319

۱۲ نشانه که ممکن است اختلال اضطرابی داشته باشید

|
0 دیدگاه

اختلال اضطرابی گروهی از اختلالات روانی هستند که دارای نشانه‌هایی از اضطراب و ترس هستند.

۱۲ نشانه که ممکن است اختلال اضطرابی داشته باشید

 اختلال اضطراب یا اختلال اضطرابی یک بیماری شایع است، که عمدتا بیشتر زنان و میان‌سالان با آن مواجه هستند.

 اضطراب ناشی از نگرانی درمورد آینده است و ترس واکنشی به رویداد کنونی. احساس اختلال اضطرابی می‌تواند دارای نشانه‌های فیزیکی همچون تپش قلب و لرز باشد. در این نوشتار از ۱۲۲ نشانه‌ی اختلال اضطرابی برای‌تان می‌گوییم که احتمال مبتلا بودن‌تان را تقویت می‌کند.

چه چیزی طبیعی است؟

همه گاهگاهی عصبانی یا مضطرب می‌شوند – به عنوان مثال، وقتی در جمع صحبت می‌کنند یا وقتی به مشکلات مالی بر می‌خورند. اما برای بعضی از آدم‌ها، اضطراب آنقدر مکرر یا آنقدر شدید می‌شود که کم کم زندگی‌شان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

چطور می‌توانید بگوید که آیا اضطراب هر روزه‌تان به مرز اختلال رسیده‌ است یا نه؟ کار ساده‌ای نیست. اضطراب به شکل‌های بسیار مختلفی بروز می‌کند- مثلا حملات هراس، فوبیا، و اضطراب اجتماعی – و تفاوت بین تشخیص اضطراب بیماری گونه و اضطراب “عادی” همیشه واضح و آشکار نیست.

این یک نقطه‌ی شروع است: اگر به صورت منظم هر یک از علائم زیر را دارید، شاید بهتر باشد با پزشک‌تان مشورت کنید.

۱. نگرانی بیش از حد

نشان اختلال اضطراب فراگیر(GAD)- نوع گسترده‌تری از اضطراب – نگران بودن بیش از حد در مورد هر مسئله‌ی ریز و درشتی است. اما “بیش از حد” یعنی چقدر؟

در مورد GAD، “بیش از حد” یعنی داشتن افکار اضطرابی مداوم در بیشتر روزهای هفته، به مدت شش ماه. همچنین، اضطراب باید آن قدر بد و وخیم باشد که زندگی روزانه را مختل کند و با علائم برجسته‌ای مثل خستگی همراه باشد.

دکتر سالی وینستون، مدیر موسسه‌ی اختلال اضطرابی و استرسی مریلند در تاوسن می‌گوید “تمایز بین اختلال اضطرابی و داشتن اضطراب عادی در این است که آیا احساسات‌تان موجب رنج و اختلال عملکردی زیادی می‌شود یا خیر.”

۲. مشکلات خواب

مشکل “به خواب رفتن” یا “خواب عمیق داشتن” با طیف وسیعی از ناراحتی‌ها، چه جسمی چه روانشناختی، مرتبط است. و البته، بی‌قراری و از این پهلو به آن پهلو شدن در شب قبل از یک سخنرانی مهم یا مصاحبه‌ی شغلی چندان غیر طبیعی نیست.

اما اگر به صورت مزمن – به خاطر مشکلات خاص(مثل پول)، یا چیز نه چندان بخصوصی- بیدار، نگران یا متلاطم بودید این ممکن است نشانه‌ای از اختلال اضطرابی باشد. طبق بعضی از برآوردها، نیمی از تمام آدم‌های دچار GAD مشکلات مربوط به خواب را تجربه می‌کنند.

اخطار یا هشدار دیگری وجود دارد که احتمالا نشانه‌ی اضطراب باشد؟ بله، با احساس تنش بیدار می‌شوید، ذهن‌تان دچار ضربان است، و قادر نیستید خودتان را آرام کنید.

۳. ترس‌های غیرمنطقی

یک نوع از اضطراب هست که اصلا تعمیم پیدا نمی‌کند؛ بر عکس، به وضعیت یا چیز خاصی وابسته است- مثل پرواز، حیوانات، یا جمعیت. اگر ترس طاقت‌فرسا و مخرب شود و از حد و اندازه‌ی خطر واقعی فراتر برود، نشانه‌ای واضح از فوبیا-نوعی اختلال اضطرابی- است.

هرچند فوبیاها می‌توانند ناتوان‌کننده باشند، اما همیشه آنقدرها واضح نیستند.

در واقع، ممکن است تا زمانی که با یک وضعیت خاص روبه‌رو و متوجه نشوید که قادر به مهار ترس خود نیستید، بروز پیدا نکنند. وینستون می‌گوید “کسی که از مارها می‌ترسد می‌تواند سال‌ها بدون مشکل زندگی کند. اما بعد به طور ناگهان وقتی که بچه‌هایش می‌خواهند به اردو بروند، متوجه می‌شود که به درمان نیاز دارد.”

۴. تنش عضلانی

تنش عضلانی تقریبا همیشگی- چه شامل قفل شدن فک‌ها، گره کردن مشت ها، یا عضلات پیچ خورده‌ی بدن‌تان باشد- اغلب با اختلال اضطرابی همراه است. این علامت می‌تواند آنقدر پایدار و فراگیر باشد که کسانی که برای مدت مدیدی با آن زندگی کرده‌اند ممکن است بعد از مدتی دیگر متوجه آن نشوند.

وینستون می‌گوید ورزش منظم می‌تواند کمک کند تنش عضلانی را تحت کنترل بگیرید، اما در صورتی که یک آسیب یا حادثه‌ی غیرمترقبه‌ی دیگر عادت‌های ورزشی شخص را مختل کند، این تنش ممکن است اوج بگیرد. “ناگهان نقصی به وجود می‌آید، چون آنها نمی‌توانند اضطراب شان را به آن روش کنترل کنند و حالا به طرز باورنکردنی بی‌قرار و تند مزاج شده‌اند.”

۵. سوء هاضمه‌ی مزمن

وینستون می‌گوید اضطراب ممکن است در ذهن شروع شود، اما اغلب خودش را از طریق علائم جسمی مثل مشکلات گوارشی مزمن در بدن نشان می‌دهد. سندروم روده‌ی تحریک پذیر (IBSS)، مشکلی که از مشخصه‌های آن معده درد، گرفتگی، نفخ، گاز، یبوست، و / یا اسهال هستند، “اساسا یک اضطراب در دستگاه گوارش است.”

IBS همیشه به اضطراب مربوط نمی‌شود، اما این دو اغلب با هم اتفاق می‌افتند و می‌توانند وضعیت یکدیگر را بدتر کنند. روده نسبت به استرس روانشناختی بسیار حساس است- و برعکس، ناراحتی جسمی و اجتماعی مشکلات گوارشی مزمن می‌تواند باعث شوند شخص احساس اضطراب بیشتری بکند.

۶. ترس از صحنه

اکثر آدم‌ها پیش از سخنرانی برای گروهی از افراد یا در مرکز توجهات قرار گرفتن دست کم چند بار دلشوره می‌گیرند.

اما اگر این ترس آنقدر قوی باشد که هیچ میزان آموزش یا تمرینی نتواند آن را کاهش دهد، یا اگر زمان زیادی را صرف فکر کردن و نگرانی درمورد آن می‌کنید، ممکن است دچار نوعی اختلال اضطرابی اجتماعی(که با عنوان فوبیای اجتماعی نیز شناخته می‌شود) شده باشید.

آدم‌های دچار اضطراب اجتماعی چند روز یا چند هفته مانده به یک رویداد یا موقعیت خاص دچار نگرانی می‌شوند. و حتی اگر بتوانند از عهده‌ی مدیریت و انجام آن رویداد برآیند باز هم، عمیقا احساس ناراحتی می‌کنند و ممکن است مدت‌ها بعد نیز به آن فکر کنند و نگران این باشند که چه قضاوتی درباره‌ی آنها شده است.

۷. خودآگاهی

اختلال اضطرابی اجتماعی همیشه به صحبت کردن برای یک جمع یا مرکز توجهات قرار گرفتن مربوط نمی‌شود. در بیشتر موارد، اضطراب از طریق موقعیت‌های روزمره مثل مکالمه‌ی چهره به چهره در یک مهمانی، یا خوردن و نوشیدن در برابر حتی تعداد کمی از آدم‌ها برانگیخته می‌شود.

در این وضعیت‌ها، آدم‌های دارای اختلال اضطرابی اجتماعی احساس می‌کنند که تمام چشم‌ها خیره به آنها است و اغلب سرخ شدن، لرزیدن، حالت تهوع، تعریق شدید یا دشواری تکلم را تجربه می‌کنند. این علائم می‌توانند آن قدر مخرب باشند که ملاقات با افراد جدید، حفظ رابطه‌ها، و پیشرفت در کار یا تحصیل را به امری دشوار بدل کنند.

۸. هراس

حمله‌های هراسی می‌توانند ترسناک باشند: یک احساس ناگهانی و شدید حاکی از ترس و درماندگی را تصور کنید که ممکن است برای چندین دقیقه طول بکشد، و با علائم جسمی وحشتناکی مثل مشکلات تنفسی، تپش یا کوبش ضربان قلب، سوزن سوزن شدن یا کرختی دست‌ها، تعریق، ضعف یا گیجی، درد قفسه‌ی سینه، درد معده، و احساس گرما یا سرما همراه است.

همه‌ی کسانی که دچار حمله‌ی هراسی هستند اختلال اضطرابی ندارند، اما کسانی که آنها را مرتبا تجربه می‌کنند ممکن است تشخیص داده شود که دچار اختلال هراسی هستند.

کسانی که اختلال هراسی دارند درمورد این که چه وقت، کجا و چرا حمله‌ی بعدی‌شان ممکن است رخ دهد در ترس و واهمه به سر می‌برند، و از رفتن به مکان‌هایی که قبلا در آنها دچار حمله شده‌اند اجتناب می‌کنند.

۹. گذشته نمایی

تجربه‌ی ذهنی منظم یک رویداد پریشان‌کننده یا آسیب زننده- یک تصادف سهمگین، مرگ ناگهانی یکی از عزیزان- نشانه‌ی اختلال استرسی پس از ضایعه روانی (PTSDD) است که در بعضی از ویژگی‌ها با اختلال اضطرابی مشترک است. (در واقع تا همین اواخر، به جای آن که یک بیماری مستقل در نظر گرفته شود، PTSD به عنوان نوعی از اختلال اضطرابی به شمار می‌رفت.)

اما گذشته‌نمایی ممکن است در دیگر انواع اضطراب نیز رخ بدهد. بعضی از پژوهش‌ها، شامل مطالعه‌ای در ۲۰۰۶ در مجله‌ی اختلالات اضطرابی، بیان می‌کنند که بعضی از آدم‌های دچار اضطراب اجتماعی، گذشته‌نمایی‌های PTSD گونه‌ای از تجاربی دارند که ممکن است چندان هم آسیب زا به نظر نرسند،

مثل مسخره شدن در جمع. این آدم‌ها ممکن است حتی از چیزهایی که آن تجربه را یادآوری می‌کنند اجتناب کنند.

۱۰. کمال گرایی

وینستون می‌گوید ذهنیت جزئی‌نگر و وسواسی که با عنوان کمال‌گرایی شناخته می‌شود “همراه و ملازم اختلالات اضطرابی است. اگر مدام خودتان را قضاوت می‌کنید یا درباره‌ی اشتباه کردن یا کم آوردن در استانداردهای‌ زندگی‌تان اضطراب دارید، پس احتمالا دچار اختلال اضطرابی هستید.”

کمال گرایی بالاخص در اختلال وسواس فکری عملی (OCD)رایج است، که مثل PTSD، مدت‌ها به عنوان یک اختلال اضطرابی شناخته می‌شده است.

وینستون می‌گوید، ” OCDD می‌تواند خیلی ظریف و نامحسوس اتفاق بیفتد، مثل موردی که در آن شخص به مدت سه ساعت نمی‌تواند از خانه بیرون برود چون حتما آرایش‌اش باید کاملا درست و مرتب باشد و او مدام مجبور است که دوباره آن کار را انجام بدهد.

۱۱. رفتارهای اجباری

برای آن که در شخصی اختلال وسواس فکری عملی تشخیص داده شود، افکار وسواسی و تحمیلی او باید با رفتار اجباری، چه ذهنی باشد(مثلا بارها و بارها به خودتان بگویید اوضاع خوب خواهد شد) چه جسمی(شستن دست‌ها، مرتب کردن وسایل) همراه باشد.

وینستون می‌گوید وقتی که نیاز به تکمیل رفتارها- که با عنوان “تشریفات” هم شناخته می‌شوند- در زندگی شما جریان پیدا می‌کند تفکر وسواسی و رفتار اجباری به یک اختلال تمام و کمال تبدیل می‌شود.

“به عنوان مثال اگر دوست دارید با درجه‌ی صدای ۳ به رادیوی‌تان گوش بدهید، و رادیو خراب می‌شود و روی درجه‌ی ۴ گیر می‌کند، آیا تا زمانی که بتوانید آن را تعمیر کنید کلا دچار هراس می‌شوید؟”

۱۲. عدم اعتماد به نفس

عدم اعتماد به نفس و تردید ویژگی رایجی در اختلالات اضطرابی است، من جمله اختلال اضطراب فراگیر و OCD. در بعضی از موارد، تردید ممکن است حول پرسشی باشد که برای هویت یک شخص کلیدی به شمار می‌رود، مثلا “اگر من گی باشم چی؟” یا “آیا همانقدر که من شوهرم را دوست دارم او هم من را دوست دارد؟”

وینستون می‌گوید، در OCD این “حملات شک و تردید” بالاخص وقتی رایج هستند که یک پرسش پاسخی نداشته باشد.

او می‌گوید کسانی که OCD دارند “با خود فکر می‌کنند که «اگر به صورت ۱۰۰% مطمئن بدانم که آیا گی هستم یا یک شخص عادی، جواب هر کدام که باشد به هر حال خوب خواهد بود» اما آنها به خاطر عدم قطعیتی که این پرسش را به یک وسواس فکری تبدیل می‌کند دچار ناشکیبایی و بی‌قراری هستند.

0 پسندیده شده

معصومه حیدری
از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره آبی مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.