Notice: Undefined property: wpdb::$get_charset_collate in /var/www/vhosts/salamati.ir/httpdocs/wp-includes/wp-db.php on line 618

Notice: Undefined offset: 0 in /var/www/vhosts/salamati.ir/httpdocs/wp-content/plugins/doctor-profile/includes/helpers.php on line 510

Notice: Undefined offset: 0 in /var/www/vhosts/salamati.ir/httpdocs/wp-content/plugins/doctor-profile/includes/helpers.php on line 525
فواید رقص برای سلامت روح و جسم
1195

فواید رقص برای سلامت روح و جسم

|
0 دیدگاه

رقص فعالیتی مفرح است که علاوه بر بهبود وضعیت عمومی بدن به تناسب اندام و شادابی نیز کمک می‌کند و شامل رقص باله، رقص سالسا، تانگو و… می‌شود.

فواید رقص برای سلامت روح و جسم

رقص انواع و اقسام مختلفی دارد و همیشه قسمتی از فرهنگ، آداب و رسوم همه ملت ها بوده و هست. امروزه رقص بیشتر جنبه تفریحی داشته و حرکتی برای ابراز خصوصیات فردی محسوب می‌شود با این حال می توان به آن به عنوان یک فعالیت رقابتی نیز نگاه کرد. رقص همچنین یک فعالیت بدنی مفرح و لذت‌بخش برای داشتن تناسب اندام است.

رقصیدن هیچ محدودیت سنی ندارد و هرکسی می‌تواند آن را انجام دهد. رقصیدن همچنین فواید جسمی و روحی بسیاری برای سلامت انسان دارد که در اینجا به چند مورد از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

بهبود عملکرد قلب و ریه‌ها
افزایش قدرت عضلانی، استقامت بدن و تناسب اندام‌های حرکتی
افزایش آمادگی جسمانی
بهبود وضعیت عضلات بدن
کنترل وزن
افزایش استحکام استخوان‌ها و کاهش خطر ابتلا به پوکی استخوان
تناسب، چالاکی و انعطاف‌پذیری بدن
بهبود تعادل بدن
افزایش اعتماد به نفس فیزیکی
بهبود عملکرد ذهنی
بهبود سلامت عمومی
افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس
بهبود مهارت‌های اجتماعی

رقصیدن

رقص می‌تواند به صورت تک نفره و یا گروهی انجام شود. جاهای بسیار زیادی نیز برای رقصیدن وجود دارند مانند مدارس رقص، باشگاه‌های ورزشی و حتی داخل منزل. از آنجا که رقص از گذشته میان مردم محبوبیت خاصی داشته و علاوه بر نشاط و شادابی، به تناسب اندام انسان نیز کمک می‌کند، سالن‌ها و باشگاه‌های ورزشی بسیاری در کنار فعالیت‌های ورزشی دیگر خود اقدام به برگزاری کلاس‌های رقص نیز می‌نمایند.

وسایل و تجهیزاتی که برای رقصیدن نیاز دارید به نوع رقصی که انتخاب می‌کنید وابسته است. مثلا برای رقص “Tap dane” به یک جفت کفش مخصوص و برای رقص باله به کفش و لباس باله نیاز دارید. پس اول از همه باید ببینید که دوست دارید کدام نوع رقص را یاد بگیرید.

انواع رقص

رقص سبک‌های مختلفی دارد و شما می‌توانید بسته به سلیقه شخصی و یا فرهنگ محل زندگی خود هر نوع رقصی که دوست دارید انتخاب کنید. در اینجا چند نوع از رایج‌ترین و محبوب‌ترین انواع رقص‌ها را به شما معرفی می‌کنیم:

رقص باله: رقص باله بر پایه موسیقی کلاسیک می‌باشد و بر قدرت، تکنیک و انعطاف‌پذیری متمرکز است.

رقص کلاسیک: این رقص بیشتر در سالن‌های اپرا اجرا می‌شود و شامل رقص والس (waltz)، رومبا (rumba) و تانگو (tango) می‌باشد.

رقص هیپ هاپ: این رقص بیشتر به همراه موسیقی هیپ-هاپ انجام می‌گیرد و شامل بریک دنس، پاپ و فری‌استایل می‌شود.

رقص جاز: رقصی پرانرژی که با جهش و چرخش همراه است.

رقص سالسا: این رقص تحت تاثیر فرهنگ کارائیب، آمریکای لاتین و آفریقا است و معمولا به صورت دو نفره انجام می‌شود.

رقص پا یا تپ دنس: این رقص بیشتر بر زمانبندی ضربات پا تمرکز دارد. نام این رقص برگرفته از صدایی است که هنگام رقص از برخوردقطعه فلزی کف کفش مخصوص تپ دنس با زمین ایجاد می‌شود.

راهنمایی عمومی برای رقص

برای شروع رقصیدن چند پیشنهاد مفید برای شما داریم:

حتما قبل از شرکت در کلاس رقص به پزشک خود مراجعه کنید تا با انجام یک چکاپ کلی از سلامت جسمی خود و نداشتن اضافه وزن و مشکلات دیگر مطمئن شوید.

لباس گرم‌کن بپوشید تا بدن در هنگام تمرین گرم بماند.

قبل از شروع تمرین حتما حرکات کششی انجام دهید و بدن خود را گرم کنید.

قبل، بعد و حتی در هنگام تمرینات آب کافی بنوشید.

مابین جلسات تمرین استراحت کافی داشته باشید.

برای یادگیری عجله نکنید و بدن خود را تحت فشار قرار ندهید.

حتما برای تمرینات رقص از کفش مناسب استفاده کنید.

با مربی خود هماهنگ باشید تا حرکات را به درستی انجام دهید.

قبل از رقص بنشینید و حرکات مربی را به خوبی مشاهده کنید. به یک‌باره شروع به انجام حرکات جدید نکنید زیرا احتمال آسیب عضلات در این حالت زیاد است.

تا جایی که می‌توانید حرکات را به نرمی و آرامی انجام دهید.

بعد از تمرین برای سردکردن بدن حرکات کششی پایانی را فراموش نکنید.

در پایان حتما به خاطر داشته باشید که رقصیدن راهی مناسب برای داشتن تناسب اندام، افزایش نشاط و شادابی و اعتماد به نفس برای همه گروه‌های سنی با هر سایز و وزنی است و به شما کمک می‌کند تا دوستان جدید پیدا کنید.

عبارت رقص درمانی ، اصولا به چه معناست؟

رقص درمانی، یعنی درمان از طریق رقص و حرکت،

  اما نه به آن معنا که یک طراحی رقص وجود داشته باشد، بلکه هر حرکتی که با ریتم انجام بشود، در این بحث وجود دارد.یعنی کسی ممکن است فقط نشسته باشد و با پایش روی زمین ریتم بگیرد یا صحبت کند و چشمهایش را بهم زند، همه این نوع حرکات با ریتم دراین مجموعه می گنجند.

یعنی همه ی این حرکات معنی دارند و به همین دلیل رقصنده هایی که اوایل قرن گذشته رقص هایی را بوجود آوردند که خارج از ساختار رقص های کلاسیک مثل باله و رقص های فولکلور بودند،

و بر روی صحنه رقص هایی نشان دادند که فقط حرکتی را بازتاب می داد که در آن گفتار در واقع درون رقصنده بود و بیشتر به تئاتر شباهت داشت، از آنجا دریافتند که می شود از طریق حرکات و منتقل کردن احساسات و اتفاقهایی که در درون انسان می افتد به بیرون، یک طریقه ی درمان پیدا کرد.

رقص درمانی البته سنت بسیار قدیمی دارد، در میان اقوام پیشین، مردمی که خیلی طبیعی زندگی می کردند،

مثلا رقص «زار» در ایران و یا رقص هایی که هنوز در میان برخی قبایل آفریقایی وجود دارند. این سنت همیشه وجود داشته که از طریق حرکت و ریتم می شود درمان کرد. همانطور که می دانید زمانی که یکنفر از لحاظ روحی یا جسمی مشکلی پیدا می کند، حرکات و میمیک چهره اش تغییر می کند. بنابراین سلامتی با حرکات و فرم بدن و ریتمی که ما در آن زندگی می کنیم در ارتباط بسیار مستقیم است.

رقص درمانی هم به شکل فردی انجام می گیرد و هم به صورت گروهی.

این موضوع به عوامل زیادی بستگی دارد. یعنی شاید افراد خانواده ای به یک درمانگر مراجعه کنند و مشکلی داشته باشند که درمانگر با آن ها بصورت جمعی کار می کند، در واقع در یک گروه. یا اینکه افراد متفاوتی هستند که مشکل مشترکی دارند، آنها می توانند در یک گروه رقص درمانی بشوند. ولی ممکن است کسی هم باشد که بخواهد به شکل انفرادی معالجه شود.

 می توان در مجموع گفت استفاده از روش رقص درمانی مانند انواع روشهای درمانی دیگر، هم بصورت جمعی و هم بصورت فردی امکان پذیر است.

رقص درمانی موثر برای همه ی گروه ها 

رقص درمانی برای هیچ گروه خاصی نیست، یعنی می توان واقعا در تمام موارد از این روش استفاده کرد. البته در موارد خیلی جدی بیماری های روانی که بیمار تحت درمان دارویی ست، باید این نوع از معالجه را در تکمیل معالجه ای که بیمار تحت درمان آن است بکار گرفت. یعنی این نوع درمان فقط می تواند بصورت تکمیلی کمک هایی بکند.

در موارد دیگر شرایط فرق می کند، یعنی وقتی که فرد مراجعه کننده به آنصورت اختلالات روانی ندارد که تحت درمان دارویی باشد، او با هر مشکلی می تواند از شیوه رقص درمانی برای معالجه اش مدد جوید. برای نمونه فردی که به افسردگی دچار است.
البته افسردگی هم در یک حالتش بیماری ست که درمان آن در بخش روانپزشکی، به اصطلاح دارو ـ درمانی امکان پذیر است.

ولی نوعی از آن وجود دارد که خیلی ها در زندگی روزمره می توانند گرفتارش شوند. در هر صورت کسانی که در موارد گفته شده مشکلی دارند، می توانند به درمانگر مراجعه بکنند. رقص درمان ها هم البته بخاطر اینکه بتوانند محدوده کارشان را مشخص کرده و بطور تخصصی کار کنند، هر کدام در حیطه معینی عمل می کنند. فرض کنید کسی که بیشتر با بچه ها و نوجوانان کار می کند.

و در زمینه درمان آنان تجربه کسب کرده، دیگری در بیمارستانهای روانی تخصص اش را گرفته و او باز با بخش بیمارهای دیگر سروکار پیدا می کند و همینطور به نسبت زیر مجموعه هایی که در مسایل روانی وجود دارد، درمانگر هم حوزه کار خودش را تعیین کرده و در آن تجربه کسب می کند.

رقص درمانی  کمکی برای محدود کردن عوارض  بیماری های روانی

اصلا رقص درمانی در واقع برمی گردد به اولین حرکاتی که در انسان بوجود آمده، یعنی از شکل گرفتن سلول تا تکامل جنین و تولد و حرکات اولیه ی نوزاد، همه ی اینها یعنی جریان یک انرژی در طبیعت. حرکات روزمره ی ما هم از این جدا نیست، یعنی فرض کنید قلب حرکات و ریتم خاصی باید انجام بدهد، این حرکات اگر منظم باشند.

شما احساس خوبی دارید و اگر منظم نباشند، آن را حس می کنید و به یک پزشک مراجعه می کنید. حالات روحی هم بی ارتباط با این جریان انرژی نیستند. در جایی که از انرژی درون جسم استفاده ی درستی نشود، مشکل ایجاد می شود.

برای نمونه فرض کنید دهقانی که در مزرعه کار می کند و مرتب در فعالیت است. یعنی با طلوع آفتاب بیدار می شود و با غروب آفتاب به منزلش برمی گردد و زندگیش ریتم خاصی را دارد و تمام ارگانهای بدنش هم با این ریتم در ارتباط است و روحیه اش هم در ارتباط با همان ریتمی است که خواب و نظم غذا خوردنش ونظم حرکاتش در کار دارند. حالا فرض کنید انسانی که اینهمه انرژی دارد و این انرژی باید در گردش باشد، بشکلی محدودیت برایش ایجاد شود.

مثلا کودکی که اجازه ی بازی ندارد، یا اجازه ی هر نوع بازی را ندارد، مثلا نمی گذارند بدود یا جایی برای دویدن ندارد و یا فرض کنید اصلا از او نمی خواهند که آن انرژیی را که دارد در جریان بیندازد. این انرژی در بدن محدود شده و در آنجا ایجاد سد می کند. مسلم است که این سد در روحیه نیز تاثیر می گذارد.

زمانی که از طریقی این سدها را برداریم، فرض کنیم از طریق حرکات خاصی یا آموزش موسیقی، و جریان این انرژی را دوباره تحریک کنیم، در آن شخص احساس زندگی ایجاد می شود و باعث می شود این احساس در کار روزمره اش، در درسش، در زندگی اش با افراد دیگر، با محیط اطرافش نقش بازی کند و کیفیت زندگی اش را بالاتر ببرد.

 رقص و یا کلا حرکت جسمی ، باعث علاقمندی به زندگی

 برای اینکه زندگی یعنی حرکت و این حرکت باید در مسیری باشد که ذهن من، بدن من، اندازه ی بدن، فعالیت مغز من آنرا در خواست و طلب می کند. در حالیکه اینها ارتباط شان با یکدیگر قطع شود، یعنی اگر آن فعالیتی که فرضا از بدن من برمی آید انجام ندهم،

مثلا اگر فرض کنیم یک آدم سالم تمام روز پای کامپیوتر بنشیند، همین نشستن پای کامپیوتر و یک جنبه ای نوع حرکت، یعنی در حالی که انسان فقط نگاهش و دستهایش کار می کنند و تمام بدنش بی حرکت است، هم در روح و هم در جسم ایجاد اختلال می کند. برعکس آن، یعنی وقتی انجام حرکات به بدن نیرومند و سالم برگردد، آنوقت این حرکات می توانند فرد را به زندگی علاقمند کنند ،

نشاط به او بدهند و به انجام کارهای مختلف وادارش کنند، کمااینکه دیگر او نتواند در روز هشت یا نه ساعت را فقط روی صندلی بسربرد.

رقص درمانی و کلام آخر

رقص درمانی احتیاج به یک مربی دارد، یعنی کسی که به او درمانگر و هدایت کننده ی آن حرکات می گویند.

رقص در هرصورت خوب است. فرض کنید شما صبح که از خواب بیدار می شوید، نواری بگذارید و شروع کنید به رقصیدن. اصلا خود این عمل در همان روز، در تمام طول ساعات روزتان کلی نشاط می آورد. ولی مثلا درمورد افسردگی، در این مورد حتما نیاز به یک هدایت کننده وجود دارد. بخاطر اینکه کسی که افسرده است اگر شما صدتا نوار خیلی زیبا هم برایش پخش کنید و موسیقی خیلی عالی ای هم برایش اجرا کنید، ممکن است تاثیر کمی روی او بگذارد، ولی نمی تواند آن اتفاقی را که در درونش می افتد، به بیرون منتقل کند.

انتقال احساسات از درون به بیرون ، این جنبه ای است که رقص درمانی خیلی روی آن تاکید دارد،

 یعنی اینکه شما این احساس را از درون به بیرون منتقل کنید، یعنی ارتباط با بیرون را دوباره برقرار کنید. برقرار کردن این ارتباط با بیرون از یک آدم افسرده خودبخود برنمی آید. درمانگر در واقع باید خیلی با احساس همدلی با کسی که حرکات و ریتم بدنش به دلایلی محدود شده و به بیرون منتقل نمی شود، برخورد کند.

اگر دیده باشید افرادی که افسردگی دارند خیلی بی حرکت می شوند و حتی در موارد شدید آن افسردگی می تواند انسان را نیمه فلج کند. انسان افسرده میمیک صورتش به کلی تغییر می کند و تبدیل به نوعی ماسک می شود.‌ شما نمی توانید با موسیقی خاصی یکمرتبه این شخص را به فعالیت وادارید. این شخص باید به مرور زمان از درون حرکت را حس کند، خودش را لمس کند و خودش را احساس کند و این یک پروسه ی طولانی مدت است.

[click_like post_id='47758']

از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره آبی مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.