237

جایگاه مغز در روانشناسی

|
0 دیدگاه

بعد از گذشت تقریبا یک قرن از دورانی که نظریه فروید با تاکید بر اینکه ذهن به تنهایی باید مدنظر قرار گیرد علم روان پزشکی را تحت سلطه خود قرار داد جنگ ویتنام ثابت کرد که ساختاری از نوع فیزیکی به نام مغز نیز در روان شناسی جایگاهی برای خود دارد.

بسیرای از سربازارن این جنگ در بازگشت با علائم و نشانه هایی از بیماری مواجه شدند که امروزه به عنوان اختلال استرس پس از سانحه شناخته می شود. نمونه هایی از این نشانه ها عبارت اند از کابوس و بازگشت ناگهانی خاطرات گذشته یا دوری و اجتناب از هر چیز که با تجربه جنگ مرتبط است یا بروز رفتار خشونت آمیز یا مراقبت و احتیاط افراطی یا انکار ارتباط داشتن با جنگ. اکنون برای ما روشن شده است که دست کم بخشی از این نشانه ها در اثر ترومای شدید عاطفی موجود در فیزیک مغز انسان حادث می شود. در هر سانحه یا ترومایی که انسان با خطر جانی برای خودش یا نزدیکانش مواجه می شود مغز میزان بیشتری هورمون کورتیزول (هورمون مربوط به اضطراب برای ستیز یا گریز) ترشح می کند. معمولا پس از آنکه فشار روانی برداشته می شود ترشح این هورمون نیز متوقف می گردد. اما چنانچه انسان به صورت پیوسته با ترس و بازگشت خاطرات ترسناک گذشته مواجه شود ترشح هورمون اضافی سبب آسیب رسیدن به هیپوکمپ می شود.
این بخشی از ساختار مغزی حافظه کوتاه مدت است که خاطرات و وقایع برای مدتی در حدود دو هفته در آن به صورت موقت ضبط می شود تا اینکه به خاطرات دائمی زندگی ما متصل شوند.

0 پسندیده شده
دانیال میکائیلی
از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره آبی مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.