71

تفریح و تنبلی

|
0 دیدگاه

اعتراف به اینکه آدم تنبل و راحت‌طلبی هستم برایم چندان راحت نیست.

تفریح و تنبلی

شاید علتش این باشد که ما همیشه به کار سخت‌تر، تلاش بیشتر و پشتکار زیاد تشویق و توصیه می‌شویم و همواره ما را ازی و بطالت و در بسیاری مواقع حتی از استراحت و تفریح هم منع می‌کنند. سال‌هاست که این سؤال برای من مطرح است که آیا «کار کردن» حالت طبیعی و هدف اصلی ماست یا «تفریح، تنبلی و هیچ کاری نکردن» هدف اصلی از کار کردن است؟

شاید هم اگر این طور سؤال را مطرح کنم بهتر باشد که کدام یک از آن‌ها لذت‌بخش‌تر است؟ اگر هیچ نیاز مالی نداشتید آیا باز هم کار می‌کردید؟ در حال حاضر چه مقدار کار می‌کنید؟ آیا از اینکه تنبل و راحت‌طلب به نظر بیایید، خجالت می‌کشید و ناراحت می‌شوید؟

آیا بطالت و اتلاف وقت، شما را به عذاب وجدان دچار می‌کند؟ در حالت کلی آیا کار کردن چیزی جز ابزار و راهی برای امرار معاش است؟ اگر بدون کار کردن بتوانیم امرار معاش کنیم آیا کار کردن باز هم معنایی دارد؟ در این مقاله می‌خواهم نشان دهم که هدف اصلی نه کار کردن بلکه ایجاد آزادی و فرصت به وسیله‌ی کار کردن برای کار نکردن، تفریح، تنبلی و بطالت است.

کار کردن برای کار نکردن

«حتی کسانی که واقعاً نمی‌خواهند کار کنند باید کار کنند تا پول کافی دربیاورند و مجبور نشوند بیشتر کار کنند!» اوگدن نَش، شاعر آمریکایی

آیا اگر نیاز مالی نداشتید، باز هم کار می‌کردید؟ اگر پول و ثروت فراوان داشتید آیا باز هم به کار فعلی‌تان می‌پرداختید؟ قریب به اتفاق آدم‌ها کار می‌کنند چون برای امرار معاش نیاز به پول دارند. پول در اینجا نمادی از سایر انگیزه‌ها مثل قدرت، شهرت، جلب احترام و تشخص اجتماعی هم هست.

اگر کسی به دلیلی غیر از این‌ها به کاری بپردازد، کار او احتمالاً برایش به منزله‌ی تفریح و سرگرمی و یک فعالیت هیجان‌انگیز و لذت‌بخش است.

اگر جزء این گروه باشید باید به شما تبریک گفت. اما بیشتر ما جزء گروه اول هستیم. همان طور که ارسطو گفته بیشتر ما «کار می‌کنیم تا اوقات فراغت داشته باشیم.» ما سختی کار را تحمل می‌کنیم، از زمان و جسم و ذهن و روح خود مایه می‌گذاریم تا بتوانیم کار نکنیم.

«برای کسب فراغت، از اوقات فراغت و آسایشمان می‌زنیم.» ارسطو

کار و استراحت

شما پس از مدتی کار کردن احساس می‌کنید که نیاز به استراحت دارید اما آیا موقع استراحت کردن هم احساس می‌کنید که نیاز به کار دارید؟ حداکثر اینکه شما در نوع استراحت و سرگرمی خود تنوع ایجاد می‌کنید اما بعید است به طور خودخوانده بخواهید به اداره بروید و مشغول به کار شوید!

هر کاری سختی‌های خودش را دارد. آدم‌ها به طور نسبی این سختی‌ها و دشواری‌های کار را تحمل می‌کنند. کار برای اجداد غارنشین ما به معنای مبارزه برای بقا بود اما امروزه کار معانی بسیار وسیع‌تری یافته است. در زندگی مدرن کار به ارزشی فی‌نفسه تبدیل شده و ستایش می‌شود و در مقابل آن، بیکاری، تنبلی، تفریح و بطالت، رذیلت تلقی شده و نفی می‌شود.

«در جهانی که کار، سرعت، تولید و ماشین از والاترین ارزش‌های آن به شمار می‌روند، از این پس تنبلی و تن‌آسایی برای ما ممنوع است. کُندی و آهستگی داغ ننگ می‌خورد و تنبلی سرکوب و رانده می‌شود.» فیلیپ گدار
تنبل کیست؟

تنبل، نام جانوری پستاندار است که در نوک درختان بزرگ در جنگل‌های آمازون زندگی می‌کند. او تنبل و تن‌آسایی به تمام معناست و سه چهارم از عمر خود را در چُرتی کیف‌آمیز در نوک درختان می‌گذارند. با این حال او انگل و بی‌خاصیت نیست بلکه کاملاً برعکس از فضایل فوق‌العاده‌ای برخوردار است.

او مهمان ریز جلبک‌هایی است که در پوستِ خزِ ضخیم او- با موهای زبر و بلند- سبز می‌شوند. این جلبک‌ها غذای حشرات را تشکیل می‌دهند و این حشرات نیز به نوبه خود در حفظ چرخه زیست و طبیعت نقش دارند. تنبل با تمام تن‌آسایی و کُندی‌اش قبل از ظهور انسان‌ وجود داشته و احتمالاً بعد از انقراض انسان نیز وجود خواهد داشت.

در حالی که در هر روز هزاران انسان از فشار و استرس کار می‌میرند، گونه‌ی این جانور در اوج تنبلی و تن‌آسایی توانسته است میلیون‌ها سال به زندگی آرام و لذت‌بخش خود ادامه دهد. البته او در عین تنبلی به علت مهارت بیکران و به یمن آرامش بی‌نظیرش، از شکستن شاخه‌های نازکی که بر آن‌ها سکونت دارد، می‌پرهیزد.

سایر جانوران مثل جگوار جرئت نمی‌کنند برای شکار او خود را در آن شاخه‌های نازک به خطر بیندازد. پس تنبل نمونه‌ی موجودی است که در عین تنبلی بسیار ماهر و هوشمند است و حتی از خِرَد زندگیِ بالایی نیز برخوردار است و خود را برای جمع‌آوری کالاهای غیرضروری، کسب قدرت، شهرت و مقبولیت اجتماعی به زحمت نمی‌اندازد.

«تنبل» در زبان عادی به عنوان یک ناسزا و تحقیر به کار می‌رود. اما وجه دیگری از تنبلی وجود دارد که تمدن انسانی تمام پیشرفت خود را به آن مدیون است.

«کار کردن همیشه مطلوب نیست. چیزی به عنوان بطالت مقدس نیز وجود دارد. نوعی فرهیختگی که در زمانه ما به طرز وحشتناکی متروک شده است.»     جورج مکدونالد

تنبل‌های خلاق و زندگی ماشینی

تنبلی به معنای کاری نکردن در صورت امکان یا انجام کارها از ساده‌ترین راه‌ها است. تمام صنایع و فناوری‌ها توسط افراد تنبل اختراع شد. در حالی که دیگران زور می‌زدند که حیوان شکار شده را روی کول خود حمل کنند، عضو تنبل گروه داشت به این فکر می‌کند که چطور می‌توان این کار را با دشواری کمتر و تنبلی بیشتر انجام داد.

و در نهایت این عضو تنبل و تن‌آسا بود که چرخ، گاری، ماشین و … را اختراع کرد. انسان خلاق، انسانی راحت‌طلب و تنبل است. آرمان تنبل‌های خلاق، نجات انسان‌ها از تقلا و زحمت بود اما اختراعات آن‌ها در نهایت سبکی از زندگی را به وجود آورد که تنبلی را گناهی بزرگ و کار و تقلا را ارزشی انسانی تلقی می‌کند.

با رشد صنعتی و ظهور انواع ماشین‌هایی که قرار بوده کار انسان را راحت‌تر کند ما مجبور شده‌ایم، کار خود را با ماشین‌ها تنظیم کنیم. ماشین‌آلات و زندگی ماشینی ما را مجبور کرده‌اند که سریع، منظم، پیش‌بینی پذیر، دقیق و وقت‌شناس باشیم. ما مجبور شده‌ایم که خود را با ماشین‌ها تطبیق دهیم.

«ساختارهای سیاسی و اقتصادی در طول تاریخ، همواره از “افراد بیکار و تنبل” به عنوان مشکل‌آفرینان اصلی در جوامع نام برده‌اند. این در حالی است که طبیعت هیچ‌گاه چنین اَنگی را به درختان تنبل، چمن‌های تنبل، حلزون‌های تنبل، صخره‌های مرجانی تنبل و ابرهای آسمان تنبل نسبت نداده است.» باکمینستر فولر، مخترع آمریکایی

اهمیت فراغت و تن‌آسایی

امروزه می‌گویند که استراحت کنید تا بتوانید بیشتر و بهتر کار کنید! یعنی استراحت و تن‌آسایی صرفاً یک وسیله بوده و هدف اصلی، کار و بازدهی بیشتر است. «اوقات تفریح و فراغت دیگر برای ما لحظه‌ای نیست که وقفِ تن‌آسایی، آزادی و رؤیاپردازی شود، بلکه این اوقات صَرفِ تدارک جسمانی و روانی برای رفتن به سر کار از اول هفته‌ی بعد می‌شود.»

این نگرش شاید یک انحراف بزرگ از ارزش‌های حقیقی زندگی باشد. حقیقت این است که ما استراحت نمی‌کنیم که کار کنیم بلکه کار می‌کنیم که بتوانیم بیشتر استراحت، تفریح و تنبلی کنیم. تا وقتی که در حال کار و تقلا هستیم نمی‌توانیم به علایق، لذت‌ها و تفریحات دلخواه خود بپردازیم.

وقتی که فرصت استراحت و تن‌آسایی داشته باشیم، می‌توانیم از صِرفِ بودن، لذت ببریم، به خودمان و معنای زندگی‌مان بیندیشیم، مطالعه کنیم، به پیگیری علایق و تفریحات خود بپردازیم، استعدادهایمان را شکوفا کنیم، عشق بورزیم، به دیدار دوستان و عزیزان خود برویم و با آن‌ها خوش بگذرانیم. هدف تن‌آسایی نوعی بازپروری برای کار بیشتر نیست.

«تنها کاری که تن‌آسایی می‌پذیرد آن است که ما انجامش را برای متمتع شدن از زندگی لازم بدانیم. هدف، دیگر انباشتن پول و کالا نیست، بلکه کشف لذت‌ها و جهان سرشاری است که ما را در بر گرفته است. در این صورت تنها کار لازم و مفید توجیهش را هم چون وسیله‌ای برای تن‌آسایی می‌یابد و نه هرگز هم چون ضرورتی برای تولید و درآمد بیشتر.»  فیلیپ گدار

ارزش بازی و تفریح

«راه درست زندگی چیست؟ به زندگی می‌بایست به عنوان یک بازی نگاه کرد.» افلاطون

تا وقتی که مرز مشخص و دیواری بلند بین کار و تفریح کشیده شده است انسان‌ها از کار کردن خواهند مُرد. این مردن معمولاً به صورت تدریجی و در اثر استهلاک بالای جسمی و روانی و سرکوب بسیاری از علایق و لذت‌ها رُخ می‌دهد. اما وقتی که کار و تفریح درهم ادغام شود زندگی از غنا، لذت، خلاقیت و شادی فوق‌العاده‌ای برخوردار خواهد بود.

موفقیت‌های بزرگ نه در اثر کار بلکه در پی بازی و تفریح به دست آمده‌اند. اینشتین شیفته‌ی شناخت طبیعت بود و این بزرگ‌ترین تفریح زندگی‌اش بود. نقاشی کردن بزرگ‌ترین تفریح پیکاسو بود. ادیسون عاشق اختراع ابزارهای جدید بود. «بیشتر اختراعات، اکتشافات، پیشرفت‌ها، تئوری‌ها و نظریه‌ها تحت تأثیر بازی و یا به هدف لذت بردن از یک بازی بوده است.

برادران رایت به هیچ عنوان ارزش ورزشی را که به آن علاقه داشتند درک نمی‌کردند و تصوری از این نداشتند که این سرگرمی آنان روزی به ساخت هواپیما منجر خواهد شد. علاقه وافر آن‌ها دوچرخه‌سواری و جمع کردن قطعات دوچرخه بود.» سرنخ موفقیت‌های رؤیایی شما در بزرگ‌ترین علایق و لذت‌بخش‌ترین بازی‌ها و تفریحات شما پنهان است.

«من در حال بازی بودم زمانی که دستگاه تنفس هوای غواصی را اختراع کردم. به نظر من بازی جدی‌ترین موضوع جهان است.» ژاکوس کوستیو، غواص و مخترع هنر تنبلی و تن‌آسایی

«ما را چنان به کار کردن عادت داده‌اند که حالا هیچ کاری نکردن نیز نیاز به آموزش دارد.» فیلیپ گدار

تنبلی، لمیدن و تن‌آسایی باید بخشی طبیعی و اصلی از زندگی ما باشد اما نگرش و باورهای منفی که در این زمینه وجود دارد ممکن است ما را برای اختصاص دادن وقت بیشتر به تن‌آسایی و استراحت، به عذاب وجدان و احساس گناه دچار کند.

علاوه بر این نوع تفریحمان نیز خودجوش نیست و بیشتر تحت تأثیر عادات و باورهایی است که از محیط دریافت کرده‌ایم. مردم تهران اوقات زیادی را در ترافیک به سر می‌برند. بسیاری از آن‌ها تعطیلات آخر هفته را به قصد استراحت و تفریح قصد شمال می‌کنند و در ترافیکی مشابه در جاده چالوس گیر می‌کنند.

این تفریح، خود آن قدر خستگی و استهلاک دارد که برای رفع خستگی آن آدم باید یکی دو روز در خانه استراحت کند! سایر تفریحات نیز انواعی از سرگرمی‌های منفعلانه مثل تماشای تلویزیون، سرگرم شدن با اینترنت و شبکه‌های اجتماعی را شامل می‌شود که نتیجه‌ی تخلیه‌ی کامل انرژی‌های فعال آن‌ها در محیط کار است.

سرگر‌می‌هایی که خود خستگی و کسالت بیشتری را به همراه دارند.

تنبلی اصیل و خلاق خود را بازیابید

تنبلی اصیل و کاذب را می‌توان از نتایج آن‌ها تشخیص داد. تنبلی کاذب با خود خستگی، کسالت و ملالت به همراه دارد اما تنبلی اصیل شما را سرزنده، پرشور و خلاق می‌سازد. تشخیص اینکه چه نوع تفریح و تنبلی برایتان مناسب‌تر است کار چندان دشواری نیست. ببینید چه نوع تفریحی بیشترین لذت را برای شما دارد؟

از چه نوع لمیدن و تن‌آسایی لذت می‌برید؟ وقتی که به اهمیت تنبلی، استراحت، بطالت، بازی، تفریح و تن‌آسایی پی ببرید و با فراتر رفتن از باورهای منفی و محدودکننده در این زمینه، کار و زندگی خود را بر اساس آن‌ها سامان ببخشید، غنا، شادی، خلاقیت، لذت و رشد روزافزونی را تجربه خواهید کرد.

0 پسندیده شده
معصومه حیدری
از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره آبی مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.