594

این ۷ چیز را وقتی احساس یاس و ناامیدی می‌کنید به یاد آورید

|
0 دیدگاه
اجاره آپارتمان مبله ارزان

من بارهای بسیاری در زندگی‌ام احساس یاس و ناامیدی و شکسته شدن کرده ام. ضربات زندگی من را بارها به زمین زده‌اند.

این ۷ چیز را وقتی احساس یاس و ناامیدی می‌کنید به یاد آورید

درد و احساس یاس و ناامیدی ماه‌ها زندگی من را تحلیل برده‌اند. نمی‌دانستم آیا هرگز از این وضعیت نجات پیدا خواهم کرد یا زندگی با احساس شادی و امنیت خواهم داشت یا نه. به آرامی، به مرور، زندگی‌ام بهتر شد و من قوی تر شدم.

حال زمانی که به گذشته نگاه می‌کنم، می‌فهمم آن حوادث، با وجود دردناکی‌شان، کاتالیزورهایی بودند که زندگی‌ام را تغییر بدهم. اکنون من با انجام کارهایی که دوست دارم زندگی می‌کنم- نوشتن، صحبت کردن و مشاوره. تنها راه برای این که زندگی مان را به حد کمال برسانیم، غلبه کردن بر چالش هاییست که زندگی پیش روی ما قرار می‌دهد.

ما باید درد، خیانت، مصیبت، احساس ناامیدی و یأس را در زندگی تجربه کنیم- غیر از این چطور می‌توانیم درباره‌ی آن کسی که هستیم یاد بگیریم؟

هیچ راه دیگری برای ما وجود ندارد تا یاد بگیریم چطور در مورد زندگی و آینده مان انعطاف پذیر، شجاع، امیدوار و خوش بین باشیم.

از آنجا که ما این احساسات را دوست نداریم، همگی در نقاطی از سفر زندگی مان احساس یاس و ناامیدی و شکسته شدن می‌کنیم.

اغلب زمانی که خودمان را در احساس یاس و ناامیدی می‌یابیم، نمی‌دانیم چه کار کنیم و بنابراین تا می‌توانیم با ترس، پشیمانی، درد، سرخوردگی و غصه‌هایمان زندگی می‌کنیم. این راهی نیست که به زندگی مان، معنای زندگی بدهد.

زمانی که در درونتان احساس یاس و ناامیدی و شکسته شدن کردید هفت نکته‌ی زیر، کمک خواهند کرد تا شجاعتتان را کشف کنید و انعطاف‌پذیری‌تان را بسازید، گام‌های بلند بردارید و زندگی محبوبتان را در آغوش بگیرید. این هفت نکته را به خاطر بسپرید.

۱. پذیرش و پیش‌بینی تغییر را به یاد داشته باشید.

“این گونه‌های هوشمند نیستند که بقاء می‌یابند؛ قوی‌ترین‌ها هم نیستند؛ بلکه گونه‌هایی بقاء می‌یابند که توانایی بهترین وفق و سازگاری را با تغییرات محیطی پیرامونشان دارند.” لئون سی مگینسون

در دنیای در حال تغییر این روزها، سخت است صبر کنید تا بفهمید چه کسی هستید، و پیچیدگی و غیر قابل پیش‌بینی بودن زندگی را مدیریت کنید. تغییر، تنها چیز ثابت در زندگی امروزی ماست. به جای مبارزه با اجتناب ناپذیری تغییر، یاد بگیرید چطور آن را بپذیرید.

تغییر را در آغوش بگیرید و بدانید که تنها با این کار زندگی‌تان بهتر می‌شود. مقاومت در برابر تغییر، انرژی‌های منفی و احساس ناراحتی و دلسردی را تحریک می‌کند.

۲. به یاد داشته باشید قدرت انتخاب خود را بپذیرید.

“من امروز، زندگی را انتخاب کردم. هر صبح که بیدار می‌شوم، می‌توانم لذت، شادی، منفی بافی، درد و…. را انتخاب کنم. امروز انتخاب کردم که زندگی را احساس کنم، نمی‌خواهم انسانیتم را انکار کنم بلکه می‌خواهم آنرا در آغوش بگیرم.” کوین آکین

استفاده از قدرت انتخابتان شما را قادر می‌سازد رویکردتان را نسبت به زندگی تغییر دهید. می‌توانید از درد و افسردگی به شادی و امید بروید. استفاده از قدرت انتخابی که دارید توانمندی‌هایتان را در اقدام و تصمیم گیری تقویت می‌کند. قدرت تصمیم گیری هدیه‌ای است که در درونتان دارید، که اگر تصمیم به استفاده از آن بگیرید، زندگی‌تان دگرگون خواهد شد.

۳. به یاد داشته باشید کمک بخواهید.

“کمک خواستن به این معنی نیست که ما ضعیف یا بی‌کفایتیم. بلکه معمولاً نشانگر سطح بالایی از صداقت و زیرکی است.” آنا ویلسون شف

کمک خواستن نشانه‌ی ضعف نیست. وقتی ما از درون احساس شکسته شدن می‌کنیم، می‌خواهیم از دنیا پنهان شویم.

گاهی به این دلیل که احساس شرمساری می‌کنیم یا اعتقاد داریم مردم، حال و هوایمان را درک نخواهند کرد. حمایت، نصیحت و دلگرمی گرفتن از دیگران به ما کمک می‌کند تا بر گرفتاری‌هایمان غلبه و مشکلات زندگی مان را حل کنیم.

این انرژی و دانایی از دوستان، خانواده و حمایت گرانی است که جراءت و اشتیاق مان را برای تغییر و بهتر شدن زندگی مان تحریک می‌کنند.

۴. به یاد داشته باشید در زمان حال باشید.

“دیروز رفته و فردا هنوز نیامده است. ما فقط امروز را داریم. شروعش کنیم.” مادر ترزا

افکار شما، احساستان درباره‌ی زندگی را تحت تأثیر قرار می‌دهند. زمانی که احساس شکسته شدن می‌کنید، این افکار منفی‌تان هستند که ناراحتی، سرخوردگی و بدبختی را به احساس شما تحمیل می‌کنند. وقتی شما احساس لذت و شادی می‌کنید، افکار مثبتتان شما را به سوی امید و خودباوری بیشتر خواهند برد.

کلید مدیریت افکار منفی‌تان این است که تمرین کنید خودتان را از این افکار دور نگاه دارید و به جای اینکه در مقابلشان واکنش نشان دهید، تماشایشان کنید. افکار منفی درونتان را شناسایی کنید و بپذیرید این افکار به دردتان نمی‌خورند و برای کنترل بیشتر آن‌ها کار کنید.

به جای اینکه به مضمون افکارتان توجه کنید به آن‌ها برچسب بزنید. افکارتان را تماشا کنید و اگر متوجه شدید که افکارتان درباره‌ی قضاوت کردن است (مثل خوب یا بد بودن یک شرایط خاص) به آن برچسب “قضاوت” بزنید. اگر برای انجام دادن کاری نادرست خودتان را نقد کرده‌اید پس به آن فکر، برچسب “انتقاد” بزنید.

سپس از خودتان بپرسید چقدر می‌خواهید انتقاد کنید و خودتان را مقصر بدانید. پیشنهاد من این است که هیچ زمانی را صرف انتقاد از خودتان نکنید.

۵. به یاد داشته باشید روی چیزی که به شما احساس خوشی می‌دهد تمرکز کنید.

” احساس خوشی را بیابید، آن خوشی، دردهایتان را خواهد سوزاند” ژوزف کمپل

وقتی شما احساس یأس، ناکامی، و نا امیدی می‌کنید، به اسانی اتفاقات خوب زندگی‌تان را فراموش می‌کنید. در حقیقت، اگر دارید با منفی بافی‌تان از پا در می‌آیید، دارید باور می‌کنید که هیچ چیز خوبی در زندگی‌تان وجود ندارد. روی چیزهای خوب زندگیتان، چیزهایی که خوشحالتان می‌کنند تمرکز کنید.

این گام مهمی در تغییر زندگی‌تان است. هر چه بیشتر روی خوبی‌های زندگیتان تمرکز کنید، امیدوارتر خواهید شد. مثبت بودن و امید داشتن مُسری است و هرچه بیشتر آن‌ها را تجلیل کنید، احساستان درباره‌ی زندگیتان بهتر می‌شود.

۶. به یاد داشته باشید درباره‌ی آینده‌تان امیدوار باشید.

“بهترین چیز در مورد آینده اینست که یک زمانی و یک روزی می‌آید.” آبراهام لینکلن

وقتی در زندگی احساس یاس و ناامیدی و شکسته شدن می‌کنید، ممکن است با دلواپسی از اینکه زندگی‌تان تا ابد همین طور خواهد بود، از پا در بیایید.

 وقتی تا این حد احساس درد و اندوه دارید، خیلی سخت است که در مورد آینده امیدوار باشید. به هرحال درد و اندوه، شما را خوب نمی‌کند اما اگر در اعماق درونتان می‌خواهید خوب شوید- فقط نمی‌دانید چطور.

زمانی که احساس خرد شدن در زندگی‌ام می‌کردم، چیزی که به من در روند خوب شدنم کمک می‌کرد، تلاش و امیدوار ماندنم در مورد آینده‌ام بود. برای من مهم بود که دیدگاهم را رو به حقیقت نگاه دارم.

آنچه در آن لحظه در زندگی‌ام در حال وقوع بود، بخشی از زندگی آینده‌ی من نبود. همان کورسوی امید درمورد آینده‌ام برای من کافی بود تا به آرامی شروع به خوب شدن کنم- گام به گام.

۷. به یاد داشته باشید که بپذیرید زندگی یک راز است.

” زندگی یک معما نیست، که نیاز به حل شدن داشته باشد. واقعیتی است که باید تجربه‌اش کرد.” جیکوبز جوهانسون لئو

زندگی با مزه است و هرچه ما بیشتر با آن مبارزه کنیم و نسبت به آن مقاومت داشته باشیم، سخت تر می‌شود. پذیرش رمز و راز زندگی به ما اجازه می‌دهد خوب شویم و دردمان را تنها به عنوان یک فصل از فصل‌های بی‌شمار کتاب زندگی مان ببینیم. زندگی غافلگیرمان می‌کند.

ما را می‌آزماید و به چالش دعوت می‌کند. ما زنده می‌مانیم و با پذیرفتن این چالش‌ها در زندگی رشد می‌کنیم، بنابراین ما می‌توانیم پیشرفت کنیم و با جرأت و انعطاف‌پذیری زندگی کنیم.

وقتی در درونمان احساس شکست می‌کنیم، باید به یاد بیاوریم که این بخشی از سفر است و هیچ فراری از درد وجود ندارد. ما فقط باید از میان درد و نا امیدی، راهمان را پیش ببریم.

به جای مبارزه و اعتراض به زندگی و مقصر دانستن خودتان، یک نفس عمیق بکشید و به یاد بیاورید که زندگی رمزآلود است. نقش شما در زندگی این است که آن را بپذیرید- خوب، بد، زشت. برای اینکه زندگی کنید و آن را به کمال برسانید- باید بروید و زندگی را زندگی کنید.

اجاره آپارتمان مبله ارزان
0 پسندیده شده

از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره آبی مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.