115

کودک پرخاشگر و نحوه برخورد با آن

|
0 دیدگاه

غلامرضا حاجتی متخصص اعصاب و روان گفت: قشقرق‌ یا لجبازی یک رفتار غیر قابل کنترل در کودکان است برای مثال جیغ کشیدن ، پا‌کوبیدن، مشت و لگد زدن که از جمله نمایش‌های کودک پرخاشگر است.

کودک پرخاشگر و نحوه برخورد با آن

پرخاشگری و رفتارهای تهاجمی کودکان که حتی می‌تواند منجر به آسیب به همشاگردی‌ها ‌شود هم در پسران و هم در دختران مشاهده می‌شود، اگر چه در دختران نسبت به پسران این پرخاشگری کمتر فیزیکی است و با آسیب جسمانی کمتری همراه است.

وی ادامه داد: اگر رفتار‌های خشونت بار در کودکان خیلی شدید باشد ممکن است همراه با استفراغ یا قطع کردن نفس باشد خونریزی‌هایی که در چشم کودکان ایجاد می‌شود به علت فشارهای زیاد و پرخاشگری مانند گاز گرفتن است، این رفتار‌ها در کودک پرخاشگر ، ناکامی و عدم وفق با موقعیت موجود رخ می دهد.

و شایع‌ترین سن بروز این رفتار ها حدود ۳۳ سالگی است بسیاری از مراجع این رفتار‌های یک رفتار کوتاه مدت طبیعی و یک مرحله طبیعی از رشد و نمو انسان تلقی می‌کنند.

مدیریت کودک پرخاشگر: خشونت کودک بستگی به عوامل زیادی دارد و صرفا نمی‌توان تقصیر اصلی این مشکل را متوجه یک عامل کرد. عوامل ارثی، محیطی و زیست شناختی و نیز عوامل هورمونی تاثیرات پیچیده‌ای دارند که هر کدام می‌توانند منجر به بروز رفتارهای پرخاشگرانه شوند.

اما در این میان خانواده می‌تواند با نقش موثر خود، موجبات آرامش و کنترل خشم و یا تشدید خشونت کودک پرخاشگر شود.

فرقی نمی کند کودک شما درمواجهه با چیزی که باب میلش نیست به آرامی واکنش نشان دهد یا در بهترین حالت، مثل ترقه منفجر شود، مدیریت خشم، مهارتی است که هر نوع بچه ای از آن نفع می برد. ما به عنوان والدین با کنترل احساسات خودمان در برابر طغیان های خشم مان، می توانیم اساس و شالوده ی فراگیری این مهارت مهم را برای فرزندان مان بنا کنیم.

این بار که با کج خلقی ها و بهانه گیری های کودک نوپای تان و یا شانه بالا انداختن فرزند نوجوان تان روبرو شدید با بکار بردن یکی از عبارات زیر، بهترین قدم را به جلو بردارید:

نگویید: اینقدر همه چیز را پرت نکن! بگویید: وقتی اسباب بازی هایت را پرت می کنی من فکر می کنم دوست نداری با آنها بازی کنی. آیا این طور است؟ این تکنیک گوینده/شنونده، برای کمک به ارتباط دهی احساسات به شیوه ای غیررودررویی است.

این شیوه نه تنها مسیرهای گفتگو را با کودک پرخاشگر باز نگه می دارد بلکه شما الگویی می شوید برای این که نشان دهید موقعیت پیش آمده از نگاه شما چگونه است، در نتیجه کودک شما فرصت این را پیدا می کند تا حادثه پیش آمده را مجددا از نگاه خودش و با زاویه ای دیگر بازبینی کند.

نگویید: بچه های خوب این کار را نمی کنند! بگویید: لازم است چکار کنی تا برای بیرون رفتن آماده شوی؟ به بچه ها اجازه دهید به پروسه های تغییر و گزار در زندگی شان فکر کنند. این کمک می کند تا از جنگ و جدال دور بمانید. بگویید: بچه های خوب و حتی بزرگ ترها هم گاهی عصبانی می شوند، اشکالی ندارد، این عصبانیت هم خواهد گذشت.

بگذارید روراست باشیم. بچه های شما هرچقدر بزرگ تر شوند، با مشکلات بزرگ تری هم مواجه خواهند شد، و احساسات شدیدتری هم خواهند داشت. این که به آنها بگویید بچه های خوب یا کسی که بزرگ شده عصبانی نمی شود، خسته نمی شود یا مضطرب نمی شود واقعا دروغ است.

همچنین باعث می شود بچه ها احساسات شان را سرکوب کنند و مانع جریانات احساسات شان به شیوه ای سالم شوند.

نگویید: عصبانی نشو! یکی از عوامل مهم بروز خشونت در کودک پرخاشگر الگو سازی است. کودکان تمایل دارند از افرادی که دوستشان دارند الگوبرداری رفتاری کنند. به همین علت در سنین خردسالی از پدر یا مادر و در سنین بالاتر از هنرپیشه‌های تلویزیون و یا امثال آنها الگو می‌گیرند و طبیعی است که الگوهای خشن، کودک را به تقلید خشونت دعوت می‌کند.

بگویید: من هم گاهی عصبانی می شوم. بیا شعار جنگی مان را فریاد بزنیم تا خشم مان مهار شود. تحقیقی جدید نشان می دهد وقتی جسم مان آسیبی می بیند ودرد داریم، فریاد زدن واقعا می تواند در رساندن پیام درد به مغز اختلال ایجاد کند، یعنی دردمان کمتر شود.

شاید فرزندتان هنگام عصبانیت دردی نداشته باشد اما دادوبیداد کردن می تواند انرژی خشم را به شیوه ای بازی گونه رها نماید. با فرزندتان یک شعارجنگی انتخاب کنید تا در چنین شرایطی با صدای بلند ازآن استفاده نمایید، مثلا : آزااااااااااااااااادی!

نگویید: جرأت نداری بزنی! بگویید: اشکالی ندارد که عصبانی باشی، اما به تو اجازه نمی دهم به کسی آسیب بزنی. ما باید امنیت همدیگر را حفظ کنیم. این عبارت، این پیام جدی را می رساند که بروز عصبانیت ایرادی ندارد، اما واکنش فیزیکی ممنوع است. جداکردن این دو به کودک تان کمک می کند تا یاد بگیرد به همین شیوه رفتار کند.

نگویید: تو خیلی بدقلق و سرسخت شده ای! بگویید: ای موضوع خیلی سخت و ناخوشایند است، می دانم؛ با هم حلش می کنیم. وقتی بچه ها سرسختی می کنند و کوتاه نمی آیند، خیلی مهم است که دلیلش را بفهمیم. این عبارت، این ایده را تقویت می کند که شما هم درکنار او هستید نه مقابل او، و با هم طبق یک هدف پیش می روید.

نگویید: فهمیدم، باید در اتاقت تنها باشی! بگویید: بیا از هم دور باشیم تا هردو آرام شویم. این عبارت، ” تنها ماندن ” را به ” باهم بودن ” بر می گرداند و اجازه می دهد به جای تنها ماندن، ارتباط دوباره ای برقرار شود.

نگویید: همین حالا دندان هایت را مسواک بزن! بگویید: می خواهی اول دندان های عروسکت را مسواک بزنیم یا دندان های تو را؟ برای بچه های نوپا، کج خلقی و بهانه گیری شیوه ای برای کنترل کردن محیط شان است. شما با این عبارت به او حق انتخاب می دهید و در نتیجه احساس می کند تا حدودی کنترل دست اوست.

نگویید: شامت را بخور وگرنه گرسنه به رختخواب خواهی رفت! بگویید: به نظرت چکار می توانیم بکنیم تا این غذا خوشمزه تر شود؟ این عبارت، مسئولیت پیداکردن راه حل را به دوش فرزندتان می گذارد.

0 پسندیده شده
معصومه حیدری
از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره آبی مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.