Notice: Undefined property: wpdb::$get_charset_collate in /var/www/vhosts/salamati.ir/httpdocs/wp-includes/wp-db.php on line 618

Notice: Undefined offset: 0 in /var/www/vhosts/salamati.ir/httpdocs/wp-content/plugins/doctor-profile/includes/helpers.php on line 510

Notice: Undefined offset: 0 in /var/www/vhosts/salamati.ir/httpdocs/wp-content/plugins/doctor-profile/includes/helpers.php on line 525
بررسی علل فرار کودکان از مدرسه
661

بررسی علل فرار کودکان از مدرسه

|
0 دیدگاه

بررسی علل فرار کودکان از مدرسه نوجوانی دوره ای است که در آن دانش آموز بیش از هر زمان دیگر نیاز به راهنمایی و مشاوره دارد. نوجوان ضمن مشورت با اولیا و مربیان، دست کم باید بداند که چگونه خود را بهتر بشناسد و از برخوردهای زیان بخش در محیط خانه و مدرسه
پرهیز کند.

بررسی علل فرار کودکان از مدرسه

بدیهی است که خلاقیت و ابتکار فردی معلمان و اولیای خانه، با توجه به تفاوت های فردی کودکان و نوجوانان، نقش سازنده ای در امر مشاوره خواهد داشت، حال سوالی که پیش می آید این است که فرار از مدرسه چیست؟ به دانش آموزانی که به شکل های مختلف از مدرسه فرار می کنند و با غیبت های غیرموجه و بدون اطلاع والدین و اولیای مدرسه، به مکان های موردنظر خود پناه می برند،

مدرسه گریز نیز می گویند. علت گریزان بودن و فرار از مدرسه دراین دانش آموزان حضور در مکان هایی است که به نسبت به مقتضیات سنی آنها برایشان محرک های جذابتری ایجاد می کنند.

● علل فرار از مدرسه

۱) ضعیف بودن زمینه درسی دانش آموز نسبت به محتوای آموزشی کلاسی

۲) طرفداری مدیر مدرسه از معلم در مواردی که حق با دانش آموز است و در نتیجه به وجود آمدن عقده در دانش آموز

۳) عدم ثبات عاطفی در محیط خانواده و نبودن کنترل مناسب در مورد رفت و آمد های فرزندان وایجاد یاس نسبت به مطلوب بودن محیط خانه و مدرسه در دانش آموزان مدرسه گریز

۴) مخاطب قرار دادن دانش آموز با القاب ناشایست و در نتیجه ایجاد زمینه تحقیر و گریز از مدرسه در آنها

۵) وجود فشارهای تحصیلی آموزشی و پایین بودن توانایی های جسمی و ذهنی دانش آموزان برای آماده کردن خود در جهت اجرای برنامه های آموزشی

۶) شرطی شدن دانش آموز با تجربه های ناخوشایند تحصیلی، اجتماعی و عاطفی در محیط مدرسه

۷) نبود زمینه های تفریحی در محیط خانواده، مانند رفتن به پارک و سینما و انجام گردش های دسته جمعی

۸) ترس از مدرسه و اولیای آن در مورد غیبت های غیرموجه گذشته و احساس عدم توانایی برای انجام تکالیف درسی و جبران عقب ماندگی تحصیلی (روان شناسی کودکان محروم از پدر، مترجم خسرو باقری، محمد عطاران(۱۳۷۰)).

● روش های پیشگیری و درمان

۱) برقراری ارتباط عاطفی بیشتر با دانش آموزان گریزان از مدرسه در جهت کسب شناخت بیشتر از مشکلات ذهنی، روانی خانوادگی و تحصیلی آنها بدون توسل بستن به توبیخ، سرزنش و تنبیه (بررسی سوابق تحصیلی، معدل و ریزنمرات سال های گذشته)

۲) تهیه حداقل امکانات رفاهی لازم در مدرسه و سازمان دهی فعالیت های متنوع ورزشی، هنری و فرهنگی تا محیطی شاد و پرتلاش فراهم آید

۳) گفت وگو و مشاوره با والدین اینگونه دانش آموزان در جهت بررسی و ریشه یابی علل غیبت ها و مشارکت والدین در جهت پیگیری و نظارت بیشتر بر مناسبات و ارتباطات فرزندشان با دوستان و همسالان خود

۴) تغییر نگرش و برداشت نوجوان از مدرسه و ایجاد زمینه های امید، اعتماد به نفس و دلگرمی او نسبت به مدرسه از طریق انجام گفت وگو و فعالیت های مناسب (لاندین، نظریه ها و نظام های روان شناسی، ترجمه یحیی سید محمدی
۱۳۷۸).

اصطلاح فرار از مدرسه پس از اجباری شدن آموزش و پرورش در اواخر قرن ۱۹ متداول شد. در آن هنگام، اصطلاح مزبور احتمالا تمام اشکال غیبت بدون اجازه از مدرسه را شامل می شد و تنها در این اواخر بود که کار بررسی غیبت در اشکال گوناگون و محتمل آن به تدریج آغاز شد، این امر بدان علت است که غیبت از مدرسه نشانه ای از یک اختلال است.

که نمی توان آن را به صورتی که ممکن است ترس های شبانه،خیس کردن بستر یا هوس غذایی را در خانه پنهان نگهداشت و از انظار مخفی کرد. احتمال می رود که علت دیگر این باشد که جامعه به طورکلی در این مساله شریک است و نه تنها والدین نسبت به طرح مساله در جامعه حساسیت دارند بلکه قانون هم در این زمینه اقداماتی اجرا کرده که ممکن است با شکست مواجه باشند.

از اینها گذشته اصطلاح هراس از مدرسه بدین علت به کار می رود که اینک به طور گسترده ای مورد پذیرش قرار گرفت است، ولی اصطلاح روگردانی از مدرسه درجه شمول بیشتری دارد زیرا تمام مواردی که دارای عوامل روانی – اجتماعی باشند را در بر می گیرد. کودکی که از مدرسه رفتن خودداری می کند به تباه کردن آینده خود پرداخته است.

از تماس های خارج از خانواده پرهیز می کند و شغل او به خطر می افتد و آینده اش به نحوی رقم می خورد که می توان آن را خودکشی اجتماعی توصیف کرد. مدرسه گریز کودکی است که بدون اجازه والدینش یا اولیای مدرسه از مدرسه غایب می شود، گرچه نوع دیگری مدرسه گریز وجود دارد و آن کودکی است که والدینش او را در خانه نگاه می دارند، زیرا حضور او در خانه می تواند منشا کمک به والدین باشد،

بنابراین کودک یا خانواده می توانند منشا غیبت از مدرسه باشند و به عبارتی اگر کودک بدون اطلاع پدر یا مادر از مدرسه غیبت کند این را می توان مدرسه گریزی نامید و اگر پدر و مادر آشکارا کودک را ترغیب می کنند که به مدرسه نرود آن را می توان کناره گیری از مدرسه نامید. کودکی که از مدرسه می هراسد.

ممکن است بخواهد که به مدرسه برود ولی در می یابد که نمی توان این کار را انجام دهد، در نتیجه این امر نشان دهنده این است که کودک از یک مساله عاطفی رنج می برد که از اضطراب شدید ناشی از ترک خانه ریشه می گیرد و او بدین علت نمی تواند به مدرسه برود که می ترسد خانه را پشت سر بگذراند.

● مدرسه گریزی

اگر بررسی را با دانش آموزی آغاز کنیم که شدیدا مدرسه گریز است می توان ملاحظه کرد که هنگامی که والدین از مدرسه گریزی کودک اطلاعی ندارند، معمولا چنین پیش می آمد که کودک به همان مدتی که در خانه نبوده، در مدرسه هم غیبت داشته است. تصور والدین از اینکه کودک هر روز بعد از ظهر در موقع مناسب به خانه باز می گردد این است که او مدرسه بوده است.

این نوع مدرسه گریزی غالبا یک واکنش نسبتا طبیعی نسبت به محیط هایی است که از نظر عاطفیخنثی و فاقد محرک های لازم است. به عنوان مثال عواملی که می توانند برپایه شرایط طبیعی نامطلوب به مدرسه گریزی منجر شوند و موقعیت هایی را در بر می گیرند که در آنها فشارهای آموزشی بیش از آن است که یک کودک کودن بتواند تحمل کند.

۲) کودک در شماری از مسائل دارای اضطرابی ناموجه است و حال آنکه دیگرکودکان نسبتا به خوبی با آنها سازگاری دارند و به علاوه چنین است کهاضطراب با دادن اطمینان مجدد برطرف نمی شود بلکه از کانونی به کانون دیگرمنتقل می شود

۳) کودک عوارض جسمی عود کننده ای دارد که برای آنها علت مناسبی نمی توان یافت و این عوارض هر بار کانون خود را عوض می کنند.

● درمان به منزله روندی در جهت منشا کشمکشهدف روان درمانی از پرداختن به کشمکش های اصلی یا آن آسیب های روانی که این هدف «دوگانگی عاطفی» را به عنوان بخشی از زندگی روزمره دربر می گیرد.باید به والدین کمک کرد تا با واقعیت های مربوط به احساسات خودشان وکودکشان روبه رو شوند. برخی از والدین از واقعیت های مربوط به مرگ می رسند.

و کودکان آنها نیز جرات نمی کنند که به مدرسه بروند آن هم نه به این علتکه نمی دانند به هنگام حضور در مدرسه چه پیش خواهد آمد، بلکه از آن جهت کهنگرانند درغیاب آنها در منزل چه اتفاقی ممکن است روی دهد. با وجود اینانتقاد از والدین به این علت که در آماده کردن کودک از لحاظ عاطفی کوتاهیکرده اند همانند تادیب خود کودک کاری عبث است.

● جنبه های فرهنگی

آسیب شناسی و نیز درمان با فرهنگ ارتباط دارد از آنجا که مسائل از لحاظنحوه ارائه متفاوتند، متخصصانی که آموزش دیده، واجد شرایط و با تجربههستند، از خودشان توقع دارند که بتوانند گونه جدیدی از مساله را که برایآن هیچ گونه آمادگی کسب نکرده اند مورد بررسی قرار دهند.در این مرحلهآنها باید از نشان دادن واکنش نسبت به مساله با آن بخش از شخصیتشان کهآموزش ندیده است اجتناب کنند.

آنها همچنین باید این را بدانند که هنگامیکه یک متخصص نسخه ای برای عملی تجویز می کند که از قلمرو تخصص او خارجاست، نحوه عملکرد او غیرعلمی و گاهی هم غیرمعقول است.

گزارش های مربوط به درمان به طور عمده به دو دسته تقسیم می شوند: یکی آنهاکه از یک بازگشت برنامه ریزی شده احتمالی کودک به مدرسه حمایت می کنند ودیگر آنها که طرفدار بازگشت هر چه زودتر کودک به مدرسه هستند. در مواردنخستین فشاری بر کودک اعمال نمی شود و مسائل او پیش از آنکه برنامه مشترکیبرای پذیرش مجددش به مدرسه طرح شود مورد بررسی قرار می گیرد.

در موارد دوماز آنجا که درمانگر هر چند به طور محدود اصرار دارد که کودک هر چه زودتربه مدرسه بازگردد گاهی اقدامی که به عمل می آید با بصیرت کافی همراه نیست.در این نوع درمان هنگامی که به کودک کمک می شود که او به طور مداوم گرچههر روز به مدت چند دقیقه در موقعیت مدرسه با مساله خود مواجه می شود.

[click_like post_id='104926']

از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره آبی مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.