104

تصور موفق بودن، شما را موفق می‌کند

|
0 دیدگاه

ذهن انسان پدیده‌ی شگفت‌انگیزی است. ما جهان را با عینک ذهن خود می‌بینیم.

تصور موفق بودن، شما را موفق می‌کند

شیشه‌های این عینک را باورهای غالب و تثبیت شده در ذهن ناخودآگاه ما تشکیل می‌دهند. اگر بر این باور باشید که «زندگی یک خارستان است» جز خارِ سختی، مشکلات، فقر، ظلم و بی‌عدالتی را نخواهید دید و اگر از نظر شما جهان یک «گلستان» باشد،

ذهن شما سعی می‌کند با فیلتر کردن تمام خارها، سختی‌ها، ظلم‌ها، بی‌عدالتی‌ها و موقعیت‌های مشکل و دردناک، فقط جنبه‌های زیبا و لذت‌بخش زندگی را در جلوی چشم شما بگذارد. تصوری که از زندگی در ذهن خود دارید، جهان‌بینی شما را تشکیل می‌دهد و تأثیر مهمی در معنا و کیفیت زندگی شما دارد.

اما تصویر مهم دیگری وجود دارد که سرنوشت شخصی شما را رقم می‌زند و آن تصویری است که از خودتان در ذهنتان دارید. تصویر غالبی که از خودتان، قابلیت‌ها و توانایی‌هایتان در ذهن ناخودآگاه شما تثبیت شده است کیفیت و دستاوردهای زندگی شما را رقم خواهد زد.

«شما همیشه نمی‌توانید شرایط را کنترل کنید، اما افکار خود را می‌توانید.» چارلز پاپ لستون

چه تصوری از خودتان دارید؟

هر یک از ما تصویری از خودمان در ذهن داریم. این تصویر مجموعه‌ی باورهای غالبی است که در طول عمرمان در ذهن ناخودآگاه ما ثبت شده است. نتایج متناسب با این افکار و باورها در زندگی ما ظهور می‌کنند.

اگر بر این باور باشید که «من آدم بی‌استعدادی هستم» هیچ گاه نخواهید توانست توانایی‌ها و استعدادهای ذاتی خود را شناخته و شکوفا کنید و بنابراین طوری زندگی خواهید کرد که با باور غالبِ «بی‌استعداد بودن» متناسب باشد. اما اگر برعکس بر این باور باشید که «من آدم بااستعدادی هستم»

در این صورت سعی خواهید کرد که تمام پتانسیل‌ها و قابلیت‌های درونی خود را کشف کرده و برای اثبات باور  غالب خود از آن‌ها استفاده کنید.

«چه تصور کنید که می‌توانید و چه تصور کنید که نمی‌توانید، در هر صورت حق با شماست.»  هنری فورد

تو همانی که می‌اندیشی

«ای برادر تو همه اندیشه‌ای»  مولوی

انسان را حیوان ناطق خوانده‌اند. ناطق در اینجا به معنای صاحب منطق و تفکر است. پس قدرت اندیشه‌گری و تفکر شاخصه‌ی انسانیت ماست. تفکر و اندیشه دارای ارزشی بنیانی در زندگی ماست. اندیشه، خلاق است. هر فکری چون بذری است که جوانه می‌زند و نتیجه متناسب با خود را به بار می‌آورد.

«شما آن چیزی نیستید که فکر می‌کنید، بلکه آن‌گونه که فکر می‌کنید هستید.» نورمن وینسنت پیل

اندیشه وجهی الهی از وجود ماست. شاید به همین دلیل است که در احادیث دینی «یک ساعت تفکر از سال‌ها عبادت» برتر شمرده شده است. این حدیث حاوی حقیقتی بزرگ در مورد تفکر است و آن دشواری آن است. وقتی بخواهیم به معنای واقعی در مورد چیزی آگاهانه به تفکر بپردازیم به دشواری این کار پی‌ می‌بریم.

«تفکر دشوارترین کار است به همین دلیل افراد بسیار کمی خود را درگیر آن می‌کنند.»  هنری فورد

قدرت شگفت‌انگیز ضمیر ناخودآگاه

افکار ما آنا در زندگی ما متجلی نمی‌شوند. ذهن ما دارای دو بخش کلی است: ذهن خودآگاه و ذهن ناخودآگاه. ذهن خودآگاه حالت هُشیاری عادی ماست. ذهن ناخودآگاه بخش عمیق‌تر ذهن است که در حالت عادی به آن دسترسی نداریم.

بخش خودآگاه ذهن ما که شامل کارکردهایی چون استدلال، اراده، حافظه، ادراک، تصور است فقط کنترل حدود ۴ درصد از ادراک و رفتار ما را در دست دارد و ۹۵ درصد از ادراک و رفتارهای ما توسط ناخودآگاه ما کنترل می‌شود. اگر قدرت ذهن خودآگاه یک باشد، قدرت ذهن ناخودآگاه یک میلیون است.

ذهن یا ضمیر ناخودآگاه تمام اعمال خود به خودی بدن ما از قبیل ضربان قلب، هضم غذا، حرارت بدن و هزاران فرایند ریز دو درشت را کنترل می‌کند. از طرف دیگر ضمیر ناخودآگاه مخزن تمام اطلاعاتی است که از بدو تشکیل مغز از منابع متعدد توسط حواس ما دریافت شده است.

ذهن ناخودآگاه تمام خاطرات، افکار، عادات و تجارب گذشته‌ی ما را در خود ذخیره کرده است. کارل گوستاو یونگ، روانشناس معروف اتریشی، حتی به وجود ذهن ناخودآگاه جمعی نیز قائل است. ناخودآگاه جمعی مخزن تمام خاطرات اجدادی و کهن بشر است. ناخودآگاه فردی می‌تواند از مخزن ناخودآگاه جمعی اطلاعات دریافت کند.

این شاید همان چیزی باشد که الهام یا شهود نامیده می‌شود. در هر صورت ضمیر ناخودآگاه ما هر باور و اعتقادی را که در آن تثبیت شده باشد عینیت می‌بخشد و در زندگی ما متجلی می‌سازد.

«برای به پرواز درآمدن به جایی، به همان سرعتی که فکرش از سرت می‌گذرد، نخست باید چنین گمان کنی که به آنجا رسیده‌ای.» ریچارد باخ، نویسنده کتاب جاناتان مرغ دریایی

ضمیر ناخودآگاه زودباور است

ذهن ناخودآگاه ما هر فکری را که از ذهن خودآگاهمان به آن داده شود می‌پذیرد و توان تشخصی درست از غلط و واقعیت از خیال را ندارد. ذهن و ضمیر ناخودآگاه فاقد قدرت سنجش و ارزیابی است و هر چه را که به آن گفته شود باور می‌کند.

افکاری و باورهایی که بیشتر تکرار می‌شوند و توسط احساسات و تصاویر تقویت شده‌اند به مرور به باورهای غالب در ناخودآگاه ما تبدیل شده و سرنوشت ما را رقم می‌زنند. ضمیر ناخودآگاه دارای چنان قدرتمند است که می‌تواند هر باوری را که در آن تثبیت شده باشد در جهان خارج عینیت بخشد. اما این ماشین قدرتمند بدون تغذیه‌ی آگاهانه بیشتر بر علیه و به ضرر ما عمل می‌کند تا به نفع ما.

«امکانات پرورش فکر، نامحدود، و پیامدهای آن ابدی است. با وجود این کمتر کسی زحمت هدایت افکار به مسیرهای مناسب را به خود می‌دهد و همه چیز را به شانس و تصادف واگذار می‌کند.»   برایس ماردن

چه کسی ضمیر ناخودآگاه شما را کنترل می‌کند؟

 گفته‌اند «ذهن یا خدمتکاری عالی است یا اربابی بی‌رحم.» آیا شما ارباب ذهنتان هستید یا ذهنتان ارباب شماست؟ آیا شما ذهنتان را کنترل می‌کنید یا ذهنتان شما را کنترل می‌کند؟ ذهن خودآگاه، هم می‌تواند توسط خود ما کنترل شود یا به شکل خودکار کار کند. روزانه حدود شصت هزار فکر از ذهن ما عبور می‌کند.

اگر ذهن در حالت خودکار باشد و به طور آگاهانه کنترل نشود توسط تمام افکار دریافتی از محیط تحت تأثیر قرار می‌گیرد. بیشتر افکار دریافتی از محیط، افکار منفی و محدودکننده است. این افکار وارد ذهن ناخودآگاه شده و در نهایت افکار غالب، شرایط زندگی ما را رقم می‌زنند.

در صورتی که کنترل ذهن خودآگاه در دست خودمان باشد از طرفی تمام افکار دریافتی از محیط را توسط عقل و منطق خود می‌سنجیم و فقط آن‌هایی را که برایمان مفید و سودبخش است می‌پذیریم و اجازه ورود آن‌ها به ناخودآگاهمان را می‌دهیم. از طرف دیگر افکار و باورهای دلخواهمان را از طریق تلقین، تکرار، تصور و احساس به طور آگاهانه وارد ذهن ناخودآگاهمان می‌کنیم.

«بزرگ‌ترین کشف نسل من این است که انسان‌ها می‌توانند با تغییر طرز فکر خود، زندگی‌شان را تغییر دهند.» ویلیام جیمز

تظاهر به موفقیت

گفتیم که ذهن ناخودآگاه قادر به تشخیص واقعیت از خیال نیست. شما چه یک لیموی ترش را گاز بزنید چه گاز زدن آن را به خوبی تصور کنید در هر صورت بزاق دهان شما ترشح می‌شود. در هر دو حالت ذهن ناخودآگاه تصور می‌کند که شما یک لیموی واقعی را گاز زده‌اید. ما از این زودباوری ضمیر ناخودآگاه می‌توانیم در جهت دستیابی به اهدافمان استفاده کنیم.

حال که ذهن ناخودآگاه قادر به تشخیص واقعیت از خیال نیست چرا خودمان را موفق، شاد، سلامت، ثروتمند و خوشبخت تصور نکنیم؟ این تکنیکی فوق‌العاده مؤثر برای تسریع دستیابی به آرزوها و اهداف است. هر چه را که می‌خواهید باشید، انجام دهید یا داشته باشید؛ تصور کنید که هم اکنون تحقق یافته است.

در صورت تحقق رویایتان شما چه جور آدمی بودید؟ چه افکاری داشتید؟ چه احساساتی داشتید؟ چه رفتارهایی داشتید؟ هم اکنون آن افکار، احساسات و رفتارها را داشته باشید. نقش آینده خود را هم اکنون بازی کنید.

«موفقیت حالتی ذهنی است. اگر خواهان موفقیت هستید، خود را همچون آدمی موفق تصور کنید.» جویس برادرز

در فیلم زندگی خودتان چه نقشی دارید؟

اگر زندگی خود را به یک فیلم تشبیه کنیم بد نیست گاهی به این فکر کنیم که ما که در اصل قرار است نویسنده و کارگردان و بازیگر این فیلم باشیم، آیا نقش مناسبی برای خودمان در نظر گرفته‌ایم؟ در جایی خواندم که «بیشتر آدم‌ها در فیلم زندگی خودشان نقش سیاهی لشکر را دارند.» این یک تراژدی بزرگ است.

چرا نباید نقش قهرمان اصلی فیلم را به خودمان بدهیم؟ چرا نباید در نقش اول خود ظاهر نشویم؟ اگر تاکنون طرحی برای زندگی خود نریخته‌اید و سناریویی برای آن ننوشته‌اید، بهتر است که اکنون این کار را بکنید. اگر خودتان فیلم‌نامه‌ای برای زندگی‌تان ننویسید مجبورید در فیلم دیگران بازی کنید و مطمئناً آن‌ها نقش مهمی به شما نخواهند داد.

«او که خود را کمتر از آنچه هست ارزیابی کند، به وسیله دیگران نیز کمتر از آنچه هست ارزیابی می‌شود.»  ویلیام هگیت

 سناریوی زندگی دلخواه خود را بنویسید

در هر سنی که هستید از هم اکنون برنامه‌ی سال‌های آینده‌ی عمر خود را مشخص کنید. داستانی از زندگی آینده خود بنویسید. شخصیت اصلی این داستان خودتان هستید. ببینید که چه جور آدمی می‌خواهید باشید؟ چه کارهایی قرار است انجام دهید؟ به چه اهدافی قرار است برسید؟ تمام این‌ها را با همه‌ی جزئیات بنویسید.

سعی کنید آن‌ها را با استفاده از ادراکات تمام اعضای حسی یعنی بینایی، شنوایی، لامسه، چشایی و بویایی غنی‌تر کنید. هر کاری که می‌توانید برای واقعی‌تر کردن این داستان انجام دهید. وقتی که سناریوی زندگی رؤیایی خود را کامل کردید باید بازی را از همان لحظه آغاز کنید.

«اگر برای زندگی خود برنامه نچینید، احتمالاً بخشی از برنامه‌ی یک نفر دیگر می‌شوید. می‌توانید حدس بزنید که دیگران چه برنامه‌ای برای شما دارند؟ مسلماً چیز زیادی نخواهد بود.»  جیم ران

به استقبال موفقیت بروید

«هر آنچه را که ذهن انسان بتواند تصور و باور کند می‌تواند به آن دست یابد.» دبلیو کلمنت استون

وقتی که شروع به بازی در نقش شخصیت ایدئال خود می‌کنید قدرت شگفت‌انگیز ضمیر ناخودآگاه را در جهت تحقق هر چه سریع‌تر اهداف و رؤیاهایتان به کار می‌گیرید. ضمیر ناخودآگاه بیش از همه تحت تأثیر احساسات قرار می‌گیرد. در مبارزه‌ی میان عقل و احساس در ناخودآگاه، همیشه احساس پیروز است.

به همین دلیل تلقین‌ها و عبارات تأکیدی خشک و خالی هیچ تأثیری در ناخودآگاه ندارد. اما وقتی که احساس را به کار می‌گیرید فوراً ضمیر ناخودآگاه را تحت تأثیر قرار می‌دهید. برای این کار لازم است که از کودک درون خود کمک بگیرید. کودک درون وجه احساسی، خیال‌پرداز و پرشور و هیجانِ وجود ماست.

در مورد تحقق اهداف خود خیال‌پردازی کنید. تظاهر کنید که به اهدافتان رسیده‌اید. هم اکنون تا جایی که امکان دارد در افکار، احساسات و رفتارها زمانی را که به موفقیت رسیده‌اید را شبیه‌سازی کنید.

«ذهن خود را با اندیشه‌های بزرگ پرورش دهید. باور کردن قهرمانی تولید قهرمان می‌کند.»   بنجامین دیزرائیلی

نقش شخصیت قهرمان اصلی و موفقِ فیلم زندگی خود را بازی کنید. آن قدر در این نقش فرو بروید و در آن غرق شوید تا با آن یکی شوید. در این صورت در کوتاه‌ترین زمان و از بهترین و آسان‌ترین راه به اهداف و آرزوهای خود خواهید رسید. این تمرین ساده را حداقل به مدت سه ماه انجام دهید.

چیزی از دست نمی‌دهید اما ممکن است همه چیز را به دست آورید. موفقیت خود را باور کنید تا بتوانید آن را ببینید.«ایمان، باور چیزی است که دیده نمی‌شود و پاداش این ایمان، دیدن چیزی است که باور کرده‌اید.»  ویلیام شکسپیر

0 پسندیده شده
معصومه حیدری
از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره آبی مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.