139

خصوصیات افراد درون گرا

|
0 دیدگاه

اگر از درون‌گرا بودن خود اطمینان ندارید، با ما همراه باشید.

خصوصیات افراد درون گرا

شاید قبول کردنش سخت باشد؛ این که درون‌گرا هستید. هنگامی که صحبت از افراد درون‌گرا به میان می‌آید ما اغلب – و به اشتباه – فکر می‌کنیم که فرد درون‌گرا آدمی است که بقیه را دوست ندارد. ولی همان‌طور که سوزان کین (Susan Cain) در کتاب خود، سکوت قدرت درون‌گراها۱ (البته عنوان اصلی کتاب خیلی طولانی‌تر از این حرف‌ها است!)،

به جهان اثبات می‌کند؛ درون‌گراها می‌توانند انسان‌هایی خون‌گرم، علاقمند به دیگران و قدرتمند به سبک خود باشند. ولی این لکۀ ننگ [خیالی] که خیلی‌ها به صفت درون‌گرا بودن چسبانیده‌اند؛ موجب شده است که در درون خود آن را (صفت) نقض کنند.

بررسی این این ۹ نشانه در خود (که در ادامۀ مطلب آورده شده است) می‌تواند شروعی جهت درک طبیعت واقعی خودتان باشد. شاید شما آن‌قدرها هم که فکر می‌کنید برون‌گرا نیستید.

۱. از تنهایی لذت می‌برید.

هر گاه فرصتی برای استراحت پیدا می‌کنید، اغلب ترجیح می‌دهید با خود باشید، کتاب بخوانید، بازی‌های ویدیویی انجام دهید و یا صرفاً به موسیقی گوش کنید. این زمان تنهایی، نقش بسیار مهمی در احساس سلامت عمومی‌تان بازی می‌کند؛ با وجود این‌که در بسیاری از مواقع دیگر از حضور در جمع‌های دوستانه لذت می‌برید.

۲. تنهایی بهترین زمان برای فکر کردن است.

شما مشکلی با جلسات و بحث‌های گروهی ندارید؛ اما اگر بخواهید به راهکاری مناسب (و خلاقانه) جهت حل یک مشکل دست یابید، باید کمی در خلوت فکر کنید. داشتن فرصتی برای متمرکز شدن روی موضوع در سکوت کامل باعث می‌شود که حداکثر نیروی ذهن‌تان را به کار گیرید و با رسیدن به یک ایدۀ ناب (و متعاقباً نتایج مطلوب) از خودتان ممنون باشید.

۳. می‌توانید رهبر خوبی باشید، اگر دیگران خودآغازی پیشه کنند.

برخلاف این دیدگاه که درون‌گرایان آدم‌های ساکتی هستند که از عهدۀ کارهای مدیریتی برنمی‌آیند؛ تحت شرایط مناسب، درون‌گرایان می‌توانند به بهترین رهبران ممکن تبدیل شوند. اگر گروه آمادۀ هدایت‌شدن باشد (خودآغاز و یا Self-starter باشد)، در این صورت رهبر درون‌گرا می‌تواند بیشینه بهره‌برداری را – در امر هدایت – داشته باشد.

مشکل فقط این‌جاست که شاید گروه به یک جرقه (انرژی فعال‌سازی) جهت آغاز کار نیاز داشته باشد که فرد درون‌گرا از تأمین آن ناتوان است؛ در این صورت به یک همکار برون‌گرا احتیاج خواهیم داشت.

۴. آخرین فرد جمع هستید که دستش را بالا می‌برد.

اگر از دورۀ ابتدایی به خاطر داشته باشید، همواره افرادی در کلاس حضور داشتند که به محض مطرح شدن سوال – از سوی معلم – دست خود را بالا برده و برای پاسخ‌دادن به آن (و یا انجام کاری) داوطلب می‌شدند. برون‌گرایان عموماً می‌توانند در هر موقعیت آکادمیک و یا اجتماعی حاضر باشند.

اگر شما ترجیح می‌دهید که عقب بایستید تا دیگران آغازگر کارها باشند؛ در آن صورت به احتمال قوی درون‌گرا هستید. این بدین معنی نیست که درون‌گرایان کم‌تر از دیگران می‌دانند (!)، بلکه نیازی به در مرکز توجه بودن نمی‌بینند.

۵. نظرتان برای بقیه مهم است.

درست مثل قضیۀ بالا که افراد درون‌گرا کم‌تر داوطلب حضور در موقعیت‌های اجتماعی می‌شوند؛ در موفعیت‌های کم‌تر اجتماعی نیز از ارائۀ نظرات و توصیه‌های خود دریغ می‌کنند.

چه یک جمع خانوادگی دور میز غذاخوری باشد؛ چه یک جلسۀ گروهی برای تصمیم‌گیری، درون‌گرایان نظرات‌شان را برای خود نگه داشته و اجازه می‌دهند دوستان برون‌گرایشان مدیریت ماجرا را بر عهده گیرند. به خاطر این مسئله، و هم‌چنین به خاطر این‌که احتمالاً نظرتان از اهمیت و ارزش فراوانی برخوردار است؛

اغلب با این سوال مواجه می‌شوید که “نظر تو چیست؟”. شاید این رفتار شما سرنخ‌هایی از میل درونی‌تان به بیان نظرات خود به دیگران می‌دهد.

۶. هدفون به گوش، در میان جمعیت!

فرقی ندارد، چه داخل یک اتوبوس شلوغ باشید و چه در حال قدم زدن در یک خیابان پررفت‌وآمد؛ اگر درون‌گرا باشید به احتمال قوی دوست ندارید ارتباط چندانی با دیگران داشته باشید. در دهه‌های گذشته اگر فرد می‌خواست کم‌ترین تعامل را با غریبه‌ها داشته باشد،

به ناچار باید سرش را پایین می‌انداخت و یا مستقیم به جلو نگاه می‌کرد. اکنون موهبتی به نام هدفون در دسترس است که مأمن امنی (البته این حشو است!) برای درون‌گرایان محسوب می‌شود. قرار هم نیست کسی بداند که آیا واقعاً دارید موسیقی گوش می‌دهید یا خیر.

۷. از افراد عصبانی دوری می‌کنید.

شما احتمالاً ترجیح می‌دهید که از افراد بدخلق دوری کنید؛ حتی اگر فرد در آن لحظه به طور مستقیم از کس و یا چیزی عصبانی نباشد. بر اساس مطالعه‌ای که مارتا پوناری (Marta Ponari) و همکارانش از دانشگاه کالج لندن (University College London) انجام داده‌اند؛ افراد درون‌گرا در بروز دادن “اثر پیروی از نگاه” (Gaze-Cueing Effect) چندان موفق نیستند.

این اثر را می‌توان چنین تعریف کرد؛ اگر در صفحۀ کامپیوتر تصویری از چهرۀ یک فرد و یک هدف دیداری (برای مثال حرف T) برای مدت زمان بسیار کوتاهی به نمایش درآید (نیم ثانیه) و از شما خواسته شود که موقعیت آن هدف را نسبت به چهرۀ فرد مشخص کنید، جهت نگاه فرد در تصمیم شما تأثیرگذار خواهد بود.

برای مثال اگر هدف در سمت راست و جهت نگاه چهره به سمت چپ باشد، شما به احتمال قوی جهت نگاه فرد را دنبال خواهید کرد؛ نه جهت هدف را و بنابراین گول خواهید خورد! درون‌گراها این اثر را مشابه افراد برون‌گرا بروز می‌دهند؛ با این تفاوت که اگر چهرۀ فرد عصبانی باشد،

آن‌ها این اثر را بروز نداده و از جهت نگاه فرد عصبی پیروی نخواهند کرد. به عبارت دیگر افراد درون‌گرا دوست ندارند به کسی که خشمگین به نظر می‌رسد نگاه کنند. این می‌تواند به این دلیل باشد که افراد درون‌گرا نسبت به ارزیابی‌های بالقوه منفی، حساس‌تر هستند.

اگر شما فکر کنید که عصبانیت یک شخص متوجه حال شماست (از دست شما خشمگین است) نگاه وی برای شما نوعی تهدید محسوب خواهد شد (به یاد بیاورید هنگامی را که معلم از دست‌تان عصبانی می‌شد به جای نگاه به چهرۀ وی به در و دیوار زل می‌زدید).

۸. دریافت‌کنندۀ خوبی هستید؛ اما علاقه‌ای به فرستادن ندارید، مگر این که مجبور باشید.

در شرایط یکسان (از نظر سایر متغیرها)، درون‌گراها عموماً به صورت داوطلبانه آغازگر تعاملات اجتماعی راه دور – تماس، پیامک، ایمیل – نیستند. این افراد اگر حتی چند دقیقه وقت اضافی پیدا کنند آن را با زنگ زدن به دوست‌شان به هدر نمی‌دهند (از نظر خودشان).

این قضیه برای ایمیل، پیامک و سایر تعاملات متنی نیز صادق است؛ اما نسبت به این تماس‌ها واکنش نشان می‌دهند (جواب می‌دهند). اگر شما واقعا درون‌گرا هستید؛ در آن صورت باید از این قبیل شغل‌ها که مستلزم تماس با دیگران است، مانند بازاریابی تلفنی، بیزار باشید.

اگر چاره‌ای نباشد و مجبور به آغاز نوعی ارتباط با دیگران باشید؛ برای مثال بخواهید دوستان‌تان را به یک رویداد اجتماعی دعوت کنید (مثل گردهم‌آیی دوستانه)، این کار را اغلب از طریق فضای مجازی انجام می‌دهید؛ نه این که با دوستتان تماس تلفنی حاصل کرده و او را به گردهم‌آیی در فلان جا دعوت کنید.

۹. سرصحبت را با افراد عام باز نمی‌کنید.

شاید برایتان غیرممکن باشد که خودتان را جای آن شخص پرحرفی که در صف خرید با این و آن راجع به آب‌و‌هوا صحبت می‌کند، بگذارید. اگر دیر کرده‌اید و یا استرس دارید، این اطلاعات را در اختیار دیگران (افراد عام) قرار نمی‌دهید و مشکلات را به آرامی در ذهن‌تان مرور می‌کنید.

به هر حال سایر افراد حاضر در آن محل نخواهند دانست که شما در حال اندیشیدن به چه هستید؛ مگر آن‌که آن‌قدر با ایشان احساس نزدیکی کنید که بخواهید وارد صحبت شوید.

درون‌گرا بودن مسلماً مزایای خاص خود را دارد.

یکی این که کم‌تر گاف اجتماعی می‌دهید؛ برای مثال ناخواسته به نظر دیگری – صرفاً به خاطر این که موافق نظر شما نیست – توهین نمی‌کنید؛ چرا که اصلاً با آن فرد وارد صحبت نشده‌اید. چون از گشت‌و‌گذار در افکارتان لذت می‌برید؛ تنهایی برایتان کم‌تر زجرآور خواهد بود، نسبت به فردی که به مصاحبت با دیگران عادت کرده است.

تنها بدی قضیه این است که هر کسی شما را نشناسد ممکن است با خود فکر کند که شما خیلی از جمع دور هستید و یا نسبت به دیگران احساس برتری می‌کنید. اگر کمی به خودتان اجازه بدهید که افکار و احساسات‌تان را اندکی بیشتر بروز دهید؛ خیر و سعادت هر دو عالم نصیب‌تان خواهد شد!

نسبت به شخصیت خود وفادار بوده و از ضداجتماعی شناخته شدن در امان می‌مانید.

معصومه حیدری
از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره آبی مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.