276

اهمیت آشتی با خود؛

|
0 دیدگاه

این روزها مشکلات و مسائل روزمره ی زیادی گریبانگیربشریت شده است،از انواع مریضی ها گرفته تا انواع مشکلات اقتصادی و اجتماعی و… .

اهمیت آشتی با خود؛

دراین میان مردم برای گذراندن روزهای خود به هرابزاری روی می آورند و خوراک ناسالمی را برای روحشان فراهم می کنند و خود را به دست فراموشی می سپرند که عواقب زیادی برای سلامت روانی شان دارد.دراین مقاله می خواهیم برخی از این عوامل را توضیح داده و سپس راهکاری را برای آشتی با خود ارائه دهیم تا با آگاهی بیشتری در مسیر زندگی حرکت کنیم.

اولین مورد آن است که بدانیم «خودفراموشی» به چه معناست؟ افرادی که دچار خودفراموشی هستند از کمترین توجه به خودشان امتناع می کنند و دیگری را برتراز خود قرار داده و دارای احساس گناه هستند درنتیجه از سلامت روان کافی برخوردار نبوده و زندگی اجتماعی آن ها در خطراست.

برای مثال ، این افراد دوستان کمی دارند و توانایی استفاده از فرصت های زندگی را ندارند ودرهدف گذاری خوب عمل نمی کنند.

دومین مورد درباره ی نحوه ی تربیت دوران کودکی است. شیوه ی تربیت در دوران کودکی در شکل گیری آینده مان اثرگذاراست.بسیاری ارکودکان یاد می گیرند فرمانبری کنند وهرچیزی را بدون اینکه با آن مخالفتی کنند بپذیرند وسوالی نکنند. درواقع والدین این کودکان ازاینکه به چالش کشیده شوند ترس دارند و سعی می کنند با وادار کردن کودکانشان به حرف شنوی ازین بحران جلوگیری کنند.

پس با این شرایط، یک کودک چگونه می تواند به خود فکر کند؟این نوع از کودکان  در طی رشد و شکل گیری شخصیتشا ن یاد می گیرند خودشان را نادیده بگیرند وبا خودبرخورد ملایمانه ای نداشته باشندوتنها به سوی مطیع بودن پیش می روند.

سومین مورد، ترس های انسان است.همانطور که می دانیم ترس های زیادی در وجود همه ی انسان هانهفته است که دراکثر مواقع عملکرد مارا تحت تاثیر قرار می دهد. یکی از ترس هایی که بیشترین ارتباط را با فراموش کردن خود دارد،ترس از طرد شدن و نیاز به  تایید و توجه است.

از آنجایی که اکثر انسان ها طوری عمل می کنند که همیشه مورد تایید دیگران باشند تا محبت را جلب کنند با خود این فکر را می کنند که اگرکارم را خوب انجام ندهم طرد می شوم . نیاز به تایید نیازی اساسی و جهان شمول است که در همه ی طبقه بندی ها به عنوان نیاز روانی انسان عنوان شده است اما وقتی این نیاز از حدتعادل خارج شود،فرد نمی تواند مرزی را برای آن تعیین کند ودچار مشکلات بسیاری خواهد شد .

برای مثال او می خواهد به طور مداوم تایید همه ی اطرافیان را جلب کند و طبق نظرآن ها عمل کند و از خود واقعی اش دور خواهد شد. به قول دانته:هرکس می خواهد همه را راضی کند به «هیچکس»تبدیل می گرددو»هیچکس»را هیچ کس دوست ندارد.

در نتیجه به طور مداوم دچار اضطراب خواهیم شد وبه دنبال رویای آرامش روزگارمان راسپری می کنیم و درقهر باخود پیش می رویم و اندک اندک از خود دورشده و خودمان مانع پیشرفت خودمان می شویم  و اندیشیدن شجاعانه و خلاقانه را به به دست فراموشی سپرده و به طور مداوم خودرا بادیگری مقایسه می کنیم.

چهارمین مورد تفکرافراطی و فراموش کردن ارزش ها ست که مارا در مسیر دوری از خود پیش می برد.تفکر افراطی به این معناست که افرادی وجود دارند که افکارشان را با دقت تجزیه و تحلیل نمی کنند ودر عین حال به شدت تحت تاثیر افکارشان قرار می گیرند .زمینه های زیادی وجود دارند تا افراد در آن مسائل شیوه ای افراطی را در پیش بگیرند.

برای مثال نگاه افراطی در مورد سلامتی می تواند فرد را به خطر مرگ انداخته و تحت تاثیر رژیم ناسالم قرار دهد و جنبه های دیگر زندگی را اهمیت نداده و تک بعدی درمسیرزندگی حرکت کنند و رشدی در پیش نداشته باشند.

ارزش ها ؛تصورات و اندیشه هایی هستند که مشخص می کند چه چیزهایی در زندگی مطلوب هستند و چه چیزهایی نامطلوب هستند.آگاهی از اینکه ارزش ها در زندگی چقدر مهم وتاثیرگذار هستند باعث می شود تاکید و بررسی روی آن ها بیشتر شود چرا که ارزش ها به منزله  ی ایجاد کننده ی انگیزه ها هستند .

اینکه ما چه تصوراتی در سر می پرورانیم ،تعیین می کند ما چه  رفتارهایی را در موقعیت های مختلف داشته باشیم. زمانی که ما ارزش ها را نشناسیم و یا نادرست با ارزش هایمان رو به رو شویم دست به رفتارهایی خواهیم زد که در مسیر اهدافمان نخواهد بود بنابراین در مسیر قهربا خود گام برداشته و از خود دور می شویم.

پنجمین مورد داشتن تصویری مخدوش شده همراه با احساس تقصیر و نگرانی است. در زندگی دو احساس وجود دارد که باعث پسرفت افراد و دوری از خود می شود. یکی از آ ن ها احساس گناه درباره ی آنچه در گذشته انجام شده است و دیگری احساس نگرانی درباره  ی هرآنچه که ممکن است در آینده اتفاق افتد.

درنتیجه افراد در جهت فراموشی لحظه حال پیش می روند و نمی توانند لذت های زندگی را آن گونه که باید درک کرده و تنها در مسیر افسوس پیش می روند.به قول رابرت جونزبردت:تجربه ی امروز نیست که انسان را دیوانه می کند بلکه پشیمانی نسبت به چیزی که دیروز واقع شده یا هراس در مورد آنچه ممکن است فردا روی دهد بشر را به دیوانگی می کشاند.

از جمله نتایج و بازده های روانی احساس گناه این است که شیوه ی سودمندی برای فرار از مسئولیت و انداختن و انتقال آن به گردن دیگران است.هم چنین احساس گناه یک ترفند عالی برای جلب ترحم دیگران و گرفتن توجه به بهای متوسل شدن به بهانه ها و فراموش کردن خود واقعی است.

درنهایت اینکه با مشغول شدن به احساس گناه ،فرد می تواند به دوران امن کودکی برگردد وبه جای متوسل شدن به شیوه ی خود به ارزش های دیگران چنگ زده و به خود تکیه نکند و از خود دور شود.

اکنون بعداز دانستن برخی از عوامل فراموشی خود می خواهیم  راهکاری ارائه دهیم تا به واسطه ی آن در مسیر آشتی با خود گام برداریم.شاید با خود به این سوال رسیده باشید که چطور می توان با خود آشتی کرد؟چه بخش هایی از زندگی ام به تحول و دگرگونی نیاز دارد؟

اولین مهارت این است که برای رسیدن به خودآگاهی تلاش کنیم.خودآگاهی مهارتی است که به شما کمک می کند شناخت بیشتری در مورد خودتان،خصوصیت ها،نیازها،احساسها،خواسته ها،اهداف،نقاط قوت وارزش ها و هویت خودتان بیابید.بنابراین شناخت خود باعث می شود که نه تنها با ویژگی های خود آشنا شویم بلکه بتوانیم استعدادهای خود را کشف کرده و در مسیرخود واقعی مان حرکت کنیم.

دومین مهارت پذیرش بی قیدوشرط است.پذیرش به معنای سکون وایستا بودن نیست.ما باید یاد بگیریم وجودمان را همانگونه که هست با تمام کاستی ها و قوت ها بپذیریم تا بتوانیم دراین مسیر گام برداریم. بهتراست یاد بگیریم تابه همه ی وجودمان اجازه دهیم که وجود داشته باشد و خودمان را به دلیل نقص هایی که داریم ببخشیم و قضاوت کردن درمورد خودمان را متوقف کنیم و به دنیای پذیرش روی بیاوریم.

مهربانی با خود،توجه و درک به خود به جای قضاوت یا انتقاد از کاستی ها و بی کفایتی های خود را باید تمرین کنیم. اعتراف به اینکه همه انسان ها دارای نقص هستند و اشتباه می کنند و درگیر رفتارهای ناسالم می شوند. ولی آن چه که مهم است نحوه ی پذیرش و رویارویی با مسائل است.

سومین مهارت که جزو فاکتورهای روانشناسی مثبت نگر است؛خوشبینی در مورد آینده است.خوشبینی باعث عملکرد بهتر به ویژه در مشاغل سخت می شود.ازجمله روش هایی که برای ایجادخوشبینی وجود دارد:شناسایی و سپس زیر سوال بردن افکار بدبینانه است.با زیر سوال بردن می توانید واکنش خودرا از افسردگی و تسلیم شدن وفرار از خود به  فعالیت و سرزندگی و آشتی با خود تغییر دهید.

چهارمین مهارت،مسئولیت پذیری است.مسئولیت پذیری؛ پاسخگوبودن دربرابر کسی یا چیزیست. بهترین مدل آن مسئولیت پذیری در قبال خود است.

اینکه یاد بگیریم و این توانایی را به دست بیاوریم که به جای شانه خالی کردن از بار مسائل مربوط به خود واقع بین باشیم و بتوانیم چه خوب و چه بد مسئولیت احساسمان را بپذیریم و یک گام دیگر را برای هدف آشتی کردن با خود برداریم چرا که اکنون دیگر می دانیم خودمان مسئول خودمان هستیم و باید خود را درجهت ارز شها یمان پیش ببریم.

سخن آخراینکه بهتراست برای رسیدن به صلح با خود،مهارت های گفته شده را تمرین کنیم تابتوانیم نگاه جدیدی را برای خود خلق کنیم و با خود مهربانتر باشیم.به امید آن روزی که گام های بیشتری در جهت آشتی با خود و پذیرش و پیشرفت خود ودیگران برداریم.

1 پسندیده شده
معصومه حیدری
از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره آبی مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.