244

«غار تنهایی»؛ درد یا درمان

|
0 دیدگاه

 سلامتی به نقل از جام جم : نمی‌دانم شما اولین بار «غار تنهایی» را کی و کجا شنیده اید اما من اولین بار این ترکیب را در سال‌های آغازین دهه ۷۰ در سریال پرشور و سرشار از زندگی «خانه سبز» شنیدم.

«غار تنهایی»؛ درد یا درمان

در آن سریال، اتاقکی کوچک در پشت بام آن آپارتمان چند طبقه برای زوج جوان داستان ساخته شد تا پناهگاهی باشد برای روزهایی که یکی از ایشان می‌خواستند با خود خلوت کنند. اما این معما تا مدت‌ها برای ذهن من حل نشده باقی‌ماند که مگر نه این است که انسان‌ها ازدواج می‌کنند که تنها نباشند، پس «غار تنهایی» چرا؟

اما این روزها این ترکیب یکی از پر استفاده‌ترین اصطلاحات مردم شده است و کم نیستند دوستانی که ناگهان غیب می‌شوند و وقتی از دیگران سراغشان را می‌گیریم نشانی او را در گوشه غار تنهایی‌اش می‌دهند.

شباهت غار و تنهایی

وقتی بدقت به این ترکیب نگاه می‌کنیم،‌ در می‌یابیم که «غار» و «تنهایی» چقدر به هم شبیه هستند. هر دو وی‍ژگی‌های ظاهرا مثبتی دارند. انسان وقتی با خود تنهاست در یک آرامش نسبی به سر می‌برد. خبری از سر و صدای دنیای بیرون و تجملاتی که گاهی برای انسان‌ها از اصل زندگی مهم‌تر می‌شود نیست. صدای گوشخراشی نمی‌آید و کسی هم قرار نیست با انتقاد تند و بدون انصاف از انسان، او را بیازارد.

اما از آن طرف تنهایی انسان نیز درست مانند غار سرد است و در آن خبری از گرمای زندگی نیست، تاریک و مبهم است، انسان را از دیگران دور نگه می‌دارد و از همه مهم‌تر این که «غار تنهایی» انسان بی‌تردید بن بست است و قرار نیست انسان را به راه‌حلی قابل قبول برساند.

درونگرایی و برونگرایی

در یک تقسیم‌بندی بزرگ، میزان تمایل انسان به تعامل با محیط بیرون و اجتماع، او را در میان انسان‌های برونگرا و درونگرا تقسیم می‌کند. این وی‍ژگی معمولا از دوران کودکی در انسان به چشم می‌آید و بر ارتباط با همسالان، تعامل با والدین، تفریحات و حتی آرزوهای کودکان تاثیر جدی می‌گذارد و بعدها به‌طور پررنگ در نحوه تعامل با دیگران و انتخاب شغل خودنمایی می‌کند.

مثلا احتمالا یک انسان درونگرا مایل به انتخاب شغلی چون پزشکی یا وکالت نیست و اگر هم به اصرار خانواده ناچار به انتخاب آن شود قطعا شکست خواهد خورد.

آیا این ویژگی‌ها ارثی است؟

در دهه گذشته مطالعات فراوانی برای پاسخ به این پرسش انجام شد و جمع‌بندی نتایج این بود که ویژگی‌های بنیادین شخصیت انسان که به‌طور کل سازنده درونگرا یا برونگرا بودن او هستند، بیشتر تابع میزان ترشح موادی در مغز هستند که وراثت بیشترین تاثیر را بر آن دارد.

البته نحوه تربیت والدین و آنچه انسان، بویژه در دوران کودکی و نوجوانی از همسالان خود یاد می‌گیرد نیز می‌تواند در این بین تاثیرگذار باشد ولی معمولا آن ویژگی‌های بنیادین را تغییر جدی نمی‌دهد.

آیا مردان بیشتر به غار تنهایی فرو می‌روند؟

حدود ۷ درصد جمعیت دچار نوعی اختلال شخصیت هستند که ویژگی اصلی آن تمایل به دوری از اجتماع است. این افراد اصولا از بودن در تنهایی و سرگرم شدن با سرگرمی‌های غیرانسانی چون گیاهان و حیوانات بیش از حضور در جمع انسان‌ها احساس آرامش می‌کنند. سیر این اختلال معمولا مزمن و طولانی مدت است.

این اختلال در بین مردان شایع‌تر از زنان است و شاید یکی از دلایل اصلی این باور که «غار تنهایی» بیشتر متعلق به مردان است از این واقعیت آماری منشأ می‌گیرد.

از طرف دیگر مردها و زن‌ها تقریبا در سراسر دنیا از نظر نحوه تطابق با ناراحتی‌های خود روش‌های متفاوتی را در پیش می‌گیرند. برعکس زن‌ها که در واکنش به ناراحتی دچار غمگینی، گریه، افسردگی و دردهای بدنی می‌شوند، مردها بیشتر به سمت سوءمصرف مواد می‌روند.

همچنین بویژه در کشورهایی با فرهنگ مشابه کشور ما، باور عمومی‌مردان این است که مرد واقعی خودش مشکلاتش را بدون کمک دیگران حل می‌کند، ولی زنان در چنین شرایطی به سراغ کمک گرفتن از دیگران می‌روند و بسیاری از ایشان بدرستی در چنین شرایطی سراغ روانپزشک یا روان‌شناس می‌روند.

آیا ازدواج راه‌حل مناسبی برای انسان‌های درونگراست؟

بسیاری از انسان‌های درونگرا در برخورد با دیگران و بویژه انسان‌هایی که ذاتا برای آنها قابل احترام هستند، مانند پدر و مادر، توانایی مناسبی برای ارائه نظر خود را ندارند و بسیار پیش می‌آید که این افراد که ذاتا با غار تنهایی خود در تعامل متوازنی هستند به اصرار اطرافیان از غار بیرون آورده و مجبور به زندگی با انسان دیگری شوند.

گمان بسیاری از مردم این است که ازدواج چاره درد این افراد است، اما تقریبا در تمام موارد شاهدیم که نه تنها ازدواج باعث خوشبختی یک نفر نمی‌شود، بلکه باعث ناراحتی، خستگی و در نهایت بدبختی دو خانواده می‌شود و کار به جدایی می‌کشد و فرد درونگرا خسته، زخمی‌و با عذاب وجدانی آزارنده به غار خود برمی‌گردد که دیگر آن آرامش قبل را برایش ندارد.

البته ممکن است دو انسان درونگرا بتوانند در صورت حمایت دیگران و تطابق در دیگر جنبه‌های شخصیت با هم زندگی متعادلی داشته باشند، اما در مجموع برای انسان‌هایی که تمایلی به رابطه با انسان‌ها ندارند و از این ویژگی خود کاملا راضی هستند ازدواج اجباری اصلا گزینه مناسبی نیست.

همسرم حق دارد تنها بماند؟

با تمام این اوصاف همه انسان‌ها حق دارند گاهی تنها بمانند و در مواقعی از جمله عصبانیت از شریک زندگی، یک تنهایی کوتاه مدت می‌تواند جلوی بسیاری از مشکلات آینده را بگیرد. در آموزه‌های دینی ما نیز آمده است که یکی از بهترین راه‌های کنترل غضب، سکوت است. حال فرض کنید همسر شما می‌خواهد چند دقیقه تا چند ساعت تنها باشد و خیلی مودبانه این را از شما خواهش می‌کند.

اگر شما به خواست او احترام نگذارید این فرصت طلایی برای فروکش کردن خشم او را سوزانده‌اید و احتمالا یک دعوای تمام عیار اتفاق می‌افتد. اما اگر این تنهایی طول کشید و به چند روز رسید دیگر تنها گذاشتن او احتمالا بیشتر بی‌توجهی به اوست.

راه‌حل چیست؟

اگر شما کسی را می‌شناسید که انسان اجتماعی و فعال یا حتی معمولی است و ناگهان به خودش فرو می‌رود و ارتباط با دیگران را قطع می‌کند توصیه ما این است که فورا او را به یک روانپزشک یا روان‌شناس معرفی کنید. این تغییر می‌تواند نشان دهنده یک اختلال روانی باشد که سر دسته آنها اختلالات خلقی و بویژه افسردگی هستند.

افسردگی از شایع‌ترین اختلالات جوامع بشری است و ۲۰درصد زنان و ۱۰درصد مردان در طول عمر خود به آن دچار می‌شوند.

این اختلال اگر زود با روش‌های دارویی یا غیردارویی درمان شود احتمال عود آن پایین است ولی اگر درمان نشود ممکن است حتی پس از طی دوره‌اش بعدها بدون وقوع مشکلی در زندگی هم رخ دهد و آن وقت درمان آن سخت‌تر است.اما متاسفانه بویژه در کشور ما باور بسیاری بر این است که افسردگی یک مشکل‌گذراست و داروهای روانپزشکی اعتیادآور است.

و با همین نگرش اشتباه، به خود و دیگران توصیه می‌کنند که سراغ روانپزشک نروند، غافل از این‌که داروهای جدیدی در دسترس است که نه تنها اعتیاد آور نیستند، بلکه باعث افزایش خواب و افزایش اشتهای آزارنده برای فرد نمی‌شود و درمان‌های موثری برای انواع اختلالات روانپزشکی و از جمله افسردگی است.

همچنین اکنون درمان‌های غیردارویی موثری در کشور امکان‌پذیر است که براساس تمایل فرد و با مشورت پزشک در موارد زیادی می‌تواند جایگزین درمان دارویی باشد. پس بدانید اگر دست یک انسان بیمار را بگیرید تا به جای غار تنهایی سراغ یک روانپزشک برود به او بهترین و نجات بخش‌ترین کمک را کرده اید.

0 پسندیده شده
معصومه حیدری
از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره آبی مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.