822

۵ ارزشی که باید به کودکان پنج ساله خود آموزش دهید

|
0 دیدگاه
اجاره آپارتمان مبله ارزان

بسیاری از والدین فکر می کنند شروع آموزش ارزش ها به کودکان خردسال و پیش دبستانی هنوز زود است، اما این یک تصور غلط است.

۵ ارزشی که باید به کودکان پنج ساله خود آموزش دهید

در این مقاله قصد داریم ارزش هایی را که باید همۀ کودکانی که به پنجمین سال تولد خود نزدیک می شوند بیاموزند و برخی راهکارها که آنها را ملزم به پیروی از این ارزش ها می کنند را به شما معرفی کنیم.

ارزش اول: راستگویی

به کودکان خود کمک کنید برای گفتن حقیقت یک راه منطقی پیدا کنند.
بهترین راه برای تشویق کودکتان به راستگویی این است که خودتان متقابلاً یک فرد راستگو باشید. به داستان زیر دقت کنید.

کارول به تازگی متوجه شده پسر سه ساله اش کریس با دوست همبازی خود پل زیاد دعوا می کند؛ بنابراین او تصمیم گرفت مدت زمان و روزهای بازی آنها را محدود کند. کارول فکر می کرد بهتر است آنها در برخی از روزها جدا از هم بازی کنند.

بنابراین، در یک بعد از ظهر هنگامی که مادر پل برای هماهنگی ساعت ملاقات پسرانشان با او تماس گرفت،

کارول به او گفت: “متأسفم کریس بیمار است و امروز نمی تواند با پسر شما بازی کند”. کریس این مکالمه را شنید و از مادرش پرسید:”مامان من بیمار هستم؟ چه مشکلی برای من پیش آمده؟”. کارول به عقب، به چشمان وحشت زده پسرش نگاه کرد و گفت: “من فقط به او گفتم تو بیمار هستی چون نمی خواستم احساسات مادر پل را جریحه دار کنم”.

سپس کارل مجبور شد با زحمت زیاد برای پسرش تفاوت بین انواع مختلف دروغ را توضیح دهد و کریس کاملاً گیج شده بود. همه درک کریس از توضیحات مادر این شد که گاهی اوقات دروغ گفتن کار درستی است و به طورکلی، دروغ گویی کاری است که مردم آن را انجام می دهند.

کودکان از شما الگو برداری می کنند، پس این مهم است که سعی کنید از فریب دادن آنها یا فریب دادن دیگران در مقابل آنها، اجتناب کنید، حتی اگر دروغ شما به ظاهر موجه باشد. (به عنوان مثال چیزی شبیه به این جمله “بیا به بابا نگیم که ما امروز شرینی خریدیم” را هرگز به کودکتان نگویید).

هنگامی که با دیگران صحبت می کنید، اجازه دهید کودک کلام راست را از شما بشنود. در داستان بالا بهتر بود کارل می گفت، “امروز روز مناسبی برای بازی آنها نیست”. یا “من درمورد دعواهای مکرر پسرانمان نگران هستم. فکر می کنم برای هر دوی آنها بهتر است کمی از هم دور باشند”.

روش دیگر برای ترویج ارزش راستگویی نزد کودکان این است که به جای نشان دادن واکنش شدید به دروغگویی کودکتان، او را به پیدا کردن یک راه منطقی برای گفتن حقیقت تشویق کنید. داستان زیر را بخوانید.

در یک بعد از ظهر، هنگامی که مادر جانیس ۴ ساله وارد اتاق نشیمن شد، دید که گلدان بزرگش شکسته و گل های داخل آن روی زمین ریخته اند. او می دانست چه اتفاقی افتاده چون قبل از این حادثه دیده بود جانیس عروسک خود را از ساقه گل های داخل گلدان بالا می برد و او در همان حال به دخترش می گفت:

“جانیس از آن گلدان فاصله بگیر”. وقتی که مامان خواستار توضیح شد، جانیس با احساس گناه سگ داخل حیات را مقصر دانست. مادر جانیس واکنش معقولانه ای نشان داد. او بلافاصله داستان کودک خود را قطع کرده و گفت: “جانیس، بهت قول می دم دعوات نکنم.

پس برای چند دقیقه فکر کن و دوباره به من بگو چه اتفاقی افتاد”. پس از چند لحظه، جانیس به جرم خود اعتراف کرد. تنبیه جانیس این بود که باید اتاق نشیمن را تمیز می کرد و اجازه تماشای تلویزیون در عصر همان روز از او گرفته شد، اما در مقابل مادر از او به خاطر راستگویی قدردانی کرد و این باعث شد کودک درس مهمی بیاموزد.

به این ترتیب که حتی باوجودی که راستگویی همیشه آسان و راحت نیست، اما با گفتن سخن راست شما و دیگران همیشه احساس بهتری خواهید داشت.

ارزش دوم: جبران اشتباهات

به کودکان بیاموزید اشتباهاتشان را جبران کنند.

در یک دوره همی خانوادگی، ایمی و مارکوس، دختر عمو و پسر عموی ۴ ساله، درحال درست کردن قلعه با بلوک های چوبی بودند که ناگهان، ایمی با مشت روی قلعه مارکوس کوبید و مارکوس شروع به گریه کرد. پدر ایمی، شاهد این صحنه، دختر خود را سرزنش کرده و به او دستور داد از مارکوس عذرخواهی کند.

ایمی مجبور شد از روی احساس وظیفه بگوید: “من متاسفم مارکوس”. سپس پدر ایمی او را به گوشه ای برد و گفت: “دخترم، می تونی بگی چی تو را وادار کرد که با مشت روی قلعه مارکوس بکوبی؟” ایمی جواب داد: “من به خاطر  اینکه قلعه مارکوس بزرگتر از قلعه من بود عصبانی شدم”.

پدر به او گفت: “هر چند این بهانه درستی نیست که قلعه پسر عموی خودت را خراب کنی، اما من می تونم احساس ناراحتی تو را درک کنم. حالا می تونی به بازیت برگردی”.

واکنش این پدر شبیه به واکنش بسیاری از والدینی است که فهمیده عمل می کنند: او دخترش را وادار به شناسایی و بیان احساسات خود کرد، تا به این طریق ایمی متوجه شود چه احساسی او را مجبور به این رفتار کرده است. واکنش پدر ایمی خوب، اما ناکافی است.

برای اینکه والدین بتوانند حس واقعی جبران اشتباهات را در کودکان خود درونی کنند، باید آنها را به انجام برخی کارها تشویق کنند. به عنوان مثال، پدر ایمی می توانست به او پیشنهاد کند: به مارکوس در بازسازی قلعه خود کمک کند یا برای عذرخواهی چند تا شیرینی برای او بیاورد و در حالی که می گوید: “

متاسفم” ژست عذرخواهی به خود بگیرد. واداشتن کودکان به جبران اشتباهشان با انجام یک فعالیت دیگر نتیجه مؤثرتری به دنبال دارد و به آنها در داشتن احساس بهتر کمک می کند. اگر متوجه شدید کودکتان به شدت نسبت به کسی رفتار بد نشان می دهد، به او کمک کنید برای جبران رفتارش راهی پیدا کند.

مانند: “شاید بتونی یکی از کامیون های خودت را به همبازیت، که اسباب بازیشو خراب کردی هدیه کنی. شاید بتونی یک نقاشی برای خواهرت بکشی و به این طریق از او عذرخواهی کنی که کل روز سر به سرش گذاشتی”.

با تشویق کودکتان به انجام چنین حرکاتی، شما بر ارزش، اهمیت و ضرورت جبران اشتباهات تأکید می کنید و به این ترتیب کودکان یاد می گیرند حتی در بزرگسالی در روابط پیچیدۀ اجتماعی با همکاران، هم گروهان و همنوعان خود به شیوۀ منطقی ارتباط برقرار کنند.

ارزش سوم: عزم و اراده

به کودکان بیاموزید برای حل هر چالشی که با آن مواجه می شوند، اراده داشته باشند.

جیک پنج ساله به مادرش یک نقاشی نشان داد که آن را با مداد رنگی های جدیدش کشیده بود. مادر به او گفت:

“نقاشیت بسیار قشنگه و اونو خوب رنگ کردی. آفرین، کارت خوب بود”. جیک خوشحال و هیجان زده به داخل اتاقش دوید و به سرعت چند نقاشی دیگر کشید و آنها را نزد مادرش آورد تا دوباره مورد تشویق قرار بگیرد. مادر جیک گفت: “پسرم این نقاشی ها خیلی نامرتب اند و خوب رنگشون نکردی. من نمیدونم چی باید بگم”.

پاسخ بهتر می توانست این باشد: “خب، جیک، این نقاشی ها مثل نقاشی اولت با دقت کشیده نشدند. آیا می تونی دوباره سعی کنی و  نقاشی بهتری بکشی؟”.

اراده، ارزشی است که شما می توانید آن را در کودکان خیلی کوچک تشویق کنید. ساده ترین راه برای انجام این کار اجتناب از بیان ستایش بیش از حد و بی مورد و ارائه بازخورد صادقانه، ملایم و حمایتی به کودکان است. یکی دیگر از راه های بسیار مؤثر برای کمک به پرورش نیروی اراده در کودکان تشویق آنها به انجام کارهایی است که خیلی راحت نباشند.

راه دیگر تشویق آنها به پیشقدم شدن برای انجام کارهاست. به عنوان مثال، اگر پسر شما خجالتی است، او را تشویق کنید به کودکانی که در محوطه بازی می کنند، نزدیک شود، حتی اگر این تشویق او را عصبانی کند. اگر دختر شما بیش فعال است یا سریع واکنش نشان می دهد،

برای پیشگیری از کج خلقی و رفتار مخرب به او راهبردهایی مانند شمارش تا عدد ده یا کشیدن یک نفس عمیق را آموزش دهید. وقتی کودکتان موفق می شود به او بگویید: “تبریک میگیم تو تونستی این کار را با موفقیت انجام بدهی. من می دونم که انجام این کار واقعاً سخت بود”. با این کار او مصمم بودن را یاد می گیرد و حتی به انجام تلاش بیشتر تشویق خواهد شد.

ارزش چهارم: تعهد و احترام به عواطف دیگران

به کودکان آموزش دهید به احساسات دیگران فکر کنند.

آنا دو دختر ۳ و ۴ ساله داشت. هربار که او دخترانش را برای خرید به سوپرمارکت می برد آنها درحال گریه یا دعوا بودند و آنا از این بابت ناراحت بود و با ناراحتی می گفت: “من هر بار باید به شما بگم که وقتی بیرون می رویم و کسی را می بینند چطور باید رفتار کنید”. یک روز آنا از دخترانش خواست، هر نوع پیشنهادی که باعث می شود در فروشگاه بهتر رفتار کنند را بگویند.

دختر ۴ ساله او پیشنهاد کرد: “وقتی به فروشگاه می رویم تنقلات و شیرینی به همراه خودمان بیاوریم”.

دختر سه ساله گفت: “دوست دارم برای خودم آواز بخوانم تا احساس شادی داشته باشم”. در مراجعت بعدی به فروشگاه مادر با خواسته های دخترانش موافقت کرد و آنها نیز طبق قولشان خوب رفتار کردند و هر سه نفر احساس بهتری را در فروشگاه تجربه کردند.

هنگام ترک فروشگاه، دختران کوچک از مادرشان پرسیدند: “مامان، آیا هنوز هم شما احساس ناراحتی می کنید؟ “مادر آنها را مطمئن ساخت که احساس خوبی دارد و این بار از دخترانش راضی بوده است”.

انجام این تمرینات کوچک حل مسئله به کودک کمک می کند تا ارزش تعهد را یاد بگیرد. از این بابت مطمئن باشید. با گذشت زمان، حتی یک کودک خردسال می فهمد که کلمات یا اعمال او می تواند لبخند یا احساس بهتری را در شخص دیگر به وجود آورد. هنگامی که وی با شخص دیگر مهربان است،

متقابلاً آن شخص نیز با او خوب رفتار می کند. بنابراین این بازخورد او را تشویق به متعهد بودن نسبت به عواطف و احساسات دیگران خواهد کرد.

ارزش پنجم: عشق

عشق خود را به دیگران هدیه کنید.

والدین فکر می کنند که کودکان به طور ذاتی می خواهند عشق خود را به دیگران هدیه کنند. این درست است، اما برای هدیه کردن تمام عشق خود به دیگران، آنها نیاز به عشق متقابل دارند. بعد از یک روز معمولی و پر مشغله یک جمله “دوستت دارم” احتمالاً حداقل چیزی است که آنها نیاز به شنیدنش دارند.

اجازه دهید کودکتان ببیند که شما عشق و محبت خود را به مردمی که در زندگی شما هستند ابراز می کنید. هنگامی که بچه ها در اطراف شما هستند، همسرتان را ببوسید و او در آغوش بگیرید. با کودکان خود در مورد اینکه چقدر عاشق و قدردان پدربزرگ و مادربزرگ، خاله ها، عموها، عمه ها و دایی ها هستید صحبت کنید.

حتی یک روز را بدون ابراز محبت به کودکانتان سپری نکنید. عشق خود را به راه های غیرمنتظره نشان دهید، مانند:

گذاشتن یک کادوی کوچک در داخل بشقاب غذای او، نصب یک روبان به شکل قلب به آینه اتاق او تا درحال شانه کردن موهایش آن را ببیند، بدون هیچ دلیلی او را در آغوش بگیرید، وقتی صبح با شور و اشتیاق شما را از خواب بیدار می کند هرگز از کوره در نروید و با اوقات تلخی او را از خود دور نکنید.

من تضمین می کنم که هر چه بیشتر به فرزند خود بگویید “دوستت دارم”، بیشتر از او خواهید شنید “دوستت دارم”. آغوش و بوسه بیشتر، خانه های شما را با عشق و محبت آکنده خواهد کرد. هنگامی که فرزندان ما با آزادی احساس عشق خود را به ما بیان می کنند، ما متقابلاً به آنها بزرگترین ارزش زندگی را یاد داده ایم.

 

اجاره آپارتمان مبله ارزان
از این نویسنده

بدون دیدگاه

جهت ارسال پیام و دیدگاه خود از طریق فرم زیر اقدام و موارد زیر را رعایت نمایید:
  • پر کردن موارد الزامی که با ستاره آبی مشخص شده است اجباری است.
  • در صورتی که سوالی را در بخش دیدگاه مطرح کرده باشید در اولین فرصت به آن پاسخ داده خواهد شد.