. متاسفانه زمانی که رفتار والدین توسط ترس ها و نگرانی های انها کنترل شود، نمی توان انتظار داشت که بتوانند درک کنند که اکثر مطالبی که کودکان یاد می گیرند

زمانی اتفاق می افتد که ما به عنوان والدین در کنار آنها نیستیم. باید باور داشته باشیم که چالش ها و شکست خود می توانند برای کودکان درس های ارزنده ای به ارمغان بیاورند، و از همه مهمتر به کودکان خواهند آموخت که چطور با شکست و چالش روبرو شوند.

عزت نفس و اعتماد به نفس کاهش یافته؛ مشکل اصلی رفتارهای هلیکوپتری این است که در آخر به ضرر کودک تمام خواهد شد. پیام تلویحی چنین رفتارهایی به کودکان این خواهد بود که ” والدین به توانایی های من اعتماد ندارند و فکر می کنند که من نمی توانم این کار را خودم انجام دهم.

عدم شکل گیری مهارت های اساسی؛ اگر همواره والدین خرابکاری های کودک را سر و سامان دهند و یا از همان ابتدا اجازه ی بروز هیچ گونه دردسری را برای کودک ندهند، کودکان هیچ فرصتی برای آموختن مهارت های اساسی پیدا نخواهند کرد.

اما چطور میتوان از رفتارهای هلیکوپتری اجتناب کرد؟

والدین چطور می توانند کودک خود را دوست داشته باشند و به او عشق بورزند اما دچار حمایت گری و کنترل گری مفرط نشوند؟ باید گفت که این وظیفه ای دشوار برای والدین است، ما باید همواره از یک طرف کودک خود، توانمندی هایش، تنش هایش، و هیجاناتش را در نظر داشته باشیم، و از طرفی باید بدانیم که این کودکان در فردایی نه چندان دور تبدیل به بالغینی در جامعه خواهند شد.

باید بدانیم که به ناگزیر در آینده ی هر کودکی شکست، چالش، دردسر و مشکل وجود خواهد داشت. پس باید به کودکان اجازه دهیم که با این چالش ها از همین حالا روبرو شوند، باید طعم نا امید شدن را بچشند، و زمانی که شکست می خورند، باید به آنها کمک شود تا بتوانند با احساسات خود (و نه الزاما آن تکلیف) کنار بیایند و روبرو شوند.

از طرفی باید نسبت به رفتارهای خود بعنوان والدین آگاه باشیم، اینکه شما تخت خواب کودک سه ساله تان را جمع کنید، رفتار هلیکوپتری در نظر گرفته نمی شود، اما اگر هر روز تخت خواب نوجوان ۱۳ ساله خود را مرتب می کنید، باید بدانید که درگیر رفتارهای هلیکوپتری شده اید.

باید باور داشته باشیم که شکست خوردن و ناکام شدن قسمتی حقیقی از زندگی روزمره انسان هاست و کودکانمان از این موارد درس های ارزشمندی خواهند اموخت.بهتر است به جای اینکه همواره در پی حل مشکلات شخصی کودکان خود برآییم گاهی با آنها احساس همدردی و همدلی داشته باشیم و صرفا احساسات آنها را درک کنیم.

0 پسندیده شده
معصومه حیدری
از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره آبی مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.