76

آیا قانون جذب حقیقت دارد؟

|
0 دیدگاه

بعد از چاپ کتاب راز و اکران فیلمی به همین نام قانون جذب از محبوبیت زیادی برخوردار شده است،

آیا قانون جذب حقیقت دارد؟

کتاب‌های مشابهی در سالیان قبل با همین مضمون چاپ شده‌اند از قبیل “تفکر کن و پولدار شو” در سال ۱۹۳۷، “علم پولدار شدن” در سال ۱۹۰۳ و “شما می‌‌توانید زندگی‌ خود را شفا بخشید” در سال ۱۹۸۴. “راندا برن” نویسنده کتاب راز، همین ایده‌ها را بازسازی کرده و در کتابش آورده است.

این کتاب برای ۱۴۶ هفته متوالی در لیست پر فروش‌های نیویورک تایمز بود و ده‌ها میلیون نسخه از آن به زبان‌های مختلف در جهان به چاپ رسیده است.

برای ارزیابی قانون جذب باید به ادعا‌های آن بپردازیم، در این نظریه تفکرات ما قدرت جاذبه دارند و هر آنچه که به آن فکر کنیم در نهایت به حقیقت بدل می‌‌شود، احساساتی که ما به کهکشان می‌‌فرستیم به خودمان بازمی گردد، اگر ما همیشه تفکرات و باور‌های مثبت داشته باشیم اتفاقات مثبت حتما در زندگیمان خواهد افتاد.

نقد‌های کوبنده درباره این کتاب بسیار است، برخی‌ به آثار مخرب چنین کتاب هایی بر روی تصور عوام از علم به خصوص فیزیک کوانتوم تاکید کرده اند و برخی‌ به این اشاره داشتند که فقرا با این تئوری خود موجب بدبختی‌های خود هستند و نه سیاست‌ها و واقعیت‌های جامعه، برخی‌ نیز به دوری افراد تحت تاثیر این نظریه از سیستم درمانی رایج و برنامه‌ریزی‌های مالی‌ درست انتقاد می‌‌کنند.

تمام این نقد‌ها درست به نظر می‌آیند، شک همانند سوپاپ فلسفی‌ عمل می‌‌کند تا تفکرات خطرناک زندگی‌ ما را تسخیر نکنند؛ در عین حال همه ما دوست داریم اتفاقات خارق‌العاده و شگفت انگیز در زندگی‌ برایمان پیش آید. بدون انتظار اینکه اتفاقی خوب در آینده نزدیک قرار است پیش آید،  بیرون آمدن از تخت خواب کاری است بسیار سخت!

تفکر منطقی‌، مغز را مقر مدیریت و فرماندهی بدن می‌‌داند، اما در مقابل این حقیقت، واقعیات ذهن ماهیّتی همکران دارد و نحوه ارتباط تمام دستگاه‌های مختلف بدن را با مغز و محیط هماهنگ می‌‌کند.

ارتباطات بدن، مغز و محیط شبیه به تور‌های درهم تنیده است که حتی در سطح سلولی اگر تغییری صورت گیرد در سطوح بالاتر نیز اثر خواهد داشت بنابرین از طریق مدیتیشن می‌‌توان پروسه‌های الکتریکی و اطلاعاتی‌ بدن را تغییر داد.

ذهن را به عنوان مثلثی از مغز، بدن و محیط اطراف تصور کنید، مغز چندین مرکز پردازش و عناصر عصبی دارد که به ارگان‌های دیگر وصل است و برخی اعمال مانند تنفس و گردش خون را به صورت غیر ارادی مدیریت می‌‌کند. با این حال تفکرات و احساساتی‌ که شما تجربه می‌‌کنید تا حد زیادی بر همین عمل غیر ارادی نیز تاثیرگذارند، دور کردن فرد از محیطی‌ آرام و سالم نیز توسعه ادراکی و اجتماعی فرد را مختل می‌‌کند.

برخی‌ عناصر زندگی‌ خارج از کنترل ما هستند، شما نمی‌‌توانید ‌نه خود را تغییر دهید و نه مسمومیت و اضطراب زندگی‌ مدرن، صنعتی‌ و مصرف گرای امروز را از بین ببرید،

حتی از بین بردن مشخصه‌های بد خودتان نیز کاری سخت خواهد بود، بنابرین خیلی‌ از ما وسوسه می‌‌شویم با جریان اتفاقات دردناک زندگی‌ مدرن حرکت کنیم و زندگی‌ سالم را فراموش کنیم. خوشبختانه مدیتیشن می‌‌تواند مثلث ذهن شما را به توازن برساند و همانند نوری در تاریکی‌ به شما آرامش بخشد.

اگر به موضوع راز بپردازیم می‌‌بینیم آنچه در ذهن ما می‌‌گذارد حتما در رنگ آمیزی تصور ما از واقعیت تاثیرگذار خواهد بود، فردی که افسردگی را تجربه کرده است می‌‌داند تمام زندگی‌ او تحت تاثیر تفکرات منفی‌ ذهنش است؛ بنابرین نیاز به اعمالی مثل مدیتیشن برای جلوگیری از این تاثیر مخرب می‌‌تواند مصر باشد.

خیلی‌ سخت است تغییر نحوه فکر کردن و حس کردن افراد ولی‌ غیر ممکن نخواهد بود. در شرایط بغرنج استفاده از کمک روانشناسان حتما تاثیرگذار خواهد بود.در آخر ادعای بزرگ قانون جذب که شما با باور داشتن می‌‌توانید به قصر‌های زیبا و ماشین‌های لوکس برسید، در نابرابری‌های عظیمی‌ که در جوامع کنونی شاهد آن هستیم ممکن است برای یک نفر در یک میلیون اتفاق بیفتد ولی‌ آیا فقط تفکرات مثبت آن را ایجاد کرده است؟

جواب بطور قطع خیر است ولی‌ به عنوان پیش نیاز رسیدن به موفقیت تفکرات مثبت امری ضروری به نظر می‌رسد، پس، از قانون جذب نیز می‌‌توان تا این حد استفاده مثبت کرد ولی‌ نه بیشتر!

1 پسندیده شده
معصومه حیدری
از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره آبی مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.