153

استانداردهای جوانی

|
0 دیدگاه

همین روزهایی که شاید به نظرتان به بدترین شکل می گذرد اسمش جوانی است بعدا نگویید جوانی کجایی که یادت بخیر که … 

استانداردهای جوانی

جوانی همین روزهاست همین روزها که یا آرزو داریم سریع بگذرد تا زودتر نتیجه کاری یا رسیدن به خواسته ای را در آینده ببینیم یا همین روزها که در حسرت گذشته سپری می شود. جوانی همین روزهاست. همین روزها که حواسمان نیست باید جوانی کنیم.

عبوری شاد از جوانی 

روانشناسان رشد معتقدند در هر مرحله از رشد باید اتفاقاتی بیفتد تا شخص از یک مرحله روانی به مرحله دیگری برود چنانچه آن اتفاقات خاص نیفتد و نیازهای روحی آن مرحله برآورده نشود فرد در همان مرحله تثبیت می شود و ممکن است خصوصیات همان مرحله را تا آخر عمر با خود نگه دارد به همین خاطر گاه افراد چهل ساله ای می بینیم.

که هنوز در دوران نوجوانی خود مانده اند و رفتارهای مناسب یک نوجوان را از خودشان بروز می دهند یا سالمندانی که مثل بچه ها رفتار می کنند. خلاصه کلام آنکه در جوانی باید جوانی کرد.

عاشقی طعم مخصوص جوانی

جوانی را باید با چندین تجربه گذراند قطعا مهمترین این تجربه ها باید تجربه عشق باشد. جوانی بدون عشق یک جای کارش می لنگد جوانی بدون عشق کارش به پختگی مناسب برای روزهای میانسالی و سالمندی نمی رسد. جوانی را با عشق بگذرانید و عشق را با خصوصیات اخلاقی خاص خودتان تجربه کنید نه با نگاه دیگران.

اما در همین روزهای عاشقانه اخلاق خودتان را بسازید. معایبتان را با عشق برطرف کنید. اگر عشق نتواند انسان را تغییر دهد هیچ قدرت دیگری هم نمی تواند. انسان اگر عاشق نشود خودخواه باقی می ماند.

عشق ما را مجبور می کند به خاطر دیگران خودمان را اصلاح کنیم تغییر دهیم فداکاری کنیم عشق دردهایی دارد که گاهی می تواند از یک جوان تنبل و مغرور و جاهل یک فردکامل بسازد. عشق را تجربه کنید اما با سربلندی و روسفیدی از آن عبور کنید. وقتی می گوییم عشق منظورمان ارتباط با یک فرد خاص نیست ،

یعنی همان خاصیت دوست داشتن دیگران ، دیگرانی مثل والدین.  زمانی که وقتش بود عشق با یک فرد خاص را هم تجربه کنید اما فردی که قراراست ماندگار زندگی تان باشد.

جوانی و ریسک پذیری

جوان باید تجربه کند و شکست بخورد و از شکستش درسها بیاموزد البته می توان زیرک بود و از تجربیات دیگران استفاده کرد تا خیلی از شکستها را تجربه نکرد اما فرار از هر نوع شکست امکانپذیر نیست مگربرای کسی که هیچ شهامتی برای ریسک کردن و دلی برای سرمایه گذاری نداشته باشد.

ریسک کردن همیشه در مسائل اقتصادی نیست گاهی با شهامت در یک جمع صحبت کردن یا نه گفتن در مواقع خاص یک جور ریسک است.

کسانی که از روحیه ریسک برخوردارند بیان خوبی پیدا می کنند چون ترس از مسخره شدن ندارند. البته جاهایی که نیاز به مشاوره و کار تخصصی است ریسک کردن بی عقلی است اما خیلی جاها هم واقعا یک ریسک فرصت ساز است.

بزرگترین سرمایه جوانی 

جوانی یعنی رسیدن به قله زندگی که در آن قله، امید در اوج خودش قرار دارد اینها استانداردهای یک جوانی سالم و نرمال است.

جوان باید در اوج امیدواری و نگاه مثبت به آینده باشد. باید انگیزه داشته باشد. اگر امیدتان کم باشد از استانداردهای نرمال جوانی فاصله دارید به سمت هرچیزی که امیدوارتان می کند حرکت کنید از هر کسی یا چیزی که امید را در دلتان کم رنگ می کند فاصله بگیرید.

فالتان خوب است 

هیچگاه فال بد نزنید فال شما همان چیزی است که شما فکر می کنید. زندگی، جز جذب چیزهایی که انتظارشان داریم نیست. این مسئله واقعیت بزرگی است. ذهنتان را از فکرهای منفی پاک کنید. و در عمق ضمیر ناخودآگاهتان خودتان را مقصر و بد ندانید.

شما خوب هستید کارهای بدتان را فقط با خداوند در میان بگذارید و از او طلب بخشش کنید و دیگر به آنها فکر نکنید شما خوب هستید و آینده خوبی در انتظارتان است. از هر چیزی فال نیک بزنید همین مقاله می تواند دلیلی باشد که شما را به آینده امیدوار کند. خواندن این مقاله تصادفی نیست حتما حکمتی داشته است.

جوانی را فراموش نکنید 

همیشه از بزرگترین غصه های سالمندان جوانی از دست رفته ای است که آرزو داشتند آن را به شکل دیگری می گذراندند.

گاهی پای حرف سالمندان بنشینید تا بدانید از  ترک چه چیزهایی در جوانی حسرت می خورند. جوری زندگی کنید که وقتی به سالمندی رسیدید حسرت آن را نخورید اما همیشه و همه جا درستکار و صادق باشید. چون قطعا انسانی که این دو خصلت را رعایت نکند چیزی جز حسرت درو نخواهد کرد.

 

معصومه حیدری
از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره آبی مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.